پیام آذری - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درگذشت لیندسی گراهام و بستری شدن طولانیمدت میچ مککانل، رهبر پیشین اکثریت سنا، یادآور این واقعیت است که زمان حتی بر قدرتمندترین چهرههای سیاسی نیز غلبه میکند. با این حال، پایان یک دوران در میان جمهوریخواهان سنا تنها یک متغیر از روندی کلانتر است. گسلهای سیاست در ایالات متحده در حال فعال شدن است؛ تغییرات نسلی که مدتها به تعویق افتاده بود اکنون خودنمایی میکند، نبرد بر سر آینده ایدئولوژیک هر دو حزب شدت گرفته و رهبران سیاسی در تلاشند تا نگرانیهای فزاینده رایدهندگان را نسبت به کاهش امنیت اقتصادی و جنگهای فرامرزی التیام بخشند. به گزارش سی ان ان، در این میان، دونالد ترامپ با تمام توان از اهرمهای قدرت خود استفاده میکند تا عقربههای ساعت سیاست را کند کرده و از سندروم «اردک لنگ» در سالهای پایانی دولت فرار کند. اما وسواس او برای به جا گذاشتن یادگارهای فیزیکی از دوران ریاستجمهوریاش، نشاندهنده ذهنیت یک رئیسجمهور ۸۰ساله در دور دوم است که تمام تمرکزش معطوف به میراث سیاسی خود شده است.
در سوی دیگر، بحران جانشینی مشابهی در حزب دموکرات در حال شکلگیری است؛ جایی که نیروهای ترقیخواه در حال به چالش کشیدن قدرت سنتی حزب هستند. ناکامیهای اخیر در کارزارهای کلیدی سنا نشان میدهد که ضعفهای داخلی و نهادی که به پیروزی ترامپ در سال۲۰۲۴ کمک کرد، همچنان پابرجاست. این احساس که نظم سیاسی قدیم در حال فروپاشی است، با ناتوانی هر دو حزب در ارائه راهحلهای قوی برای عبور از بحران هزینههای زندگی تقویت میشود.
دموکراتها نیز درگیر اختلافات داخلی بر سر هویت حزب خود هستند. رهبران دموکرات با درخواستهایی برای واگذاری قدرت به نسل جوانتر مواجهند و سوسیالیستهای دموکرات با استفاده از اضطراب اقتصادی جامعه، خواستار چرخش تند به چپ هستند؛ درحالیکه جریان سنتی حزب نگران از دست دادن پایگاه میانهروها است. دموکراتها اکنون در حال تجربه همان تحول ضدساختاری هستند که ترامپ یک دهه پیش علیه رهبرانی چون مککانل در حزب جمهوریخواه آغاز کرد. نماد بارز این تحول در حزب جمهوریخواه، انعطافپذیری ایدئولوژیک گراهام بود. او که روزگاری نماینده بسیاری از ارزشهایی بود که ترامپ از آنها نفرت داشت، در نهایت به یکی از نزدیکترین معتمدان رئیسجمهور تبدیل شد. نقش گراهام بهعنوان حلقه وصل ترامپ، به او نفوذ قابلتوجهی در سنا بخشید. او نقطه اتصال رئیسجمهور با بدنه حزب جمهوریخواه در کنگره بود و در مرکز شکافهای ایدئولوژیک حزب عمل میکرد.
بسیاری از دموکراتها نیز او را بهعنوان فردی میشناختند که میتوانست افکار ترامپ را رمزگشایی کند و در مواقع لزوم با عبور از خطوط حزبی، به دنبال اجماع باشد. اکنون این پل ارتباطی نادر فروریخته است. مرگ گراهام نه تنها برای رهبران جمهوریخواه چالشهای کوتاهمدتی ایجاد میکند، بلکه خلأ بزرگی برای متحدانی چون اوکراین و اسرائیل به جا میگذارد که او را کانال ارتباطی مهمی با ترامپ میدانستند. این خلأ با بازنشستگی قریبالوقوع میچ مککانل در ماه ژانویه عمیقتر خواهد شد. کنگره سال آینده باید به غیبت این دو غول جمهوریخواه عادت کند. در این برهه حساس ملی که سیستم سیاسی قادر به پاسخگویی به نیازهای اساسی رایدهندگان نیست و هر دو حزب درگیر نبردهای ایدئولوژیک و بحران جانشینی هستند، هنوز مشخص نیست چه کسی این خلأ بزرگ قدرت را در واشنگتن پر خواهد کرد.