شنبه ۲۷ تير ۱۴۰۵

مقالات

ترکیه در پیچ تاریخی

ترکیه در پیچ تاریخی
پیام آذری - آخرین خبر/ ترکیه در دو دهه اخیر تلاش کرده است از کشوری با نفوذ محدود منطقه‌ای به یکی از قدرت‌های تعیین‌کننده خاورمیانه تبدیل شود؛ مسیری که با رهبری رجب طیب ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - آخرین خبر / ترکیه در دو دهه اخیر تلاش کرده است از کشوری با نفوذ محدود منطقه‌ای به یکی از قدرت‌های تعیین‌کننده خاورمیانه تبدیل شود؛ مسیری که با رهبری رجب طیب اردوغان و ایده بازگشت به نفوذ تاریخی عثمانی دنبال شد. اما از سوریه تا فلسطین و از رقابت با ایران تا تنش با اسرائیل، این جاه‌طلبی‌ها آنکارا را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. اکنون ترکیه در میانه نظم جدید منطقه‌ای، با پرسشی مهم مواجه است: آیا رؤیای قدرت‌سازی اردوغان به واقعیت تبدیل می‌شود یا این کشور گرفتار پیامدهای محاسبات خود خواهد شد
از امپراتوری عثمانی تا جمهوری ترکیه؛ کشوری گرفتار میان گذشته و آینده
ترکیه مدرن بر ویرانه‌های امپراتوری عثمانی متولد شد؛ امپراتوری‌ای که قرن‌ها بخش بزرگی از خاورمیانه، شمال آفریقا و بالکان را تحت کنترل خود داشت، اما پس از شکست در جنگ جهانی اول فروپاشید. با تأسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، مسیر جدیدی برای این کشور تعریف شد؛ مسیری که بر سکولاریسم، ملی‌گرایی ترک، نهادهای مدرن و فاصله گرفتن از میراث عثمانی استوار بود.
برای دهه‌ها، سیاست خارجی ترکیه بر پایه نزدیکی به غرب، عضویت در ناتو و تلاش برای پیوستن به ساختارهای اروپایی شکل گرفت. ارتش نیز در ساختار سیاسی ترکیه نقش ویژه‌ای داشت و خود را حافظ اصول کمالیستی می‌دانست. اما بحران‌های اقتصادی دهه‌های پایانی قرن بیستم و نارضایتی از ساختار سیاسی موجود، زمینه را برای ظهور جریان جدیدی فراهم کرد؛ جریانی که وعده می‌داد ترکیه را دوباره به یک قدرت اثرگذار منطقه‌ای تبدیل کند.
صعود مردی که سودای رهبری خاورمیانه را داشت
ظهور رجب طیب اردوغان در صحنه سیاسی ترکیه، نتیجه ترکیبی از بحران اقتصادی، بی‌اعتمادی عمومی به احزاب سنتی و تمایل جامعه به تغییر بود. حزب عدالت و توسعه که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد، توانست با شعار مبارزه با فساد، توسعه اقتصادی و اصلاح ساختارهای سیاسی، حمایت بخش بزرگی از مردم ترکیه را جلب کند.
پیروزی این حزب در انتخابات سال ۲۰۰۲ آغاز دوره‌ای تازه در تاریخ سیاسی ترکیه بود. اردوغان در سال‌های نخست تلاش کرد تصویری متفاوت از جریان‌های اسلام‌گرای پیشین ارائه دهد؛ او با اجرای اصلاحات اقتصادی، جذب سرمایه خارجی، کاهش نقش ارتش در سیاست و استفاده از گفتمان دموکراسی‌خواهی، قدرت خود را تثبیت کرد.
اما راهبرد اردوغان تنها محدود به مدیریت داخلی نبود. او به تدریج تلاش کرد ترکیه را از یک بازیگر منطقه‌ای محدود به قدرتی تأثیرگذار در معادلات خاورمیانه تبدیل کند. سیاست «عمق استراتژیک» که توسط نظریه‌پردازانی مانند احمد داوداوغلو مطرح شد، بر این باور استوار بود که ترکیه به دلیل پیشینه تاریخی، موقعیت جغرافیایی و توان اقتصادی خود باید نقشی فراتر از مرزهایش ایفا کند. همین نگاه، ترکیه را وارد پرونده‌هایی کرد که بعدها هزینه‌های سنگینی برای آنکارا به همراه داشت.
نوعثمانی‌گری؛ رویای بازگشت به دوران نفوذ عثمانی
اردوغان تلاش کرد تصویری جدید از ترکیه ارائه دهد؛ کشوری که دیگر صرفاً یک عضو ناتو یا متحد غرب نیست، بلکه قدرتی مستقل با حوزه نفوذ گسترده در جهان اسلام و مناطق پیرامونی خود است.
این نگاه که منتقدان آن را «نوعثمانی‌گری» نامیدند، بر استفاده از میراث تاریخی عثمانی برای گسترش نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ترکیه در مناطقی مانند سوریه، عراق، بالکان و شمال آفریقا تأکید داشت.
آنکارا در دوره‌ای تصور می‌کرد تحولات موسوم به بهار عربی فرصتی تاریخی برای افزایش نفوذ ترکیه فراهم کرده است. حمایت از برخی جریان‌های سیاسی نزدیک به خود در کشورهای عربی و تلاش برای ایفای نقش رهبری در جهان اهل سنت، بخشی از این راهبرد بود.
اما واقعیت‌های پیچیده خاورمیانه با محاسبات آنکارا همخوانی نداشت. سقوط برخی متحدان سیاسی ترکیه، مقاومت بازیگران منطقه‌ای و ورود قدرت‌های جهانی به بحران‌های خاورمیانه، نشان داد که تبدیل نفوذ تاریخی به قدرت واقعی، بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در محاسبات اولیه اردوغان تصور می‌شد.
رویای نوعثمانی به جای آنکه ترکیه را به مرکز بی‌رقیب منطقه تبدیل کند، این کشور را وارد مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی و سیاسی کرد.
جایی که محاسبات آنکارا برهم خورد
بحران سوریه مهم‌ترین آزمون سیاست منطقه‌ای اردوغان بود. ترکیه در ابتدای جنگ سوریه تصور می‌کرد سقوط دولت بشار اسد نزدیک است و آنکارا می‌تواند با حمایت از مخالفان دمشق، جایگاه تعیین‌کننده‌ای در ساختار سیاسی آینده سوریه به دست آورد.
در همین چارچوب، ترکیه تلاش کرد نقش ایران را در معادلات سوریه محدود کند و خود را بازیگر اصلی آینده این کشور معرفی کند. رقابت تهران و آنکارا در سوریه به یکی از مهم‌ترین محورهای تحولات منطقه تبدیل شد؛ اما روند تحولات مطابق انتظار ترکیه پیش نرفت.
ورود روسیه به جنگ سوریه، مقاومت دولت دمشق، پیچیدگی‌های قومی و مذهبی و به‌ویژه مسئله کردها، معادلات را برای آنکارا دشوار کرد. ترکیه که تصور می‌کرد می‌تواند سوریه پس از جنگ را مطابق منافع خود شکل دهد، با یک چالش امنیتی جدید در مرزهای جنوبی خود مواجه شد.
مهم‌ترین نگرانی ترکیه، شکل‌گیری ساختارهای کردی در شمال سوریه بود. آنکارا همواره نگران بوده است که گروه‌های کردی سوریه به اهرمی برای فشار خارجی علیه ترکیه تبدیل شوند. حتی با تغییر شرایط سیاسی سوریه، نگاه امنیتی اردوغان به مسئله کردها همچنان پابرجاست.
در نهایت، سیاست سوریه به جای آنکه سکوی پرتاب ترکیه به جایگاه قدرت اول منطقه باشد، به پرونده‌ای پیچیده تبدیل شد که هزینه‌های امنیتی و سیاسی زیادی برای آنکارا ایجاد کرد.
آغاز نبرد خاموش آنکارا و تل‌آویو
روابط ترکیه و اسرائیل در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای پرتنش شده است. اگرچه دو طرف در گذشته روابط اقتصادی و امنیتی قابل توجهی داشتند، اما جنگ غزه شکاف میان آنکارا و تل‌آویو را عمیق‌تر کرد.
اردوغان تلاش کرد خود را یکی از اصلی‌ترین منتقدان سیاست‌های بنیامین نتانیاهو در قبال فلسطین معرفی کند. او بارها اقدامات اسرائیل در غزه را محکوم کرد و نتانیاهو را با چهره‌های تاریخی جنایتکار مقایسه کرد. در مقابل، مقام‌های اسرائیلی نیز مواضع تندی علیه رئیس‌جمهور ترکیه اتخاذ کردند.
اما اختلاف میان دو طرف تنها به مسئله فلسطین محدود نیست. تغییر موازنه قدرت در سوریه و افزایش نقش احتمالی ترکیه در این کشور، نگرانی‌های جدیدی را در تل‌آویو ایجاد کرده است. برخی محافل اسرائیلی، افزایش نفوذ ترکیه در سوریه را تهدیدی برای منافع خود می‌دانند و معتقدند حضور پررنگ آنکارا می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد.
در همین زمینه، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در گفت‌وگویی تلویزیونی گفت: «نتانیاهو به دنبال اعلام ترکیه به عنوان دشمن جدید است و این امر منحصر به نتانیاهو نیست و در حال تبدیل به استراتژی دولت در اسرائیل است.»
ترکیه در مسیر افزایش قدرت بازدارندگی
افزایش تنش با اسرائیل و نگرانی از تغییر موازنه قدرت در منطقه، ترکیه را به سمت تقویت توان نظامی داخلی سوق داده است. آنکارا که در سال ۲۰۱۹ از برنامه جنگنده اف-۳۵ کنار گذاشته شد، در سال‌های اخیر تلاش کرده است وابستگی خود به تجهیزات نظامی خارجی را کاهش دهد.
پروژه‌های دفاعی ترکیه، از تولید پهپادها تا توسعه صنایع دریایی، بخشی از راهبرد جدید این کشور برای دستیابی به استقلال نظامی است. در همین چارچوب، ساخت نخستین ناو هواپیمابر ملی ترکیه با نام «موجم» تنها یک پروژه صنعتی نیست، بلکه پیامی سیاسی و نظامی به رقبای منطقه‌ای، به‌ویژه اسرائیل، تلقی می‌شود.
آنکارا می‌خواهد نشان دهد که دکترین دفاعی آن دیگر محدود به سال‌های گذشته نیست و ترکیه قصد دارد در محیطی پرتنش، ظرفیت‌های مستقل بازدارندگی ایجاد کند.
کابوس جدید اردوغان در منطقه
جنگ میان ایران و اسرائیل و ورود مستقیم آمریکا به این تقابل، برای ترکیه بیش از آنکه یک بحران خارجی باشد، یک تهدید مستقیم علیه امنیت و منافع ملی این کشور محسوب می‌شود.
ترکیه از یک سو عضو ناتو و دارای روابط گسترده اقتصادی با غرب است و از سوی دیگر، ایران را همسایه‌ای مهم و یکی از بازیگران اصلی منطقه می‌داند. هرگونه گسترش جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا می‌تواند پیامدهای سنگینی برای آنکارا داشته باشد؛ از افزایش ناامنی در مرزهای جنوبی گرفته تا موج جدید مهاجرت، اختلال در تجارت منطقه‌ای و بی‌ثبات شدن بازار انرژی.
تنگه هرمز و مسیرهای انتقال انرژی نیز اهمیت ویژه‌ای برای ترکیه دارند. افزایش تنش در خلیج فارس می‌تواند امنیت انرژی این کشور و اقتصاد وابسته به واردات را تحت فشار قرار دهد.
از نگاه اردوغان، ادامه جنگ در منطقه همچنین می‌تواند فضای جدیدی برای افزایش نفوذ اسرائیل در خاورمیانه ایجاد کند؛ موضوعی که با توجه به اختلافات شدید میان آنکارا و تل‌آویو، نگرانی‌های امنیتی ترکیه را افزایش داده است.
در جریان جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل، ترکیه تلاش کرد موضعی متفاوت از بسیاری از اعضای غربی ناتو اتخاذ کند. آنکارا ضمن انتقاد از اقدامات اسرائیل، تلاش کرد از تبدیل شدن درگیری به یک جنگ گسترده منطقه‌ای جلوگیری کند.
ترکیه در عین حفظ روابط خود با غرب، نگرانی‌های امنیتی مشترکی با ایران درباره گسترش نفوذ اسرائیل در منطقه دارد. به همین دلیل، در این بحران تلاش کرد از مسیرهای دیپلماتیک برای کاهش تنش استفاده کند و بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ تأکید داشت.
بر اساس برخی گزارش‌ها، آنکارا در جریان درگیری اخیر تلاش‌هایی برای کمک به ایران و حمایت سیاسی از تهران انجام داد؛ اقدامی که نشان‌دهنده تغییر محاسبات ترکیه در برابر افزایش قدرت اسرائیل در منطقه بود. البته این حمایت در چارچوب ملاحظات پیچیده ترکیه انجام شد؛ زیرا اردوغان همزمان نمی‌خواهد روابط خود با غرب و ناتو را به خطر بیندازد.
پایان رویای هژمونی یا آغاز مرحله جدید قدرت‌سازی؟
اردوغان طی دو دهه گذشته در پی آن بود که ترکیه را به یکی از کانون‌های اصلی تصمیم‌سازی و اثرگذاری در خاورمیانه تبدیل کند. اما تجربه سوریه، تنش با اسرائیل و تغییرات جدید در نظم منطقه‌ای نشان داده است که قدرت‌سازی در خاورمیانه تنها با اتکا به تاریخ و هویت امکان‌پذیر نیست.
نوعثمانی‌گری اردوغان اگرچه توانست ترکیه را وارد بسیاری از پرونده‌های مهم منطقه کند، اما همزمان این کشور را با مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی و سیاسی روبه‌رو ساخت.
امروز ترکیه بیش از هر زمان دیگری میان چند انتخاب دشوار قرار گرفته است؛ حفظ رابطه با غرب، رقابت با اسرائیل، مدیریت رابطه با ایران و جلوگیری از تبدیل شدن سوریه به تهدیدی در مرزهای جنوبی.
جنگ اخیر ایران و اسرائیل بار دیگر نشان داد که امنیت ترکیه به تحولات منطقه گره خورده است و آنکارا دیگر نمی‌تواند صرفاً ناظر بحران‌های خاورمیانه باشد. ترکیه برای حفظ جایگاه خود ناچار است میان جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و واقعیت‌های ژئوپلیتیکی توازن برقرار کند؛ توازنی که آینده قدرت اردوغان و نقش ترکیه در نظم جدید خاورمیانه را تعیین خواهد کرد.
خبرنگار: زینب مهدوی‌فر


نظرات شما