پیام آذری - خراسان / « اربعین؛ ذخیره راهبردی برای وحدت ملی » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
اربعین را باید درست خواند. نه فقط در شمارش برگ های تقویم بلکه در تقویم کردن منطقی که همه زندگی را نسق دهد. اربعین، چهلمِ آفتابی است که هرگز غروب نکرده است. حقیقتی که همواره حدیث است و تازگی آن انسان را هم به مفهومی نو می رساند. شکوهی که هر سال، در آیینه اربعین، دوباره خود را به جهان نشان میدهد. گویی کاروان عشق، هر بار از نو از مکه تا کربلا و از کربلا تا همه جغرافیای انسانیت راه میافتد تا بگوید حق، تاریخ مصرف ندارد و باطل، هرچند لباس نو بپوشد، همان باطل است. اربعین، بازگشت به عاشوراست. بازگشت به همان نقطهای که انسان باید میان ماندن و رفتن، میان سکوت و فریاد، میان حق و باطل، انتخاب کند. این بازگشت، تنها پیمودن راه های منتهی به کربلا نیست؛ پیمودن فاصله بودن تا حقیقت است. هر گامی که برداشته میشود، بیعتی دوباره با راهی است که سیدالشهدا(ع) گشود. راهی که مقصدش همه روزگار بود. از همین منظر است که اربعین، جهانی شده است. این اجتماع عظیم، تنها گردهمایی شیعیان نیست، نمایش قدرت نرم فرهنگی و معنوی مکتبی است که هنوز میتواند دلها را به هم پیوند بزند. در جهانی که کارخانههای رسانهای، شبانهروز بر طبل تفرقه میکوبند و سیاستهای سلطه، از شکاف ملتها ارتزاق میکنند، اربعین، نسخه دیگری از زیستن را به نمایش میگذارد. نسخهای که نامش همدلی است و ترجمهاش «حب الحسین یجمعنا.» امسال، اما اربعین را باید در کوچههای ایران هم خواند. پرچم حسین(ع) تنها بر دوش زائران نیست، باید بر دوش و البته بر رفتار و گفتار ما نیز سایه بیفکند. جامعه حسینی، جامعهای است که هیجان را با حکمت میآمیزد، احساس را از عقلانیت جدا نمیکند و میدان دشمن را با زمین خود اشتباه نمیگیرد. هوشیاری، همان میراث عاشوراست. همان معرفتی که یاران امام را از غبار فتنه عبور داد. اهل عاشورا، پیش از آنکه دیگران را به صف بخوانند، خود را با ولی خدا تنظیم میکنند. تجربه تاریخ، از صفین تا صلح امام حسن(ع)، نشان داده است که پیشی گرفتن از امام یا عقب ماندن از او، هر دو خسارتآفرین است. تکلیف، پیش از آنکه بر دوش دیگران باشد، برعهده خود ماست. جامعهای که هر کس در آن، سهم خود را درست انجام دهد، بینیاز از فریادهای تعیین تکلیف خواهد بود. وحدت نیز از همین جا آغاز میشود. کربلا، مدرسه حذف نبود و نیست؛ مدرسه جذب بود و هست. برای حر، راه باز بود، برای زهیر، جا بود، حتی آن دو برادر خارجی مسلک که دیر به حقیقت رسیدند هم وقتی رسیدند، کسی گذشتهشان را بر سرشان نکوبید. سلام بود و صلوات. آغوش بود و کرامت. این همان درس بزرگی است که امروز بیش از همیشه به آن نیاز داریم؛ این که راه بازگشت را نبندیم و دایره همراهی را تنگ نکنیم. ایران امروز، بیش از هر زمان، به سرمایه وحدت نیاز دارد. اختلاف سلیقه، دشمنی نیست، تفاوت نگاه، فاصله از ایران نیست. میتوان باورهای گوناگون داشت، اما بر سر عزت ایران، امنیت ملی و سربلندی این سرزمین، همداستان بود. این همان ترجمه ایرانی اربعین است؛ این که کنار هم بایستیم، نه روبهروی هم. آنان که تریبون در اختیار دارند، بیش از دیگران مسئولاند. کلمه، اگر مرهم نباشد، زخم میشود و اگر پل نسازد، دیوار میکشد. هر سخنی که صفوف مردم را از هم دور کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته دشمنان این ملت را برآورده میسازد. و هر کلامی که دلها را به هم نزدیک کند،
دشمن شکن و در امتداد پرچمی است که از عاشورا تا اربعین برافراشته مانده است. باری، اربعین، ما را به یک قرار همیشگی فرامیخواند؛ قرار با حقیقت، با وحدت و با مسئولیت. اگر این قرار را در زندگی اجتماعی و سیاسی خود نیز پاس بداریم، آنگاه راه کربلا تنها در جادههای عراق ادامه نمییابد؛ در خیابانهای ایران نیز جاری خواهد شد. آنوقت، «حب الحسین یجمعنا» فقط یک شعار نخواهد بود. روایت یک ملت خواهد شد که دانسته است راه عزت، از جاده همدلی میگذرد.