شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

سیاسی

حسن روحانی: جامعه امنیت می‌خواهیم نه فضای امنیتی | باید بازدارندگی واقعی را به کشور برگردانیم

حسن روحانی: جامعه امنیت می‌خواهیم نه فضای امنیتی | باید بازدارندگی واقعی را به کشور برگردانیم
پیام آذری - حسن روحانی رئیس جمهور پیشین روز چهارشنبه ۵ آذر، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - حسن روحانی رئیس جمهور پیشین روز چهارشنبه 5 آذر، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، تأمین امنیت را مطلوب و امنیتی کردن جامعه را مضر خواند و گفت: امنیت، اطمینان و آرامش ایجاد می‌کند، ولی امنیتی شدن اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. ما فضای امنیتی نمی‌خواهیم، ما فضای امن می‌خواهیم.
به گزارش عصر ایران، رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم با بیان اینکه 5 ماه بعد از جنگ 12 روزه، همچنان متأسفانه در شرایط نه جنگ و نه صلحیم، تأکید کرد: باید همه تلاش کنیم تا شرایط «نه جنگ» را تقویت کنیم و برای این کار باید بازدارندگی‌های ما در بخش‌های مختلف ترمیم و تقویت شود و برای این کار الزاماتی نیاز است که همه باید تلاش کنیم برای دستیابی به آن تا بتوانیم هر چه سریع‌تر در برابر توطئه‌های دشمن بازدارندگی واقعی را به کشور برگردانیم.
روحانی افزود: باید قدرت اطلاعاتی را تقویت کنیم. سرویس‌های اطلاعاتی ما باید با سرویس کشورهای دیگر همکاری داشته باشند. مردم هم باید به دستگاه اطلاعاتی کمک کنند. در بخش فناوری اطلاعات هم خودمان را تقویت کنیم. راهش این است که فضای امنیتی را برداریم و نخبگان ایرانی را در هر کجای دنیا هستند، جذب کنیم.
او با اشاره به اینکه در سال 78 بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد، گفت: متأسفانه الان در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم و فضای کشورهای همسایه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است.
رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم با تأکید بر اینکه حفظ بازدارندگی توسط مردم بی‌نقص بوده است، گفت: اهداف اصلی دشمن این بود که یا این نظام را تغییر بدهند یا به تعبیر خودشان آن را سرنگون کنند، یا اینکه در ایران بتوانند تمامیت ارضی ما را خدشه‌دار و کشور را تجزیه کنند. درست است که هر دو مسأله وظیفه نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی است، اما عمدتاً ملت سینه سپر کرد که دشمن ناموفق بود. اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بازدارندگی خودمان را حفظ کنیم، مردم باید امیدوار باشند. ما به مردم می‌گوییم در کشور مشکلات داریم و باید مقاومت کنید ولی خودمان باید قدم اول را برداریم.
روحانی با بیان اینکه تکرار نشدن جنگ دست ماست، اظهار داشت: دشمن می‌خواست سازمان دفاعی ما را آشفته کند اما موفق نشد. کاری که رهبری معظم انقلاب در همان ساعت‌های اولیه در ساماندهی فوری و سریع انجام داد، اقدام خیلی بزرگی بود. در جنگ 12 روزه ما ایستادگی و مقاومت کردیم ولی ضربه هم دیدیم و مشکلات داشتیم. اما معنایش این نیست که دیگر تکرار نمی‌شود. تکرار نشدنش دست ماست، یعنی اگر ما در جامعه وحدت‌ و انسجام ملی‌مان را به خوبی حفظ کنیم، در آن شرایط ما می‌توانیم در برابر دشمن ایستادگی کنیم.
پنجه و خطرناکی داریم. اسرائیل جزو شرورترین و خبیث‌ترین رژیم‌هاست. آن طرف هم دشمن و خصمی داریم به نام آمریکا که کنار این رژیم ایستاده، فردی که امروز در آمریکا حاکم است معلوم است چه آدمی است، هر روز یک تصمیمی می‌گیرد و یک حرفی می‌زند. پس ما باید با دقت محاسبه کنیم و دشمنان را به همان اندازه که هستند قدرتمند ببینیم. ما باید در فناوری و فضای سایبری تلاش کنیم، داده‌ها و زیرساخت و مسیر ارتباطمان را به خوبی حفظ کنیم. باید در فناوری، حداقل از ایرانی‌هایی که در خارج از کشور هستند به خوبی استفاده کنیم. برای این کار باید فضا را امن و افراد لایق را جذب کنیم.
متن کامل سخنان حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم به نقل از سایت rouhanihassan به شرح زیر است:
بسم‌ الله الرحمن الرحیم
شرایط کشور بعد از 5 ماه که از جنگ 12 روزه عبور کردیم، درباره نه جنگ و نه صلح که رهبری هم فرمودند که باید نسبت به آن کاری کنیم، کار چندانی تاکنون انجام نگرفته است. احساس امنیت در کشور وجود ندارد، حالا این که خود امنیت هست یا نیست یک مقوله دیگری است. زمانی که مردم احساس امنیت ندارند اصولاً اینکه رشد اقتصادی داشته باشیم، تورم را پایین بیاوریم، سرمایه‌گذاری کنیم، خیلی معنا و مفهومی ندارد، این احساس ناامنی، ناامنی روحی، ناامنی جامعه، ناامنی فکری، ناامنی ذهنی وجود دارد.
از بحث حمله پیش‌دستانه که عبور کنیم، اساس امنیت ملی در همه کشورها، بحث بازدارندگی است. یعنی ما باید کاری کنیم که دشمن حمله را آغاز نکند، اگر هم حمله را آغاز کرد باید قدرت دفاعی آنچنان مؤثر باشد که در زمان کوتاهی بتوانیم جلوی خسارت‌ها را بگیریم و جنگ را پایان بدهیم.
در سال 78 بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد
در بحث بازدارندگی یک قدم مهم در همه دنیا بازدارندگی سیاسی است؛ یعنی روابط ما با کشورها و دنیا به گونه‌ای باشد که آنکه ما را تهدید می‌کند، با قدرت دیپلماسی که اعمال می‌کنیم جلویش را بگیریم یا لااقل تهدید را عقب بیندازیم.
قبلاً هم روزهایی داشتیم که احتمال می‌دادیم آمریکا به ایران حمله کند. در سال 78 در زمان کلینتون، آمریکایی‌ها اتهام ماجرای انفجار در خُبر را طبق بررسی که FBI انجام داده بود می‌خواستند به ایران منتسب کنند و صریحاً اعلام کردند که ایران را باید مورد حمله موشکی قرار دهیم. در ایران مبنای ما این شد که در برابر حمله موشکی چگونه دفاع کنیم و چه اقدامی کنیم؟ می‌توانیم دفاع کنیم یا نه؟ پاسخ ما چه باشد؟ یک بخشی از بحث‌های شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه، در آن مقطع این بود.
بلافاصله فعالیت سیاسی و دیپلماتیک را شروع کردیم، لذا از طرق مختلف برای عربستان پیغام دادیم. آنچه مهم بود این بود که عربستان چه چیزی را اعلام کند، چون انفجار خُبر در عربستان واقع شده بود. یک پایگاه آمریکایی مورد حمله قرار گرفته بود در چندسال قبل، یعنی سال 75 که بررسی آن حدود 3 سال طول کشیده بود.
بنا بر این شد که یک نفر نماینده تام‌الاختیار از ایران برود عربستان و با مقامات عربستان به یک تفاهم برسد. حالا آن زمان بنده را تعیین کردند به عنوان نماینده تام‌الاختیار از ایران. من رفتم عربستان، آن طرف هم آقای امیرعبدالله، نایف را به عنوان نماینده تام‌الاختیار در این موضوع انتخاب کرد.
ما دو نفر شروع کردیم به مذاکره، بعدازظهر حدود دو ساعت مذاکره کردیم، بعد موقع نماز مغرب شد. سپس شام رسمی که آقای نایف ترتیب داده بود. بعد از شام ما از ساعت 11 شب مذاکره را دومرتبه شروع کردیم، از 11 شب تا 5،4 صبح یعنی تا موقع اذان صبح، مجموعاً ما بیش از 7 ساعت در عصر و شب مذاکره کردیم و در نهایت به تفاهم رسیدیم.
در 5 بندی که می‌خواستیم به تفاهم برسیم، در همه آن 5 بند به تفاهم رسیدیم. این داستان مربوط به اردیبهشت سال 78 یعنی 78.2.18 است. در پایان مذاکرات آقای نایف رو کرد به دو نفر گفت شما بنشینید یک متن را برای تفاهم‌نامه امنیتی بنویسید و آن متن را بدهید به فلانی یعنی من و هر متنی که ایشان امضا کرد من آن را امضا خواهم کرد و پیش من نیاورید.
خب این کار شد و تفاهم‌نامه امنیتی امضا شد. بعد آمدیم در فرودگاه جده. ایشان در فرودگاه در حضور خبرنگاران اعلام کرد در ماجرای خُبر همسایگان ما دخالتی نداشتند، این همان چیزی بود که ما می‌خواستیم عربستان اعلام کند.
بنابراین برای بازدارندگی فعالیت سیاسی حرکت مهمی است؛ بازدارندگی دیپلماتیک و سیاسی. موارد دیگری هم داریم که فرصت نیست آن را بگویم که آمریکایی‌ها آماده بودند برای جنگ علیه ایران و با فعالیت دیپلماتیک توانستیم جلوی جنگ را بگیریم.
تأمین امنیت خوب و امنیتی کردن معمولاً مضر است
در همین ماجرای جنگ 12 روزه پیشگیری و بازدارندگی آن به نظر من خیلی آسان بود. متأسفانه فرصت‌هایی بود که درست از آن‌ها استفاده نشد، حالا من نمی‌خواهم وارد این مسأله شوم، اگر در فروردین و اردیبهشت 1400 به برجام برمی‌گشتیم و برجام عملیاتی می‌شد جنگ 12 روزه دیگر معنی نداشت، اسنپ‌بک دیگر معنی نداشت، شرایط دیگری می‌بود، اسرائیلی‌ها و دشمنان ما در دنیا و آمریکایی‌ها موضوع هسته‌ای را متأسفانه امنیتی کردند.
همانقدر که امنیت محبوب و مطلوب ما است، امنیتی کردن به ضرر ماست. امنیت خیلی خوب است. تأمین امنیت خیلی خوب است. امنیتی کردن معمولاً مضر است. در دانشگاه تأمین امنیت خیلی خوب است، ولی دانشگاه امنیتی معنی ندارد. تأمین امنیت جامعه خیلی خوب است، امنیتی کردن جامعه غلط است. تأمین امنیت فضای اقتصادی خیلی خوب است، اقتصاد را امنیتی کردن نادرست است. امنیت فرهنگ خیلی خوب است. امنیتی کردن فرهنگ غلط است.
وقتی «ی» پسوند امنیت می‌شود، بلایی سرش می‌آورد که درست معکوس می‌شود.
امنیت اطمینان درست می‌کند، آرامش درست می‌کند، ولی امنیتی شدن نگرانی درست می‌کند و اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. اگر بخواهیم مسائل فرهنگی را از طریق امنیتی حل کنیم، شدنی نیست. وقتی یکسری مسائل فرهنگی و اجتماعی را امنیتی می‌کنند، چیزی به دست نمی‌آید، همراهش ناامنی به وجود می‌آید.
برجام برای ما امنیت هسته‌ای به وجود آورد
به هرحال، آن‌ها دنبال این بودند که موضوع فناوری هسته‌ای ایران را امنیتی کنند و امنیتی هم کردند. اینکه پرونده ما از آژانس و وین به نیویورک و شورای امنیت رفت و به فصل 7 رفت و قطعنامه‌ها علیه ما صادر شد یعنی هسته‌ای را امنیتی کردند.
برجام خاصیتش چه بود؟ در کنار صدها خاصیت که من الان نمی‌خواهم آن‌ها را توضیح بدهم، اولین خاصیت برجام این بود که امنیت هسته‌ای برای ما به وجود آورد، به جای اینکه هسته‌ای امنیتی باشد. برای فناوری هسته‌ای امنیت درست کرد. اگر برجام می‌بود جنگ 12 روزه نداشتیم. کسی بهانه نداشت که بخواهد به ما حمله کند، بهانه‌ها از دشمنان سلب می‌شد.
حالا البته ممکن است کسی بگوید به دلیل دیگر، با بهانه دیگر ممکن بود حمله کنند ولی فعلاً با این بهانه به ما حمله کردند. در سال 1400 برجام نشد، چرا نشد؟ حالا فعلاً من کاری به بحث آن ندارم. متأسفانه در دولت سیزدهم هم نتوانستند؛ تا رسیدیم به اینجا و این مسأله پیش آمد.
متأسفانه در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم
در بحث بازدارندگی، یک بازدارندگی گسترده هم داریم که مربوط می‌شود به بازدارندگی منطقه‌ای. معمولاً می‌گویند بازدارندگی گسترده، که کشورهای دیگر هم به نحوی تأثیرگذارند. مثلاً اگر در منطقه ما، عراق یک کشوری بود که الان دارای توانمندی مستقل دفاعی بود، شرایط فرق می‌کرد. از 2003 آمریکایی‌ها آمدند در عراق و هنوز هم عراق به استقلال کامل و نهایی نرسیده است.
تا چند سال قبل که حتی درآمد نفتی عراق هم دست آن‌ها بود، یعنی نفت می‌فروختند، پول نفت می‌رفت در حسابی در سازمان ملل، حالا یک مقداری از آن شرایط فاصله گرفته‌اند. ولی امروز فضای عراق دست کیست؟ دست عراق که نیست. فضای سوریه الان دست کیست؟ حالا آن زمانی هم که اسد بود، تازه آن وقت هم فضای امنی در آنجا نبود؛ الان که دیگر معلوم است، فضای لبنان دست کیست؟ فضای اردن دست کیست؟ یعنی اسرائیل تا مرز ما، در فضا و آسمان بی‌دفاع و آزاد حرکت می‌کند. 
می‌گویند اسرائیل چقدر فاصله دارد با ایران، امروز دیگر بحث فاصله نیست، در مسیر هر وقت لازم باشد با تانکر هوایی سوخت لازم را می‌گیرد و دیگر مشکل مسافت وجود ندارد، هواپیما بلند می‌شود و نزدیک ایران بنزین‌گیری می‌کند، مشکلی که ندارد، آسمان تا ایران برای دشمن کاملاً امن شده است. متأسفانه الان ما بازدارندگی گسترده نداریم، یعنی کشورهای همسایه ما عراق، سوریه، لبنان، اردن، همه این‌ها، فضایشان متأسفانه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است
. معنی‌اش اینست که اگر ما بتوانیم به منطقه کمک کنیم، کمک به خودمان هم هست. اگر بتوانیم به استقلال کشورهای منطقه کمک کنیم، کمک به خودمان است. یعنی یک منطقه امن، یک منطقه قوی و توانمند که همه کشورها مستقل باشند، روابط ما یک روابط درست باشد، البته باید روابطی باشد که همسایگان کاملاً با دولت ایران نزدیک شوند و در کنار هم باشند، منافعشان را مشترک ببینند، خطرات را مشترک ببینند.
دشمن موفق نشد سازمان دفاعی ما را آشفته کند
به هرحال اسرائیل و آمریکا هر دو به ما حمله کردند، ولی به آن اهداف اصلی‌شان نرسیدند. بازدارندگی ما آنجایی که دست نیروهای مسلح ما بوده، مربوط به دستگاه امنیتی ما بوده، متأسفانه نقص و اشکال داشتیم ولی آنجایی که بازدارندگی توسط ملت بوده، بی‌نقص بوده است.
بازدارندگی نظامی داریم که اگر هواپیمای دشمن به مرز ما نزدیک شد رادار ما بتواند ببیند، پدافند ما بتواند ضربه بزند. جنگنده ما بتواند در هوا با آن‌ها مقابله کند. بازدارندگی فناوری هم باید داشته باشیم، باید بتوانیم اختلال الکترونیکی لازم را ایجاد کنیم. جنگال اهمیت دارد و وابسته به این است که فناوری ما در چه حد باشد، چقدر ما در فناوری قدرتمند هستیم. دشمن ما چقدر در فناوری پیشرفته است.
حالا در همه این‌ها، مشکلاتی داشتیم، اما اهداف اصلی دشمن، اهدافی بود که عمدتاً مردم و ملت بازدارنده اصلی بودند. اهداف اصلی دشمن چه بود؟ اهداف اصلی دشمن این بود که یا این نظام را تغییر بدهند یا به تعبیر خودشان این نظام را سرنگون کنند، یا اینکه در ایران بتوانند تمامیت ارضی ما را خدشه‌دار و کشور را تجزیه کنند.
درست است که هر دو مسأله وظیفه نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی است، اما عمدتاً ملت سینه سپر کرد که دشمن ناموفق بود. دشمن در هسته‌ای می‌خواست به ما ضربه بزند، که مقداری به ما ضربه زد، البته نتوانست به هدف صد درصدی که می‌خواست برسد، اما ضربه زد. 
در بحث موشکی می‌خواست به ما ضربه بزند. صد درصد نتوانست اما به ما ضربه زد. می‌خواست سازمان دفاعی ما را آشفته کند و آشفتگی ایجاد کند، این را موفق نشد. چرا فرماندهان را در اولین لحظه مورد هدف قرار دادند؟ زدن فرماندهان در لحظه اول برای ایجاد آشفتگی بود. چون نفر بعدی نمی‌داند چه کار باید بکند؟ اصلاً برنامه قبلی چه بوده؟ این فرمانده بوده که برنامه‌ریزی و کار و تلاش کرده و الان نیست. ولی در اینجا ناموفق بودند یعنی کاری که رهبری معظم انقلاب انجام داد در ساماندهی فوری و سریع، در همان ساعت‌های اولیه، ساماندهی برگشت. این اقدام خیلی بزرگی بود. لذا در آشفتگی ناموفق بود.
برای حل مشکلات خودمان باید قدم اول را برداریم
البته هدف اصلی ما اینست که تمامیت ارضی این کشور، انسجام ملی، امنیت ملی، منافع ملی، مصالح ملی، ارزش‌های دینی و ملی ما هم حفظ شود، اهداف اساسی ما این‌هاست. اگر می‌خواهیم این اهداف اساسی را به خوبی حفظ کنیم، همچنان باید در خط مقدم مردم سینه سپر کنند. نباید فکر کنیم که در آن 12 روز مردم ایستادند پس اگر 12 روز دیگری اتفاق بیفتد باز هم مردم می‌ایستند. باید کار و تلاش کنیم تا مردم احساس رضایت کنند، هر مقدار مردم نسبت به مشروعیت و مقبولیت نظام، باور بیشتری داشته باشند، محکم‌تر می‌ایستند. هر بخشی از مشروعیت و مقبولیت ما اگر زیر علامت سؤال قرار بگیرد آن ایستادگی ضعیف می‌شود.
درست است ما به مردم می‌گوییم در کشور مشکلات داریم و باید مقاومت کنید ولی خودمان باید قدم اول را برداریم. خودمان که می‌گوییم یعنی همه، یعنی دولت، حاکمیت، همه علاقه‌مندان به نظام. ما به مردم می‌گوییم در آب صرفه‌جویی کنید، این حرف درست است، منتهی اول باید خودمان قدم برداریم، باید به مردم بگوییم که آبیاری قطره‌ای ما این مقدار بود و در این دولت توانستیم این مقدار اضافه کنیم. تعداد سدهای ما این مقدار بود، توانستیم این مقدار هم اضافه کنیم. شما هم بیایید این کار را کنید.
در دولت تدبیر و امید، آمار زمین‌هایی که در آن آبیاری مدرن اجرا شد، تا اول دولت ما 3.1 میلیون هکتار بوده، آخر دولت ما 5.2 میلیون هکتار یعنی 2 برابر شد. این کار بزرگی بود در صرفه‌جویی آب. اینکه می‌گوییم عمده مصرف آب در کشاورزی است درست است ولی باید چه کار کنیم؟ کشاورزی را تعطیل کنیم؟ کشاورزی را که نمی‌شود تعطیل کرد. باید در بذر، نوع کشت، نوع آبیاری حواس ما جمع باشد، در کانال‌کشی و زه‌کشی حواس ما جمع باشد، همه این کارها را باید انجام بدهیم که مشکل حل شود. در سدسازی باید تلاش کنیم.
ما در دولت یازدهم و دوازدهم مجموعاً 57 سد ساختیم. در دولت سیزدهم هم 5 سد ساخته شد. ما وقتی به مردم می‌گوییم در مصرف آب صرفه جویی کنید، خود ما هم باید بتوانیم یک کار عمده‌ای انجام بدهیم، تا فاضلاب را تصفیه کنیم و در کشاورزی استفاده کنیم.
در 8 سال، ما 96 تصفیه‌خانه فاضلاب ساختیم. دولت بعدی هم حدود 20 تا ساخت. بنابراین ما باید قدم برداریم بعد به مردم بگوییم شما هم صرفه‌جویی کنید. یعنی همزمان با اقدامات لازم عملی، کار فرهنگی هم بکنیم و از مردم درخواست کنیم برای کمک. اول باید خودمان انجام بدهیم، سپس به مردم بگوییم ما مشکلات داریم شما به ما کمک کنید.
مثلاً در بحث تورم، از سال 93 تا 99 تورم جمعی ما 5.142 درصد بود. متوسط حقوق کارمندان و کارگران 142 درصد اضافه شد. یعنی درست به مقدار تورم، حقوق را اضافه کردیم، بازنشسته‌ها که وضع‌شان خیلی بهتر شد، حداقل و متوسط حقوق بازنشسته‌ها در سال 99 نسبت به 92، چهار برابر شد. حداقل حقوق کارکنان و بازنشستگان 490 هزار تومان بود، شد یک میلیون و 800 هزار تومان. متوسط حقوق بازنشستگان از 899 هزار تومان، 3 میلیون و 800 هزار تومان شد. بنابراین باید یک قدم برداریم، سپس از مردم بخواهیم که آن‌ها هم یک قدم بردارند.
برای حفظ بازدارندگی مردم باید امیدوار باشند
البته امروز شرایط ما، بسیار سخت است. اما در عین حال، باید مردم را امیدوار نگه داریم. اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بازدارندگی خودمان را حفظ کنیم، مردم باید امیدوار باشند. امید مردم از یک طرف به ایران بزرگ است که دارای منابع بسیار غنی و دارای انسان‌های فرهیخته است. افراد تحصیل‌کرده و باسواد در این کشور زیاد داریم، افراد شایسته در این کشور زیاد داریم، ایمان و اعتقادی که مردم دارند می‌تواند کمک کند به کشور، مذهب که کمک است.
این‌ها همه در کنار هم می‌تواند کمک کند. اما در عین حال همواره باید مردم نسبت به آینده امید داشته باشند. این امید می‌تواند سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم باشد. اگر امید نباشد و تلاش مسئولین نباشد در موقع مشکلات، ما نمی‌توانیم در برابر مشکل ایستادگی کنیم.
تکرار نشدن جنگ دست ماست
گفته می‌شود که تلاش سیاسی و دیپلماتیک الان خیلی پیچیده است. درست است، سخت و مشکل است، اما آیا بن‌بست کامل است؟ ما نمی‌توانیم این را قبول کنیم. در دنیای سیاست بن‌بست کامل خیلی به ندرت اتفاق می‌افتد. ما باید تلاش مضاعف کنیم مسأله را حل‌و‌فصل کنیم. ممکن است حل آن طولانی و سخت باشد، ولی امکان‌پذیر است.
فکر نکنیم همه مشکلات تمام شده است. بله، در جنگ 12 روزه ما ایستادگی و مقاومت کردیم ولی ضربه هم دیدیم و مشکلات داشتیم. البته ضربه به دشمن هم زدیم. اما معنایش این نیست که دیگر تکرار نمی‌شود. تکرار نشدنش دست ماست. یعنی اگر ما در جامعه وحدت‌ و انسجام ملی‌مان را به خوبی حفظ کنیم، در آن شرایط ما می‌توانیم در برابر دشمن ایستادگی کنیم. بیشتر هم مسأله روحیه مردم و شکل‌گیری اذهان مردم مهم است.
قرآن می‌گوید: «إِن یَکُن مِنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْن» شما اگر 20 نفر باشید در برابر 200 نفر می‌توانید بایستید. اما در مقطعی هم قرآن می‌گوید «أَلْآنَ خَفَّفَ اللهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنّ فیکُمْ ضَعْفاً» یعنی شما الان سست شدید و آن آدم اول نیستید، آن آدم سال اول انقلاب نیستید. الان دیگر «إِن یَکُن مِّنکُم مِائَهٌ صَابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْن» آن وقت می‌گوید ده برابر، حالا می‌گوید دو برابر. می‌گوید اگر شما 100 نفر باشید در برابر 200 نفر می‌توانید مقاومت کنید، ولی در یک مقطع 20 نفر برابر 200 می‌تواند مقاومت کند. در یک مقطع هم به جای 10 برابر فقط 2 برابر.
محاسبه درستی از قدرت خودمان در برابر دشمن داشته باشیم
یکی از مسائل بسیار مهم هم اینست که از قدرت خودمان در برابر قدرت دشمن محاسبه درستی داشته باشیم، اگر به دروغ بگوییم که ما قدرت بزرگی هستیم و همه چیز داریم و طرف مقابل ما بدبخت و ضعیف است و چیزی ندارد، این خطرناک است. شاید بالاترین خیانت به رهبران یک جامعه این است که ما محاسبه نادرست را در برابر آن‌ها بگذاریم. مسئولین نباید به راحتی گوش کنند به حرف مسئولان پایین‌دست. در همه جا این مسأله صادق است.
یک وقتی در داستان کرونا به ما گفتند شما اصلاً دنبال خرید واکسن نباشید، چون یک آقایی گفته بود من تا چند ماه دیگر مثلاً تا اول تابستان 50 میلیون دوز واکسن به شما می‌دهم. ما در جلسه ستاد ملی کرونا وقتی موضوع خرید واکسن را مطرح کردیم، یکی دو نفر از عزیزان به من اعتراض کردند و گفتند شما برای چه می‌خواهید واکسن بخرید؟ در آن جلسه می‌خواستیم خرید خارجی را تصویب کنیم چون لازم بود در ستاد مصوب می‌شد. یک عده مخالفت کردند گفتند آقا ما که واکسن داریم، اصلاً ما می‌توانیم به زودی واکسن را صادر کنیم؛ شما می‌خواهید وارد کنید و از خارج بخرید؟ چرا می‌خواهید این کار را بکنید؟
وقتی قرارداد 60 میلیون دوز واکسن را با اسپوتنیک روسیه بستیم، عده‌ای به ما اعتراض کردند که چرا 60 میلیون دوز قرارداد بستید؟ یا با سازمان بهداشت جهانی 8.16 میلیون دوز واکسن قرارداد بستید؟ در موقع خرید از باهارات هند گفتند چرا خریدید؟ نسبت به چین که یک عده اعلامیه علیه ما دادند. آقایی که نماینده مجلس بود اعلامیه داد، دیگرانی هم اطلاعیه دادند که واکسن چین به درد نمی‌خورد چرا می‌خرید؟ اگر ما می‌خواستیم به حرف این‌ها گوش کنیم و واکسن نمی‌خریدیم چه وضعی پیش می‌آید؟ 
در جنگ در اواخر 63 می‌خواستیم موشک تاو بخریم، از طریق دلالی می‌خواستیم وارد کنیم. یک آقایی که از مسئولین بود رفت خدمت آیت‌الله هاشمی که آن وقت فرمانده جنگ بود و گفت ما موشک تاو را ساخته‌ایم، شما چرا می‌خواهید بخرید؟. آقای هاشمی به من گفت که این آقا می‌گوید هر چه تاو بخواهید من می‌سازم، گفتم باید امتحان کنیم، گفت خودت برو امتحان کن.
ما با آن آقایی که مدعی بود، رفتیم در تپه‌های شرق تهران، یک دستگاه نفربر کهنه را گذاشته بودند در تپه، روبه‌روی آن هم یک دستگاه تاو که ساخته بودند از آنجا شلیک کردند، حالا آن هدف متحرک هم نبود، در نقطه‌ای مستقر شده بود. در حالی که ما باید با یک هدف متحرک امتحان می‌کردیم. در عین حال نزدیک آن هدف موشک اصابت کرد.
بعد آن آقا گفت دیدید کار ما درست بوده. گفتم مرد حسابی! اولاً این که به هدف نخورد، ثانیاً این هدف متحرک نبود. خلاصه ما رفتیم و به آقای هاشمی دو گزارش دادیم. یکی آن آقا به آقای هاشمی نوشت که رفتیم آزمایش کردیم و طرح موفق بود و فلانی هم بود و ما دیگر نیازی به خرید نداریم.
یک گزارش هم من نوشتم که در این گزارش معلوم شد هنوز با ساخت موشک خیلی فاصله داریم. حالا چه زمانی توانستیم موشک تاو بسازیم؟ وقتی که جنگ تمام شده بود.
بزرگترین خیانت به رهبران کم و زیاد جلوه دادن واقعیت‌هاست
تکرار می‌کنم بزرگترین خیانت به رهبران این است که ما بیاییم و واقعیت‌ها را کم یا زیاد جلوه بدهیم، یعنی خودمان را بزرگ ببینیم و دشمنان خودمان را کوچک ببینیم.
باید بدانیم ما دشمنان قوی پنجه داریم. ما دشمنان خطرناکی داریم. اسرائیل جزو شرورترین و خبیث‌ترین رژیم‌هاست. از این رژیم خبیث‌تر ما سراغ نداریم. تروریست‌هایی که نه به بیمارستان رحم می‌کنند نه به مدرسه، نه به مسجد، نه به آمبولانس، نه به بچه، نه به زن، به هیچ کسی رحم نمی‌کنند، دست به هر جنایتی می‌زنند. از این رژیم بی‌رحم‌تر و جنایتکارتر نداریم. دشمن ما این‌ها هستند.
آن طرف هم یک دشمن و خصمی داریم به نام آمریکا که کنار این رژیم ایستاده، آن هم فردی که امروز در آمریکا حاکم است که معلوم است چه آدمی است، هر روز یک تصمیمی می‌گیرد، هر روز یک حرفی می‌زند، یک روز می‌خواهد کانادا را بگیرد، یک روز می‌خواهد نقشه خلیج مکزیک را تغییر بدهد، یک روز می‌خواهد پاناما را بگیرد، هر روزی یک ادعایی دارد. یک روز هم می‌خواهد گرینلند را تصرف کند. ما با یک همچون آدمی مواجه هستیم. وقتی این چنین هست، پس ما باید با دقت محاسبه کنیم، هم دشمنان را با همان خطرناکی که هستند ترسیم کنیم و در حدی که قدرتمند هستند به همان اندازه آن‌ها را قدرتمند ببینیم.
البته این معنی‌اش این نیست که ما تلاش و فعالیت نکنیم. ما باید هم در فناوری کار کنیم هم در فضای سایبری تلاش کنیم، خیلی مهم است که چه جور داده‌ها را حفاظت کنیم. چه جور زیرساخت را حفظ کنیم. چه جور مسیر ارتباطمان را به خوبی حفظ کنیم. حفظ کردن این فضا و استفاده درست از این فضا بسیار مهم است.
فضای امن می‌خواهیم نه امنیتی
در این جنگ 12 روزه معلوم شد جنگ فناوری است. یک جنگ معمولی نیست. در واقع انواع آخرین فناوری‌ها را به صحنه آوردند و ما باید در همه فناوری‌ها پیشرفته باشیم. راهش این است که فضای امنیتی را از جامعه و کشور برداریم. یک تحصیلکرده ایرانی، یک دانشمند ایرانی، یک ایرانی نخبه که به کشورش علاقه‌مند است و در هر کجای دنیا هست، وقتی شایسته است باید دعوتش کنیم، جذبش کنیم، اگر بناست این کار شود باید فضای کشور دیگر امنیتی نباشد.
در سال 94 که توافق برجام امضا شده بود ولی اجرایش هنوز انجام نشده بود، وقتی رفتیم آمریکا، سرمایه‌داران بزرگ ایرانی و آمریکایی در یک جلسه در نیویورک اجتماع کردند. من رفتم برایشان سخنرانی کردم. آن‌ها گفتند برای حضور در این جلسه ما از دولت آمریکا اجازه گرفتیم، ایران می‌خواهد ما را دعوت کند که ما برویم در ایران سرمایه‌گذاری کنیم آیا برویم در این جلسه شرکت کنیم؟
وزارت خارجه به این‌ها گفته بود که بروید شرکت کنید، حالا مشکلات داخلی از لحاظ قوانین و مقررات را کار ندارم. بسیاری از ایرانیان آماده بودند بیایند به ایران و فعالیت کنند در اینجا. لااقل در فناوری، حالا سرمایه بحث دیگری است. وقتی یک نفر آمد در فرودگاه گرفتند، نفر دوم را گرفتند، برای دیگری اتهام درست کردند، نگذاشتند این‌ها به کشور بیایند.
امروز هم اگر ما می‌خواهیم این اقدام را بکنیم و نخبگان را به کشور دعوت کنیم، باید امنیتی بودن فضای کشور را کنار بگذاریم، ما فضای امنیتی نمی‌خواهیم، ما فضای امن می‌خواهیم، این‌ها بتوانند به ایران بیایند.
یک وقتی یک وزیر خارجه اروپایی آمده بود پیش من، برجام امضا شده بود، آمده بود با عده زیادی از سرمایه‌داران. در صحبتی که با من کرد گفت یک زمینی به ما بدهید ما می‌خواهیم مدرسه بسازیم. گفتم حالا بحث سرمایه‌گذاری است. گفت سرمایه‌دار ما که آماده است بیاید به ایران، وقتی می‌آید بچه‌اش باید مدرسه برود، برای این کار باید زمین لازم را در تهران در اختیار ما بگذارید. ما زمین را می‌خواهیم خریداری کنیم. نه آنکه مجانی به ما بدهید. می‌خواهیم سریع مدرسه بسازیم.
یکی از مقامات اروپایی به برخی از سرمایه‌دارهای غربی گفته بود بروید مترجم فارسی‌زبان استخدام کنید شما باید به زودی بروید ایران. خب آن زمان فضای مناسبی بود برای اینکه ایرانی و غیرایرانی و سرمایه‌گذار و صاحبان فناوری بیایند به ایران. امروز هم اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم باید در فناوری، حداقل از ایرانی‌هایی که در خارج از کشور هستند به خوبی استفاده کنیم. البته از دیگران هم باید استفاده کنیم. برای این کار باید فضا را امن و افراد لایق را جذب کنیم.
باید قدرت اطلاعاتی را تقویت کنیم
از طرف دیگر باید قدرت اطلاعاتی را تقویت کنیم. این همه نفوذ و جاسوسی دیدیم در ماه‌های قبل، چه بود و چه بساطی بود. به معنی واقعی کلمه باید طراحی جدیدی داشته باشیم. وقتی سرویس اطلاعاتی ما با سرویس اطلاعاتی هیچ کشوری همکاری ندارد، به تنهایی که نمی‌شود کار کرد. خیلی از مسائل اطلاعاتی در ارتباط با سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر به دست می‌آید. یکی از دانشمندان که ترور شد قبلاً یک سرویس خارجی به ما اطلاع داده بود که این آقا را می‌خواهند ترور کنند.
سرویس اطلاعاتی کشور دیگری به وزارت اطلاعات ما گفته بود که وزارت هم به مسئولین مربوطه خبر داده بود. البته متأسفانه آن عزیز ما ترور شد ولی این اطلاعات به ما رسیده بود. سرویس‌های اطلاعاتی ما باید با سرویس کشورهای دیگر همکاری داشته باشند. در بخش فناوری اطلاعات هم خودمان را تقویت کنیم و فناوری‌های لازم را جذب کنیم. از طرف دیگر مردم باید بیایند در کنار دستگاه اطلاعاتی و به آن کمک کنند.
وقتی در دولتی می‌روند از یک کشور همسایه، میلیون‌ها نفر را وارد کشور می‌کنند بی‌حساب و کتاب – حالا برای چه وارد کردند، من الان وارد این مقوله نمی‌شوم – آخر به چه دلیل این همه آدم را اجازه دادند وارد کشور شوند؟! البته من نمی‌خواهم بگویم از همسایه ما هیچ کس وارد ایران نشود ولی باید حساب‌شده باشد، باید دقت کنیم، باید بتوانیم به خوبی آن‌ها را کنترل کنیم.
وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعاتی، دستگاه‌های اطلاعاتی آنچنان باید در میان مردم محبوب باشند که همه پشت سر آن‌ها باشند، بگویند این دستگاه اطلاعاتی ما می‌خواهد جاسوس را دستگیر کند. این دستگاه اطلاعاتی می‌خواهد جلوی جرایم سازمان‌یافته را بگیرد. این دستگاه اطلاعاتی می‌خواهد یک گروه تروریستی که می‌خواهد وارد کشور شود را سر مرز دستگیر کند. اگر این چنین شد همه مردم پشت سر دستگاه اطلاعاتی خواهند بود، ولی اگر خدای ناکرده اصلاً کل کار اطلاعاتی ما شد شنود این و آن به دلایل خاص سیاسی، به نفع این جناح یا آن جناح، این فرقه یا آن فرقه آن وقت ما به جایی نمی‌رسیم.
بنابراین ما امروز بعد از 5 ماه، همچنان متأسفانه در شرایط نه جنگ و نه صلحیم و باید همه تلاش کنیم تا شرایط «نه جنگ» را تقویت کنیم و برای این کار باید بازدارندگی‌های ما در بخش‌های مختلف ترمیم و تقویت شود و برای این کار الزاماتی نیاز است که همه باید تلاش کنیم برای دستیابی به آن الزامات تا ما بتوانیم هر چه سریع‌تر بازدارندگی واقعی را به کشور در برابر توطئه‌های دشمن برگردانیم انشاءالله.
والسلام و علیکم و رحمت‌ الله


نظرات شما