پیام آذری - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
شبکه سیاسی- رسانهای مزدور غرب، تحولات ونزوئلا و نسبت آن با ایران را کاملاً وارونه روایت میکند. هدف این رویکرد، کتمان شکست بزرگ اسرائیل و آمریکا در برآوردن اهداف جنگ 12 روزه و عقده گشایی به نیابت از آنهاست.
این شبکه آلوده، پس از اقدام دزدانه و جنایتکارانه آمریکا در ربودن رئیسجمهور مردمی ونزوئلا سعی کرد تصویری تحریف شده ارائه دهد و از انرژی(!) این اقدام، برای جبران شکست وی در دو ساحت «میدان» و «خیابان» استفاده کند.
در حالی که 75 شهر آمریکا شاهد تظاهرات اعتراضی علیه اقدام غیرقانونی ترامپ بود و تظاهرات مشابهی در بسیاری از کشورها انجام شد، شبکه مذکور بلافاصله با ابراز شادمانی مدعی شد «یک دیکتاتور دیگر که ملت خود را، بهرغم منابع عظیم نفتی، در فقر و بدبختی نگاه داشته بود، به زبالهدان تاریخ پیوست».
اما ترامپ دیروز از خجالت همه غربگرایان درآمد و ضمن تحقیر اپوزیسیون گفت: «فعلا نفت میخواهیم و کاری با اپوزیسیون ونزوئلا نداریم».! او قبلا هم بارها به صراحت گفته بود دنبال نفت ونزوئلاست.
بازار ![]()
موضع صریح ترامپ، این پرسش را به میان میکشد که یک فعال سیاسی- رسانهای مستقل، چگونه میتواند با یاغیگری ترامپ عکس یادگاری بگیرد و حال آن که او، چند ماه قبل، انیمیشنی را منتشر کرد که با جنگنده، مدفوع بر سر معترضان در خیابانهای آمریکا میریزد؟! میلیونها آمریکایی که مورد توهین قرار گرفتند، جرمشان این بود که شعار داده بودند «ما شاه نمیخواهیم»!
در مورد ونزوئلا گفتنی است که این کشور، بزرگترین دارنده ذخایر نفت قاره آمریکا و هشتمین کشور دارنده منابع طبیعی در دنیاست. دولتهای آمریکا با این ادعای استکباری که آمریکای لاتین حیاط خلوت آنهاست، در طول سالها اصرار داشتهاند این کشور نفتخیز را مستعمره خود کنند، اما به سد هوگو چاوز و سپس دولت نیکلاس مادورو خوردند.
در این زمینه، سایت غربگرای «عصر ایران» (وابسته به مدعیان اعتدال و اصلاحات) سه سال قبل اذعان کرد: «تحریمهای آمریکا شکست خورده و اقتصاد ونزوئلا، در مسیر رشد قرار گرفته است. ونزوئلا شاهد رشد و بازگشت رونق اقتصادی است. بهرغم استمرار تحریمها، تدابیر دولتمردان ونزوئلا، این کشور را در مسیر توسعه قرار داده است. اقتصاد ونزوئلا در سه ماهه اول سال 2022 رشدی دو رقمی داشته و اگر این روند ادامه یابد، تولید ناخالص داخلی در سال جاری حدود 8 درصد رشد خواهد کرد.».
سازمان سیا با هزینههای هنگفت و حمایت از شورشیان تلاش کرد تا در ونزوئلا کودتا ترتیب دهد. سیا، ضمن استخدام خوان گوایدو، ۸۰۰ میلیون دلار هم به او داد، اما موفق به براندازی نشد. بیکفایتی اپوزیسیون موجب شد تا آمریکا راسا دست به کار شود.
شبکه رسانهای تحریف، مرتکب فریبکاری دیگری هم شده است؛ اینکه آدمربایی ترامپ را به نارضایتی مردم ونزوئلا نسبت دهد و حال آنکه ملت ونزوئلا با عبور از نامزدهای مورد حمایت آمریکا به مادورو رای دادند و دولت او با وجود تحریم و تورم چند صددرصدی، موفق به کاهش چشمگیر تورم شد و ضمنا تداوم مقاومتش موجب شد دولت قبلی آمریکا به خاطر نیازهای شدید نفتی، تحریمها را لغو کند و از ونزوئلا نفت بخرد. مداخله ترامپ نیز در همین راستا (ترکیب فریب مذاکره و زور) صورت گرفت.
نکته سوم و چهارم درباره وارونهگوییهای شبکه تحریف، زیر سؤال بردن روابط ایران با ونزوئلا، و همچنین، القای این تحلیل است که بعد از ونزوئلا، نوبت ایران است که آمریکا اقدام مشابهی را بکند! تحریفگران در این انگارهسازی، نه ماجرای خفتبار نابود شدن نیروی دلتا فورس در صحرای طبس را به یاد میآورند، و نه اسارت تفنگداران آمریکایی در خلیجفارس، مقابله ایران در توقیف نفتکش، سرنگونی گلوبالهاوک و موشکباران بیسابقه دو پایگاه مهم پنتاگون در عینالاسد عراق و العدید قطر را.
در زمینه اهمیت روابط اقتصادی ایران با ونزوئلا، خبرگزاری اصلاحطلب ایلنا تابستان سه سال قبل نوشت: «ونزوئلا با هدف کشت فراسرزمینی، یک میلیون هکتار زمین کشاورزی در اختیار ایرانی قرار داده است. این کشور برای کشت محصولات استراتژیکی چون ذرت و سویا مناسب است؛ ارزش اقتصادی سویا به مراتب از گندم بالاتر است. کشت سویا در هکتار حاشیه سود 150 درصدی دارد، در حالی که سود گندم کمتر از 30 درصد است. کشت سویا و ذرت درآمد قابل توجهی را متوجه ایران میکند.»
همچنین رسانه آمریکایی رادیو فردا یک ماه قبل در گزارشی تصریح کرد: «روابط ایران و ونزوئلا که بر پایه مخالفت با ایالات متحده، همکاری نفتی و دور زدن تحریمها، و برخی توافقهای راهبردی استوار است، از دو دهه پیش با همکاری گسترده در حوزههای انرژی، ساختوساز، مبادلات امنیتی و حملونقل شروع شد. شرکتهای ایرانی وارد پروژههای راهاندازی کارخانههای سیمان، ساخت مسکن و توسعه پتروشیمی شدند. با روی کار آمدن مادورو، این همکاری بیشتر شد. ایران و ونزوئلا، شبکهای از شرکتها و بانکهای واسط ایجاد کردند که نهتنها امکان انتقال منابع ارزی را به ایران فراهم کرد، بلکه زمینهای برای پروازها به کاراکاس را از سال ۲۰۱۹ ایجاد کرد. این روابط از اتحاد سیاسی ایدئولوژیک، به یک شراکت امنیتی- اقتصادی رسیده است».
وبسایت دویچه وله آلمان هم دو هفته قبل در گزارشی اذعان کرد: «همکاریهای ایران- ونزوئلا طی سه دهه، از همدلی سیاسی و شعارهای ضدآمریکایی عبور کرده و به همکاریهای نفتی، مالی، صنعتی و امنیتی رسیده است. در سالهای اخیر اما وارد مرحله تازهای شده که صحنه اصلی آن آبهای آزاد، مسیرهای دریایی ونفتکشهاست. همکاریها بهسرعت گسترش یافت. پروژههای صنعتی و مسکنسازی آغاز شد، خطوط مونتاژ خودرو راه افتاد و حتی بحث انتقال فناوری مطرح شد. ایران، کارخانه سیمان، پروژههای بزرگ مسکن و خطوط خودروسازی در ونزوئلا راهاندازی کرد. هزاران واحد مسکونی ساخته شد و هزینهها از طریق طلا یا تهاتر پرداخت شد. زمانی که ایران در سال ۲۰۱۰ با کمبود بنزین روبهرو شد، ونزوئلا محمولههای سوخت فرستاد. ده سال بعد، همین مسیر به شکلی معکوس تکرار شد وایران، پنج نفتکش حامل بنزین و فرآوردههای نفتی به ونزوئلا فرستاد. از سال ۲۰۲۱، ایران میعانات گازی، بنزین و قطعات پالایشگاهی به ونزوئلا میفرستاد تا نفت فوقسنگین این کشور قابل صدور شود. در مقابل، ونزوئلا متعهد بود نفت سنگین یا سوخت معادل، گاهی حتی بیش از مقدار دریافتی، به ایران تحویل دهد. در کنار نفت، طلا یکی از ابزارهای اصلی تسویه حساب بوده است. بخشی از پروژههای مسکنسازی، ساخت کشتی و حتی فروشگاههای زنجیرهای ایرانی در ونزوئلا با طلا تسویه شدهاند».
مفهوم دیگر این روابط، حضور مؤثر ایران در منطقهای است که استعمارگران آمریکایی تا دو دهه قبل، آنجا را حیاط خلوت خود میپنداشتند و حتی شوروی را هم تحمل نمیکردند.
رئیسجمهور ونزوئلا پیش از این گفته بود: «مارس وآوریل ۲۰۱۹ با سردار سلیمانی آشنا شدم. او زمانی به ونزوئلا آمد که از حملات سایبری آمریکا علیه تأسیسات برق رنج میبردیم. واقعاً نمیدانستم که او چقدر عالی است، اما صحبتی که با او داشتم بسیار دلنشین بود. او پیشنهاد کمک داد و دو یا سه روز بعد، کارشناسان ایرانی برای تعمیر تأسیسات برق به ونزوئلا آمدند».
نفوذ معنوی و فرهنگی ایران (فراتر از همکاریهای اقتصادی) به جایی رسید که مردم ونزوئلا، تصاویر سردار سلیمانی را کنار قهرمانان آمریکای لاتین سر دست گرفتند. پوسترهایی منتشر شد که حاج قاسم سلیمانی پیشاپیش قهرمانان آمریکای لاتین (کاسترو، بولیوار، چاوز و چهگوارا) حرکت میکند. روی پوستر نوشته بود «چهرهها، زمانها و کشورها تغییر میکنند، اما هدف یکی است».
معنای دیگر ماجرا، همان چیزی است که به شکل جویده جویده، در ادبیات مقامات صهیونیست و آمرزیکایی دیده میشود. نتانیاهو دو هفته قبل مدعی شد «ایران پس از آنکه تهدید هستهای و موشکی آن را از بین بردیم، دیگر یک ابرقدرت منطقهای نیست». ترامپ هم در گفتوگو با تایم مدعی شده بود «حمله به تأسیسات هستهای ایران موجب شد که ایران دیگر قلدر منطقه نیست». فارغ از مهمل بودن ارزیابی اخیر نتانیاهو و ترامپ، معنای مستتر در کلام آنها این است که به ابرقدرتی ایران اذعان داشته اند؛ و این نقطه مقابل ماموریتی است که به پادوهای سیاسی و رسانهای خود، درباره ضعیفنمایی ایران سپردهاند.
دو ماه قبل ژنرال تامیر هایمن، رئیس مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (رئیس سابق اداره اطلاعات نظامی ارتش) در میزگرد بررسی فعالیتهای ایران در آفریقا گفت: «ایران، خود را بازیگر جهانی مشروع میداند؛ کشوری با تاریخ طولانی و وارثِ یک امپراتوری که باید شکوهش را پس بگیرد؛ شکوهی که بر اثر مداخلات غرب ربوده شده و دولتی دست نشانده به جایش گذاشته شده بود. اکنون، دوره احیای نقش جهانی است. تا آنجا که اطلاع دارم، ایرانیها هرگز تسلیم نمیشوند و در برابر فشار خارجی سر فرود نمیآورند. من ندیدهام کنار بکشند و رها کنند. مدام خود را بازآفرینی میکنند و ستونهای پیشین امنیت ملی را باز تعریف میکنند. اگر یکی از ستونها تضعیف شود، راهی برای ظرفیتسازی جایگزین پیدا خواهند کرد. اگر شبکه نیابتی و حضور جهانی شان دچار چالش شود، خود را بازآفرینی خواهند کرد».
بر خلاف انگارهسازیهای توهمی غربگرایان، اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» به تازگی نوشت: «اقدام نظامی ایالات متحده در ونزوئلا، با پیشنهادهای دیپلماتیک (کاهش تحریمها و گامهای عادیسازی روابط) که قبل و در حین استفاده از زور روی میز نگه داشته میشدند، همزمان بود. عملیات ترامپ برای برکناری مادورو، پیامهای ضدونقیضی را در رابطه با وضعیت خاورمیانه مخابره میکند. با این حال، عملیات ماهها طول کشید تا برنامهریزی شود و هیچ نشانهای وجود ندارد که ایالات متحده توانایی یا قصد انجام کاری مشابه در ایران را داشته باشد. دولت ترامپ باید از خطرات لفاظیهای مبهمی که نمیتوان با عمل دنبال کرد، آگاه باشد».
موید تحلیل شورای آتلانتیک، درخواست آتشبس در جنگ 12 روزه از سوی اسرائیل و آمریکاست و این درخواست در حالی رخ داد که به اذعان محافل آمریکایی و صهیونیستی، نه هدف براندازی محقق شد (بلکه ملت ایران منسجمتر و از آمریکا متنفرتر شدند)، نه برنامه هستهای ایران از بین رفت و نه توانمندی نظامی ایران مهار شد. محافل غربی اتفاق نظر دارند که ایران از نظر نظامی، موشکی و اطلاعاتی و مهارت ضربه زدن به نقاط راهبردی، به مراتب قدرتمندتر از قبل از جنگ است.
در جمعبندی میتوان گفت که آویزان شدن غربگرایان ایران از پروژه ونزوئلا و تقلا برای تحریف ماجرا، تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکست در خیابان (راهاندازی اغتشاش) پس از شکست آمریکا در میدان است. سند روشن این ادعا، فعالیت بازارها بر خلاف فشار کارفرمایان صهیونیستی -آمریکایی برای تعطیلی بازار و اصناف است.