شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

مقالات

فرهیختگان: انتقادات اصلاح طلبان از دولت پزشکیان «نامردی» است

فرهیختگان: انتقادات اصلاح طلبان از دولت پزشکیان «نامردی» است
پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست اصلاح‌طلبان تندرو خسته شده‌اند. آن‌ها نمی‌خواهند نسبتشان با دولت ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اصلاح‌طلبان تندرو خسته شده‌اند. آن‌ها نمی‌خواهند نسبتشان با دولت پزشکیان ذیل کلیدواژه «حامی» تعریف شود و مثل همیشه راه ساده‌تر و پوپولیستی را که «اپوزیسیون» بودن است، انتخاب می‌کنند. از سویی هم برخی از آن‌ها چون نمی‌خواهند علیه شخص مسعود پزشکیان به‌عنوان یک اصلاح‌طلب موضع بگیرند و همچنان به قانون نانوشته اصلاح‌طلبی، یعنی عدم انتقاد جدی به شخصیت‌های خودی پایبند هستند، لذا تلاش می‌کنند برای همه مشکلاتی که دولت نتوانسته آن را حل کند، یک مقصر دیگر بیابند و دولت را فقط «مجری» بدانند. یا شاید برای همه مطالباتی که خود از دولت پزشکیان داشته‌اند و به او رأی را چنان باجی غیررسمی دادند تا در ازای آن، آنچه را که می‌خواهند پزشکیان اجرایی کند و اگر نکرد، او را در سختی اداره کشور تنها ر‌ها خواهند کرد. 
صدا‌هایی که از اردوگاه اصلاح‌طلبان شنیده می‌شود، این موضوع را به ذهن می‌آورد که برخی از آن‌ها از دولت پزشکیان که فردی از میان خود آنهاست، ناامید شده‌اند و دیگر نمی‌خواهند پای حمایت از او بایستند. این یعنی پس از کلی خبر و تحلیل ذیل عنوان «عبور از خاتمی» و سپس روند ذیل مفهوم «عبور از روحانی»، حالا در نیمه دومین سال دولت پزشکیان، با نام او هم همین عبارت وارد ادبیات سیاسی اصلاح‌طلبان می‌شود؛ «عبور از پزشکیان». 
زدن زیر میز انتخابات
مشکل این نیست که اصلاح‌طلبان به نقد دولتی برمی‌خیزند که خود بر سر کار آورده‌اند، زیرا نقد به امید رفع مشکلات و اصلاح مسیر اشتباه، از قضا کار درستی است و به هیچ بهانه‌ای نباید باب آن بسته شود. مشکل این است که برخی اصلاح‌طلبان از اساس زیر میز انتخاب پزشکیان می‌زنند. مثلاً حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به ده‌ها سخنرانی خود در شهر‌های مختلف برای جلب آرای مردم به نفع پزشکیان، گفته بود: «من شرمنده مردمی هستم که با وعده‌های آقای پزشکیان رأی آن‌ها را گرفتم. ایشان [پزشکیان] بخش عمده‌ای از این کار‌ها را هنوز انجام نداده است.» جواد آذری‌جهرمی، دولت پزشکیان را به دوری از انفعال فرامی‌خواند و محمد مهاجری که عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت بود، خواستار به منزل فرستادن قائم‌پناه، معاون اجرایی دولت شد و حتی او و دیگر عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت استعفا هم دادند تا فاصله‌گذاری آنان با دولت در چشم افکار عمومی بیشتر به چشم بیاید. 
درواقع تندرو‌های اصلاح‌طلب زیر میز انتخابات می‌زنند؛ امروز حمایت می‌کنند تا کسی بر سر کار بیاید و دو روز دیگر پشیمان می‌شوند و ژست اپوزیسیون همان دولت را می‌گیرند. مخالف‌خوانی و همیشه غرزدن، نسبت به حمایت و اقناع افکار عمومی برای ماندن در صف حامیان، هم راه راحت‌تری است و هم به لحاظ سیاسی ژست شیک‌تری دارد و با ادای روشنفکری همراه است و می‌تواند توده‌های قشر متوسط را که عاشق ادا‌های سیاسی و روشنفکری هستند، با خود همراه کند. درحالی‌که نه پزشکیان آدم ناشناخته‌ای بود که حالا تازه متوجه مواضع و عملکرد او شوند و نه انتخابات خرید اینترنتی است که بتوانند کالای خریداری شده را به دلیل عدم مغایرت با کالای معرفی‌شده در سایت، پس بفرستند! درواقع این اصلاح‌طلبان دنبال آن هستند که دفاع از دولت برایشان اعتباری بیاورد و رزومه مثبتی برایشان ثبت کند، نه آنکه خود اعتبارشان را برای اصلاح و حمایت دولت بدهند. 
در چنین فضایی است که آن نامه پرابهام جبهه اصلاحات خطاب به محمد خاتمی نوشته می‌شود که با فراموشی مصلحتی همه تلاش‌های انتخاباتی جبهه اصلاحات و چشم‌بستن بر همه فعالیت‌های انتخاباتی کنونی احزاب اصلاح‌طلب برای رسیدن به قدرت، با عوام‌فریبانه‌ترین موضع ممکن، از لزوم دوری از قدرت و ماندن در کنار مردم می‌گوید. 
ناجوانمردی سیاسی
این میان اما برخی نزدیکان دولت و تندرو‌های اصلاح‌طلب اقدام دیگری را هم ضمیمه همه این تندروی‌ها می‌کنند که جز ناجوانمردی سیاسی نمی‌توان عنوان دیگری برای آن پیدا کرد. همان‌ها که در شب‌های قبل انتخابات همه تلاش خود را برای حضور یک اصلاح‌طلب بر کرسی ریاست‌جمهوری به کار می‌گیرند، حالا از کمی اختیارات ریاست‌جمهوری می‌گویند و چنانچه زمان خاتمی، رئیس‌جمهور را صرفاً یک تدارکاتچی نامیدند، حالا هم رئیس‌جمهور را صرفاً یک «مجری» می‌نامند. این یعنی که می‌خواهند در چشم مخاطبان خود، مقصر اصلی مشکلات را جایی دیگر معرفی کنند. 
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات معتقد است دولت به‌کلی از حل مشکلات ناتوان است و «پاسخگوی مسئولیت‌های محوله نیست.» و در پایان در عبارتی طعنه‌آمیز، «دولت و مجلس و حتی شخص دکتر پزشکیان» را «صرفاً یک مجری محض و همراه و هماهنگ» می‌نامد که «هیچ رنگ‌وبویی از پزشکیان دوران انتخابات، در رفتار و کابینه او دیده نمی‌شود.» الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت هم اخیراً در موضوعی بدون اطلاع‌رسانی شفاف و همه جانبه یک اتفاق، صرفاً به پاراف و ابلاغی در یک موضوع خاص اشاره کرد تا به مخاطبان خاص خود بگوید که دولت مقصر نیست و ابلاغیه از جایی دیگر آمده است. این اطلاع‌رسانی ناقص حضرتی البته با واکنش تند و علنی علی‌اصغر شفیعیان، چهره رسانه‌ای نزدیک به دولت و شخص پزشکیان مواجه شد که در شبکه مجازی ایکس نوشت: «اگر ضرورتی داشت، دفتر مقام ابلاغ‌کننده تبیین می‌کرد. خودمان را وسط نیندازیم!»
رویکرد کلی همه این مواضع و بسیاری مواضع دیگر ازاین‌دست، فرافکنی و مسئولیت‌ناپذیری است با دو نگاه؛ اول آنکه تقصیر ما نیست و ما با پزشکیان فاصله داریم، دوم آنکه تقصیر پزشکیان نیست.
بعضاً اصلاح‌طلبان رادیکال ابایی هم ندارند که رویکرد انتخاباتی خود را آشکارا بیان کنند؛ چنانچه هفته گذشته روزنامه هم‌میهن هشدار داده بود که اگر برای انتخابات شورا‌ها امیدمان به رئیس‌جمهور باشد، به صندوق انتخابات آسیب‌زده می‌شود. 
دولت پزشکیان نیاز به حمایت دارد تا بتواند در این شرایط دشوار کار را پیش ببرد و طبعاً در این مسیر، حامیان انتخاباتی او اولی از دیگران هستند که در کنار رئیس‌جمهور و برای مردم بمانند، نه آنکه به اسم در کنار مردم ماندن، دنبال سود سیاسی خود از این میدان سخت و پرحادثه باشند و ابتدای دولت را با سهم‌خواهی و ادامه دولت را با فرافکنی پیش ببرند. 
بازار


نظرات شما