چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵

مقالات

سرمقاله خراسان/ مرهم زخم‌های نامرئی کجاست؟

سرمقاله خراسان/ مرهم زخم‌های نامرئی کجاست؟
پیام آذری - خراسان/ « مرهم زخم‌های نامرئی کجاست؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم وحید تفریحی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: جنگ و بحران‎ها را می‌شود ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - خراسان / « مرهم زخم‌های نامرئی کجاست؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم وحید تفریحی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
جنگ و بحران‎ها را می‌شود با میزان خسارات یا سایر شاخص‎های آماری اندازه گرفت، اما یک بخش از خسارت جنگ‎ها و بحران‎ها در هیچ صورت‌حسابی دیده نمی‌شود؛ اضطرابی که در ذهن مردم می‌ماند، خوابی که دیگر مثل قبل نیست و خانواده‌ای که بعد از فروکش بحران ها، هنوز احساس امنیت نمی‌کند.
آمار ۸۹۸۱ تماس با خط ۱۴۸۰، آن هم فقط در استان خراسان رضوی، یکی از معدود فکت هایی است که می توان در آن، این بخش نامرئی خسارت را دید و محاسبه کرد؛ در روزهای بحرانی جنگ تحمیلی اخیر، در خراسان رضوی به ۸۹۸۱ تماس متقاضی دریافت خدمات مشاوره، پاسخ داده شده است؛ عددی که متولی حوزه بهزیستی این استان، آن را نشانه افزایش نیاز جامعه به حمایت روانی در روزهای بحرانی دانسته است. در مقیاس ملی نیز سازمان بهزیستی اعلام کرده، در ایام جنگ ۳۰۶هزار خدمت مشاوره به مردم ارائه شده است.
جنگ البته نخستین لایه این فشار است. جامعه‌ای که ماه‌ها با اخبار درگیری، نگرانی از تکرار حملات، جابه‌جایی، آسیب به محل زندگی و کار، سوگ و ناامنی مواجه بوده، طبیعتاً پس از پایان درگیری هم یک‌شبه به وضعیت عادی برنمی‌گردد. افزایش مراجعات و نیاز به مشاوره و در کنار آن افزایش مراکز ارائه دهنده خدمات سلامت روان، نشان می دهد که دیگر نمی‌توان سلامت روان را موضوعی فرعی و فردی تلقی کرد. از دیگر سو، جامعه همزمان با یک فشار اقتصادی کم‌سابقه دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۹ درصدی در مردادماه خبر می‌دهد، یعنی خانوارها برای سبد مشابه کالا و خدمات، به طور متوسط ۸۹ درصد بیشتر از مرداد سال گذشته هزینه کرده‌اند. تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی‌ها نیز به ۱۲۸درصد رسیده است. شاخص قیمت مصرف‌کننده فقط در یک ماه ۳.۴ درصد افزایش داشته است. این اعداد و ارقام شاید خواندنش ساده باشد اما برای خانواده‌ها روایت نگرانی از اجاره خانه، هزینه درمان، شهریه، خرید مواد غذایی، آینده شغلی و در نهایت افزودن به ظرف اضطراب است.حالا این دو فشار را کنار هم بگذاریم؛ جنگی که اضطراب و سوگ و ناامنی را به جامعه تحمیل کرده و اقتصادی که با جهش قیمت‌ها، امکان برنامه‌ریزی برای آینده را دشوار ساخته است. آیا می‌توان انتظار داشت همه این فشارها هیچ اثری بر سلامت اجتماعی نداشته باشند؟ واقعیت این است که بخش قابل توجهی از این آسیب‌ها اصلاً در آمارهای معمول سلامت دیده نمی‌شوند، شاید به همین دلیل است که مفهوم «سلامت اجتماعی» باید از حاشیه سیاست‌گذاری به متن بیاید.
نظام سلامت سال‌هاست بخش مهمی از انرژی خود را صرف درمان بیماری جسم کرده است، اما اگر ریشه بخشی از بیماری‌ها در اقتصاد، مسکن، اشتغال، خانواده، آموزش، امنیت و کیفیت روابط اجتماعی باشد، درمان در بیمارستان نمی‌تواند همه مسئله را حل کند.
حال مسئله این است که آیا پاسخ ما به این هشدارها متناسب با ابعاد مسئله است؟ اگر برای ترمیم یک ساختمان آسیب‌دیده از جنگ، عدد و اعتبار و پروژه تعریف می‌کنیم، برای ترمیم روان خانواده‌ای که ماه‌ها با ترس و ناامنی زندگی کرده است، چه برنامه‌ای داریم؟ اگر برای کنترل قیمت‌ها، ستاد و قرارگاه و سازوکار نظارتی تشکیل می‌دهیم، برای اضطرابی که از همین بی‌ثباتی اقتصادی تولید می‌شود، چه می‌کنیم؟ اگر می‌پذیریم نوسان قیمت‌ها فشار روانی ایجاد می‌کند، آیا سلامت روان را در محاسبات سیاست‌های اقتصادی هم وارد کرده‌ایم؟ توجه به سلامت اجتماعی یعنی جامعه بتواند بحران را تاب بیاورد، بتواند فشار را مدیریت کند، کودک احساس امنیت کند، سالمند احساس رهاشدگی نداشته باشد و شهروند بتواند دست‌کم تصویری قابل پیش‌بینی از فردای خود داشته باشد.
بنابراین اگر قرار است از دوران پساجنگ حرف بزنیم، بخشی از بازسازی باید برای سلامت ذهن و روان مردم انجام شود، جایی که دیده نمی‌شود و در معرض محاسبه نیست. بنابراین، این روزها بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه جامع برای سلامت اجتماعی نیاز داریم؛ نقشه‌ای که در آن وزارت بهداشت تنها نباشد و اقتصاد، آموزش، رفاه، مسکن، فرهنگ، شهرداری‌ها و نهادهای اجتماعی نیز سهم خود را بپذیرند. از همین روست که پاسخ به این پرسش را باید با صدای بلند مطالبه کرد: برای مرهم زخم‌های نامرئی جامعه، چه برنامه‌ای داریم؟


نظرات شما