پیام آذری - روزنامه جوان / «ایران مقایسهشدنی نیست وقت تلف نکنید!» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم غلامرضا صادقیان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
چند ساحت یا وجه تجاوز امریکا به ونزوئلا و پیام او درباره آشوبگران در ایران چیست و چگونه باید بود تا «عمل درست» را بدانیم که چیست و «درستعملکردن» را نیز؟
ترامپ نقشهی ونزوئلا را با اطرافیانش مرور میکند. به او میگویند در ایران برخی ناآرامیها گزارش شده، بهتر است حملهی فردا به ونزوئلا را برای ایرانیها نیز فاکتور کنی! بههرحال، در نظامهای سرمایهداری روغن را نذر امامزاده نمیکنند، چه ریختهاش را، چه نریختهاش را. روغن را فقط جایی میریزند که دوبرابر بازگردد. پس او پیامی صادر میکند که اگر ایران با آشوبگران مقابله کند، «ما کاملاً مسلح و آماده حرکت هستیم». فردا نیز تهدیدش به ایران را در ونزوئلا به نمایش میگذارد.
بازار ![]()
ساحت دیگر آنکه وقتی امریکا بر ونزوئلا مسلط شد، تسلط بر دیگر کشورهای امریکای لاتین راحتتر است. با نفت ونزوئلا، حکمرانی بر نفت جهان و خارجکردن اعراب نفتی از دور هم بیهزینه میشود.
ساحت سومی هم دارد. اینگونه تجاوزهای آسان، بیمعامله و بیچیزی نیست. برخی میگویند اوکراین در برابر ونزوئلا، یا ادامه فروش نفت ونزوئلا به چین، چنانکه ترامپ در نخستین پیامها همین قول را به چینیها داد.
من این سه ساحت را مانند برخی امریکوفیلها یا کسانی که فوبیای امریکا دارند، نمیبینم، درست مقابل آنها میفهمم.
امریکا بعد از جنگ دوم و بمباران اتمی، در هیچ جنگی پیروز نهایی و تمامکنندهی کار و بهرهبردار کامل نبوده است. پس میتوان از ساحت سوم نتیجه گرفت که فرمان دنیا در دست چندجانبهگرایی است و امریکا بدون تقسیم غنائم نمیتواند جنگی را آغاز کند و بعد از هر جنگی نیز امید به پیروزی کامل و بهرهبرداری کامل از نتایج جنگ ندارد. آنچه امریکا در ونزوئلا کرد، صرفاً نمایشی با «دلتافورس» امریکا بود که همین نیرو در چندین عملیات خود در غزه برای نجات اسیران اسرائیلی شکست خورد و تلفات داد و در طبس هم میدانید چه شد. چرا باید این را نشانهی تغییر نظم جهانی و قدرت امریکا تعبیر کرد، مگر امریکا از بعد جنگ دوم، مشغول چه کاری در جهان بوده است؟! حتی بعد از ریگان که دوران افول امریکا بوده است، امریکا دست از تجاوز برنداشته و در هیچ یک موفق نهایی نبوده است، تهاجم به پاناما، مداخله در هائیتی، مداخله برای آزادسازی کویت از اشغال عراق، دخالت در سومالی، بوسنی، بمباران یوگسلاوی، جنگ افغانستان، جنگ عراق، مداخله در لیبی، حمایت از عربستان در جنگ با یمن و عملیات به اصطلاح ضدتروریستی در پاکستان، یمن، سومالی، سوریه با پهپاد و نیروهای ویژه. در کدامیک از این جاها پرچم امریکا هنوز برافراشته است؟!
از ساحت دوم باید نتیجه گرفت که «نباید دیگر بر نفت جز بهقدر مصارف داخلی تکیه کنیم». امروزه در همهجای جهان نفت پیدا میشود. تولیدکنندگان نفت در جهان از بیم بیخاصیتشدن آن در مصرف داخلی و توان استراتژیک، بیوقفه آن را استخراج و به بازار عرضه میکنند و جهان به سوی سوختهای جایگزین میرود. بینیازی از فواید دیگر نفت از پتروشیمی تا موارد دیگر نیز در دستور کار جهان است. پس نفت مهم است، اما نه مانند گذشته که دنیا با «فرمان زکی یمانی» تغییر چهره میداد.
اما درباره ساحت اول خطاب به کسانی که سقوط مادورو و پیام امریکا به ایران را نگرانکننده توصیف و تحلیل میکنند، میگویم شما قبل از این ماجرا باید جنگ ۱۲ روزه امریکا با ایران را تحلیل کنید و اگر اهل مقایسهاید، نتیجهای را که ایران بر گردن امریکا بار کرد- چه در این جنگ و چه در نیمقرن گذشته- با نتیجهی کار ونزوئلا قیاس کنید، نه برعکس. امریکای ترامپ را با واگذاری یکپنجم خاک اوکراین به روسیه بسنجید نه با سرقت یک رئیسجمهور از جایی که با ارتش و ثروتمندانش توافق کرده بود. میگویند نباید گفت که «ونزوئلا را با ایران مقایسه نکنید»! چرا نباید گفت و چرا نباید توان نظامیان وفادار، انسجام داخلی، عمق استراتژیک و شبکهی نفوذ منطقهای، تنوع اقتصادی، و ملتی برآمده از یک تمدن عظیم تاریخی و یک مذهب سراسر ایمان و شهادت را یادآور شد؟ ایران مقایسهشدنی نیست. وقت خود را تلف نکنید.