پیام آذری - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در شرایطی که اخبار و گزارشهای مختلف از احتمال تشدید دوباره تنش میان ایران و اسرائیل و آمریکا حکایت دارد، پرسش درباره امکان وقوع جنگی تازه و نقش دو انتخابات پیشرو، یعنی انتخابات کنست اسرائیل و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، بیش از گذشته اهمیت یافته است.
هادی برهانی در گفتوگو با «شرق» تأکید میکند: «اگرچه وقوع جنگ مجدد با ایران را نمیتوان منتفی دانست، دلیلی برای قطعیدانستن آن یا حتی ارزیابی احتمال آن در سطح بالا وجود ندارد». تحلیگر ارشد مسائل اسرائیل، نقطه عزیمت تحلیل خود را در تجربه جنگ قبلی میداند. به باور او، حملات آمریکا و اسرائیل اگرچه خسارتهای درخور توجهی به ایران وارد کرد، به اهدافی که طراحان این حملات دنبال میکردند، دست نیافت. همین مسئله، به زعم این مدرس دانشگاه، موجب شکلگیری انتقادهایی جدی در داخل آمریکا و اسرائیل شده است. بنابراین او معتقد است بخش قابل توجهی از افکار عمومی اسرائیل نیز از نتایج حملات رضایت ندارد و همین امر، محاسبات سیاسی دولت بنیامین نتانیاهو را پیچیده کرده است. از نگاه برهانی، در شرایط کنونی، فشار اقتصادی و محاصره اقتصادی بر ایران برای طرف مقابل جذابتر از ورود دوباره به یک جنگ تمامعیار است. با این تحلیل و به گفته کارشناس تحولات غرب آسیا، روند فشار اقتصادی همچنان ادامه دارد و به همین دلیل نمیتوان فرض کرد گزینه نظامی الزاما گزینه نخست اسرائیل و آمریکا باشد.
اما در میان دو انتخابات پیشرو، برهانی اهمیت ویژهای برای انتخابات کنست قائل است و یادآور میشود: انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر برگزار خواهد شد و وضعیت نتانیاهو در نظرسنجیها مطلوب نیست. در این چارچوب، پرونده ایران یکی از عوامل مهم در کارنامه سیاسی نخستوزیر اسرائیل خواهد بود. پس از دید تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، اگر نتانیاهو تا زمان انتخابات نتواند دستاورد تازهای در پرونده ایران ارائه کند یا آنچه را «پیروزی» میداند به افکار عمومی اسرائیل نشان دهد، حفظ موقعیت سیاسی برای او دشوارتر خواهد شد. در روزهای اخیر، دو حادثه «فلایدبی» و «پایگاه فیرفورد» نیز در برخی محافل به ایران نسبت داده شده است که برهانی تأکید دارد تلاشهایی برای مرتبطکردن این حوادث با ایران وجود دارد و اسرائیل از چنین روایتی منتفع میشود؛ زیرا میتواند تهران را نهفقط تهدیدی علیه اسرائیل، بلکه خطری برای اروپا و کشورهای غربی معرفی کند. با این حال، این استاد روابط بینالملل تصریح میکند از منظر اسناد و مدارک، دلایلی جدی برای نسبتدادن این حوادث به ایران ارائه نشده است. البته به اذعان او، اظهارات افراطی و نسنجیده برخی افراد در ایران میتواند در آینده به عنوان مستمسکی برای چنین اتهاماتی مورد استفاده قرار گیرد، اما این به معنای وجود سندی معتبر درباره نقش رسمی ایران در این حوادث نیست. برهانی همچنین درباره سفر اخیر نتانیاهو به امارات متحده عربی، دو انگیزه را برجسته میکند؛ نخست، تلاش برای مدیریت فشارهای سیاسی درباره روایت مربوط به هشدارهای پیش از حمله هفتم اکتبر و دوم، همکاری امنیتی میان اسرائیل و امارات در برابر تهدیدات احتمالی ایران. به باور این کارشناس ارشد خاورمیانه، هر دو طرف (امارات و اسرائیل) در گذشته هدف حملات ایران قرار گرفتهاند و احتمال میدهند در صورت تشدید تنش، بار دیگر در معرض چنین حملاتی باشند. اما مهمترین بخش تحلیل برهانی به رابطه نتانیاهو و ترامپ بازمیگردد که در این باره معتقد است روابط این دو پس از جنگ با ایران تغییر کرده و ترامپ از نتانیاهو ناراضی است؛ زیرا به گفته او، تصویری که اسرائیل پیش از حمله از شرایط ایران و پیامدهای احتمالی جنگ ارائه کرده بود، با واقعیت پس از حملات تطابق نداشت.
در نتیجه، برهانی میگوید: وعده فروپاشی سریع نظام ایران و تبدیل جنگ به یک پیروزی بزرگ برای ترامپ محقق نشد و رئیسجمهور آمریکا اکنون با پیامدهای تصمیمی مواجه است که خروج از آن ساده نیست. با این حال، برهانی تأکید میکند کاهش نفوذ نتانیاهو بر ترامپ، به معنای از بین رفتن آن نیست. به تعبیر او، لابی اسرائیل در آمریکا همچنان حضور و ظرفیت اثرگذاری دارد؛ هرچند در مقایسه با سالهای گذشته تضعیف شده است. از همین رو، معادله جنگ احتمالی را نمیتوان صرفا با اراده یک فرد یا یک انتخابات توضیح داد، بلکه باید آن را حاصل برهمکنش فشارهای سیاسی، امنیتی و انتخاباتی در واشینگتن و تلآویو دانست. جمعبندی برهانی این است که جنگ مجدد با ایران همچنان یک احتمال است، اما تبدیل این احتمال به امر قطعی، بدون توجه به تجربه جنگ قبلی و محدودیتهای سیاسی و راهبردی آن، با واقعیتهای موجود سازگار نیست.