پیام آذری - آیین پاسداشت مقام «نادعلی همدانی» رماننویس و ناشر ماهنامه تماشاخانه و تماشای زندگی با حضور جمعی از اندیشمندان، اصحاب رسانه و دوستانش در اردبیل برگزار و ابعاد شخصیت او برای نخستین بار تشریح شد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، مرکز اردبیل مطبوعات پژوه و ایرانشناس اردبیلی در این آیینآیین پاسداشت مقام «نادعلی همدانی»که با عنوان «در مدار حکمت» در خانه تاریخی وکیل الرعایا برگزار شد، اظهار کرد: نادعلی همدانی مردی بود که در مقابلش باید با احترام ایستاد، مردی که روزنامهنگاری در اردبیل را متحول ساخت و تاثیر چارچوبهای فکری او روزنامهنگاری سنتی را به روزنامهنگاری نوین در اردبیل نزدیک کرد.
حیدر محمدیان اردی افزود: نادعلی همدانی را باید از ستونهای اصلی رماننویسی و روزنامهنگاری ایران دانست که با اندیشههای خود مطبوعات را به چالش واداشت و حرکتهای تازهای را پایهگذاری کرد که تاکنون ادامه دارد و شاید بشود گفت که نوشتههایش فراتر از زمان بود.
وی بیان کرد: او با پیشینهای که از مطبوعات داشت، با بردن ماهنامه «تماشای زندگی» به خانههای مردم ایستاد تا نظارهگر و تماشاگر زندگی باشد و یک نمونه از تاثیر نوشتههای او را در جریان حاج باباخان اردبیلی، سردار مشروطه در اردبیل شاهد بودیم.
رییس بنیاد ایرانشناسی اردبیل نیز در این آیین گفت: تفاهمنامهای با بنیاد ایرانشناسی استان همدان داشتیم که با توجه به اصالت همدانی این خاندان، در ۲ استان بر اساس تقویم برنامههای سالیانه در اسفند ۱۴۰۴ این آیین برگزار شود که متاسفانه در پی حمله آمریکایی_صهیونی به خاک پاک وطن به تعویق افتاد.
محمود محمدهدایتی افزود: این آیین پنجمین نشست فرهنگی_تاریخی اردبیل در چهار سال گذشته است و در صورت مساعد بودن شرایط، امسال چند نشست دیگر در معرفی تاریخ و فرهنگ پرعظمت اردبیل برگزار خواهد شد.
همچنین نوید آذربایجانی، اباذر واحدی گرجان، کمال نعیمی، محمد فردین و حجت بابایی به نقل خاطراتی از نادعلی همدانی پرداختند.
همدانی، از تهیهکنندگی در تهران تا نویسندگی در اردبیل
نادعلی همدانی در اصل از ترکان همدان بود که در ۲۲ فروردین ۱۳۱۲ در جوار کوچه سلیمانشاه اردبیل به دنیا آمد و مدرسه ابتدایی را در دبستان سعدی به پایان رساند و با وجود اینکه پدرش در سرای حاج احمد بازار مغازه داشت، همچون بیشتر اهالی شهر با مشکلات اقتصادی روبهرو بود.
این نویسنده ابتدا برای کار و ادامه تحصیل به تهران رفت و پس از گرفتن دیپلم به عنوان نویسنده، خبرنگار و قصهنویس برای روزنامه کیهان و سپس موسسه اطلاعات دست به قلم شد؛ او قصهنویسی در مطبوعات را از ۱۵ سالگی آغاز کرد و نخستین رمان خود را در مجله «علمی» با نام «ولگرد» چاپ کرد.
آنگاه به خواست علیاکبر علمی، صاحب ایک نتشاراتی در سال ۱۳۳۰ آن را به شکل کتاب منتشر کردند که نگارش «ولگرد» با آن سن کم در آن روزها غوغایی به راه انداخت و خوانندگان بسیاری را در اردبیل و سایر نقاط ایران به دنبال خود کشاند.
برادر او که مغازه فروش ظروف داشت، در روزهای سخت پس از سقوط فرقه دمکرات آذربایجان در آذر ۱۳۲۵ که عوامل حکومت به دنبال هواداران فرقه بودند، در معرض این اتهام قرار گرفت و مجبور به چاپ انزجار نامهای در روزنامه محلی «قبس» شد، اما موضوع فراتر از این حرفها رفت تا اینکه او به ناچار مغازه را فروخت و زادگاه خود را ترک کرد.
همدانی بعدها از سوی سازمان در حال تاسیس تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۵ به کار دعوت شد و چهار سال به عنوان تهیه کننده تلویزیونی کار کرد تا اینکه در اواخر ۱۳۴۹ به هفتهنامه تماشا پیوست و سردبیر این نشریه تلویزیونی را بر عهده گرفت.
او تا سال ۱۳۵۴ که مجله تماشا را روانه بازار میکرد، در دانشکده هنرهای دراماتیک تحصیل کرد و سپس با بورسیه تلویزیون عازم فرانسه شد؛ در دانشگاه سوربن پاریس تا دوره دکترا تحصیل کرد و در سال ۱۳۵۸ به ایران بازگشت.
همدانی در ۱۳۶۸ پس از سالها نویسندگی و تهیهکنندگی در تلویزیون بازنشسته شد و انتشار تماشاخانه و تماشای زندگی، بزرگترین یادگار مطبوعاتی او از همین دوران بازنشستگی بود، اما در سال ۱۳۸۵ دچار سکته مغزی شد تا اینکه در اسفند ۱۳۸۷ جان به جانآفرین تسلیم کرد و در بهشت زهرا (س) در تهران آرام گرفت.

۴۰ اثر برگزیده از همدانی برای ایران
از جمله نوشتههای همدانی میتوان به رمان ولگرد، هذیان زندگی، پدرم ستارخان، زیبای سرخپوش، حماسه بابک خرمدین، بابک- عشق- حماسه، پریسا، سوگند، مدرس، ۳۰ سال شهادت، فرشته ساوالان، قصههای زادگاهم، پیشگامان استقلال ایران، درد عشقی که مپرس، داستان شاه و پری، قوچاق نبی، زال و رودابه، فریدون و ضحاک، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، تهمینه و حماسه رامالله اشاره کرد.
همچنین او اثرهایی درباره تئاتر با عنوانهای نیرنگهای اسکاپن، ماجراهای جاویدان تئاتر، هنر نمایشنامهنویسی جنگ، تئاتر پست، دراماتیک، دارم و تراژدی، هنر درامپردازی، میموزاهای الجزایر و رییس مگسها و تلهتئاترهای شبهای خشم، تفنگ و شاخه زیتون، سمیرا، بازگشت، نستوه، گتو، نوکرها و اربابها، طلوع در نوفل لوشاتو، دنیای کتاب و پیدایش صهیونیسم را به رشته تحریر درآورد.
همدانی که همزمان با استان شدن اردبیل در سال ۱۳۷۲ نسبت به انتشار مجله تماشای زندگی همت گماشت، در زمینه ترجمه نیز دست به قلم بود و اثرهایی همچون کاخ تنهایی، کاترین کبیر، داستان قاجار، زولا، لاسکارینا بوبولینا، ابوالهول یخها و تلفنیها برجا گذاشت.