يکشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۵

مقالات

شمس الواعظین: جنگ برای جنگ بی‌معناست، مذاکره پایان هر جنگی است | آخرین خبر

شمس الواعظین: جنگ برای جنگ بی‌معناست، مذاکره پایان هر جنگی است | آخرین خبر
پیام آذری - ایران/متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ماشاالله شمس‌الواعظین| مطابق همه قواعد شناخته شده بشری، جنگ برای جنگ، بی‌معناست ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - ایران /متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ماشاالله شمس‌الواعظین| مطابق همه قواعد شناخته شده بشری، جنگ برای جنگ، بی‌معناست زیرا در نهایت جز ویرانی و تلفات بی‌فرجام نتیجه‌ای ندارد. اما مساله این است که این وضعیت،‌چیزی نیست که ایران خواهان آن باشد،‌ بلکه طرحی بیرونی است که باید به هر وسیله‌ای آن را خنثی کرد. از این رو، مذاکره در سایه قدرت نظامی و همزمان با آن، می‌تواند به نتیجه‌ای پایدار منجر شود.
در واقع، دستاوردهای میدان جنگ، ماهیتی تاکتیکی و مرحله‌به‌مرحله دارند و هنر دیپلماسی این است که این دستاوردهای جزئی را به امتیازات سیاسی و راهبردی تبدیل کند. انباشت موفقیت‌های نظامی زمانی ارزش نهایی خود را نشان می‌دهد که پشت میز مذاکره به قدرت چانه‌زنی و دستاورد استراتژیک تبدیل شود.تاریخ جنگ‌ها نیز الگوی دیگری برای پایان منازعات نشان نمی‌دهد. حتی در جنگ‌های کلاسیک و نبردهای قرون گذشته، پس از کشورگشایی، تصرف سرزمین و کسب برتری نظامی، مذاکره انجام می‌شد. مذاکرات حین یا پس از جنگ در حقیقت تجلی قدرت دفاعی و تهاجمی طرفین بود. بنابراین اگر مذاکره را کنار بگذاریم، چگونه می‌توانیم دستاوردهای نظامی خود را به پیروزی سیاسی تبدیل کنیم؟ پیروزی صرفاً در میدان به پایان نمی‌رسد، بلکه زمانی پیروزی کامل می‌شود که بتوان نتایج آن را در قالب توافقی سیاسی و راهبردی تثبیت کرد.
با این حال، تصمیم‌گیری درباره ادامه جنگ، توقف آن یا جزئیات عملیات نظامی، موضوعی تخصصی است و نباید به عرصه عمومی منتقل شود. افکار عمومی و همبستگی ملی برای موفقیت در جنگ ضروری‌اند اما تصمیم درباره مسائلی مانند نوع تجهیزات، موشک یا هواپیما و سایر جزئیات عملیاتی باید در اختیار کارشناسان و نهادهای حرفه‌ای باشد. عمومی شدن این اطلاعات می‌تواند توانمندی‌ها و برنامه‌های راهبردی کشور را آشکار کند و عنصر غافلگیری را از بین ببرد.در ایران، شورای عالی امنیت ملی مسئول ایجاد هماهنگی میان نیروهای نظامی، دستگاه دیپلماسی و سایر بخش‌های مرتبط است و با ارزیابی شرایط جبهه‌ها، توان داخلی و وضعیت دشمن، درباره زمان و نحوه ورود به مذاکره تصمیم می‌گیرد.
در دیگر کشورها نیز نهادهای مشابهی وجود دارند که پس از رسیدن به اجماع، تصمیمات راهبردی را اجرا می‌کنند و از پشتیبانی ملی برخوردار می‌شوند. بنابراین افکار عمومی باید پشتیبان تصمیمات کلان باشند، نه تعیین‌کننده خط‌ مشی جنگ و صلح.تصمیمات اخیر درباره افزایش سقف شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز را نیز می‌توان نمونه‌ای از همین نگاه کارشناسی جمعی دانست.یکی از مشکلات جدی، نبود شناخت کافی از پروتکل‌های دوران جنگ در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور است. رسانه‌ها باید برای جامعه روشن کنند که در شرایط جنگی چه رفتاری ضروری، چه موضوعاتی محدود و چه مسائلی محرمانه است. در چنین شرایطی، وحدت نظر، فرماندهی و کنترل اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. حوزه‌های فعال در سیاست داخلی نیز باید دیدگاه‌های خود را از مسیرهای رسمی و تخصصی به نهادهای تصمیم‌ساز منتقل کنند و از شعارهای نامتناسب با واقعیات و تصمیمات هزینه‌ساز پرهیز کنند.جنگ شوخی نیست و سرنوشت ملت و آینده کشور را برای دهه‌ها تعیین می‌کند. از این رو، انسجام ملی باید هم در میان مردم و هم در ساختار سیاسی کشور حفظ شود.
در کنار پشتیبانی عمومی، دستگاه‌های مسئول نیز باید از اتخاذ تصمیم یا بیان سخنی که احتمال ایجاد شکاف و گسل در جامعه دارد نیز اجتناب کنند. تصمیم درباره جنگ و صلح باید در ساختارهای تخصصی و محرمانه اتخاذ شود و اراده عمومی نیز از مسیر همین نهادهای قانونی و تصمیم‌گیرنده به مرحله عمل برسد. تنها با چنین ترکیبی از قدرت نظامی، دیپلماسی، تخصص، محرمانگی و انسجام ملی می‌توان هزینه‌های جنگ را کنترل و دستاوردهای آن را به نتایجی پایدار برای کشور تبدیل کرد. بنابر این اگر جمع‌بندی فرآیند‌های تصمیم‌گیری در کشور به پایان جنگ رسیده است، دیگر مجموعه‌ها هم باید به چنین تصمیمی احترام بگذارند و آن را بپذیرند.


نظرات شما