شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله فرهیختگان/ رمزگشایی از طراحی ایران در صورت شرارت آمریکا و رژیم صهیونیستی

سرمقاله فرهیختگان/ رمزگشایی از طراحی ایران در صورت شرارت آمریکا و رژیم صهیونیستی
پیام آذری - فرهیختگان/ «رمزگشایی از طراحی ایران در صورت شرارت آمریکا و رژیم صهیونیستی » عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم ملکی است که می‌توانید آن را در ادامه ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان / «رمزگشایی از طراحی ایران در صورت شرارت آمریکا و رژیم صهیونیستی » عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم ملکی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
تأکیدهای بنیامین نتانیاهو بر «سرنگونی حکومت ایران» و تهدیدهای دونالد ترامپ به «تمام‌کردن کار»، به‌عنوان تهدیدهای وجودی را باید طوری پاسخ داد که دشمن خطرات ناشی از آن را از نزدیک لمس کند. با توجه به چنین موقعیتی و در اولین اقدام، ایران نباید اجازه دهد طرف مقابل زمان، محدوده و عمق جنگ را تعیین کند. اگر دشمن تصور کند می‌تواند با جنگی کوتاه به هرگونه هدفی - چه واقعی و چه رسانه‌ای - برسد، خطر حمله بیشتر می‌شود. اگر بداند جنگ به‌سرعت پایان نمی‌گیرد و پیامد‌های آن از یک نقطه فراتر می‌رود، محاسبه‌اش تغییر خواهد کرد. از این منظر، اطاله زمانی و گستره جغرافیایی بحران دو مؤلفه مهم در تحلیل بازدارندگی‌اند.
عمری تلاش علیه ایران
تلاش علنی دشمنان ایران برای براندازی و اجرای پروژه‌های تجزیه‌طلبانه محدود به جنگ اخیر نیست و ریشه در دهه‌های گذشته و حتی پیش از انقلاب اسلامی دارد. بااین‌حال، در 23 خرداد 1404، هم‌زمان با آغاز حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به ایران، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «زمان آن رسیده که برای آزادی خود به‌پا خیزید» و از آنان خواست صدای خود را بلند کنند. دو روز بعد، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز گفت عملیات رژیم صهیونیستی «می‌تواند به تغییر حکومت منجر شود». در همان مصاحبه هم افزود که حکومت ایران «بسیار ضعیف» است و گفت تصمیم برای برخاستن، با مردم ایران است. هم‌زمان با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، روز 9 اسفند 1404 نتانیاهو در پیامی ویدئویی گفت اقدام مشترک آمریکا و رژیم «شرایطی ایجاد می‌کند تا مردم شجاع ایران سرنوشت خود را به دست بگیرند». همان روز دونالد ترامپ نیز در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «وقتی کارمان تمام شد، دولتتان را به دست بگیرید. این فرصت شما خواهد بود.»
در 21 اسفند 1404، نتانیاهو گفت رژیم صهیونیستی در حال ایجاد «شرایط بهینه برای سرنگونی حکومت» است. در 11 شهریور 1405 هم گفت: «همه دستگاه‌های اسرائیل برای سرنگونی این حکومت کار می‌کنند.» هم‌پیاله او، ترامپ در 26 مهر 1405، در پیامی نوشت: «مگر آنکه سریع مسیرشان را تغییر دهند، به‌زودی کار را تمام خواهیم کرد.» دو روز بعد، نتانیاهو گفت: «باید حذف حکومت ایران را کامل کنیم؛ این هدف اصلی است» و افزود که این موضوع را چند بار با ترامپ مطرح کرده است. در 29 مهر 1405 نیز نتانیاهو در مراسم فارغ‌التحصیلی افسران ارتش اشغالگر گفت: «دستور من به ارتش، موساد و نهاد‌های امنیتی، سرنگونی حکومت ایران است.» تهدید بر اساس هدفی که طرف مقابل اعلام می‌کند، شناخته می‌شود. وقتی حرف از برانداختن حکومت است، هدف در واقع به موجودیت کشور مربوط می‌شود؛ بنابراین، فرض «درگیری محدود و زودگذر» نمی‌تواند ضلع اصلی مواجهه ایران باشد. این تشخیص پیامد‌هایی دارد. اگر ایران تهدید را محدود ببیند، ممکن است تصور کند که با عقب‌نشینی در یک موضوع یا پذیرش شروطی مشخص، بحران تمام می‌شود. اما وقتی طرف مقابل تغییر حکومت را هدف می‌گذارد، در واقع خودش اعلام کرده است که امتیازدهی اشتهای استعماری او را پاسخ نمی‌دهد. برعکس، عقب‌نشینی نشانه ضعف تلقی و ایران به تحمل فشار بیشتر محکوم می‌شود.
ناممکن کردن پیروزی سریع
در این چهارچوب، ناممکن کردن پیروزی سریع یعنی جلوگیری از آنکه طرف مهاجم این امکان و اختیار را دارد تا هر زمان که تمایل داشته باشد، جنگ را ادامه دهد؛ بنابراین اگر جنگ برای دشمن آسان، سریع و قابل‌کنترل به نظر برسد، انگیزه آغاز آن بیشتر می‌شود. اگر بداند رسیدن به نتیجه قطعی ممکن نیست و بحران در زمانی کوتاه تمام نمی‌شود، هزینه و ریسک آغاز جنگ در محاسباتش بالا می‌رود. درنتیجه، ایران نباید خود را به زمان‌بندی‌ای مقید کند که طرف مقابل برایش تعیین می‌کند. دشمن ممکن است بخواهد ضربه بزند، نتیجه را اعلام کند و انتظار داشته باشد که ایران در همان چهارچوب زمانی تسلیم خواسته‌های سیاسی او شود. پاسخ به این تصور، حفظ دفاع 360 درجه و ادامه مقاومت ملی است. تجارب جنگ‌های تحمیلی اول و دوم باید نظام سیاسی را به این بلوغ رسانده باشد که وحدتش با شوک اولیه فرونپاشد؛ چه‌ اینکه مردم در طول بیش از 230 شب مقاومت همه‌جانبه، این بلوغ را در سطح اجتماعی به منصه ظهور رساندند. در این چهارچوب، به دست‌گرفتن افسار جنگ، هدفی برای فرسوده کردن مردم یا طولانی کردن رنج جامعه نیست. هدف آن است که دشمن نتواند با اتکا به‌سرعت عملیات، شکست سیاسی ایران را قطعی فرض کند. هرچه احتمال پیروزی سریع کمتر باشد، تصمیم به آغاز جنگ دشوارتر می‌شود. این منطق، بازدارندگی را از سطح تهدید لفظی فراتر می‌برد و به دشمن نشان می‌دهد جنگی که برای تغییر حکومت آغاز شود، الزاماً به نتیجه‌ای که طراحانش می‌خواهند نمی‌رسد.
درعین‌حال، طولانی‌شدن جنگ هزینه‌های عمومی و اقتصادی قابل‌توجهی دارد و اتفاقاً همین موضوع، ضرورت مقاومت را کم نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد ایستادگی باید با حفظ جامعه همراه باشد. اگر هدف دشمن فروپاشی سیاسی است، محافظت از انسجام اجتماعی و توان اداره کشور بخشی از مقابله با همان هدف خواهد بود. ادامه جنگ بدون تاب‌آوری ملی نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند که فرسایش خطرناکی در سطح داخلی ایجاد می‌کند. ازاین‌جهت، محور اصلی باید ممانعت از پیروزی سریع دشمن و حفظ توان کشور برای تصمیم‌گیری باشد.
پایان‌دادن به تصور جنگ محدود
مرور کوتاهی بر اخبار این روزهای جهان بیش از هر زمان دیگری ثابت می‌کند ژئوپلیتیک ایران در غرب آسیا به‌گونه‌ای است که می‌تواند امنیت، اقتصاد، انرژی و ارتباطات کشور‌های جهان را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ بنابراین، چنانچه تجربه شد، تبعات هر جنگی علیه ایران، محدود به خود آمریکا نمی‌ماند و همه کشور‌های جهان باید هزینه آن را بپردازند. ازسوی‌دیگر، الگوی پاسخ‌های ایران نشان داده هم عمق و هم دقت ضربات با تحلیل‌رفتن سامانه‌های پدافندی دشمن افزایش پیدا می‌کند. در محاسبه بازدارندگی، اهمیت این موضوع دوچندان است. طرف مقابل نباید تصور کند که می‌تواند جنگ را آغاز کند، دامنه‌اش را خودش محدود نگه دارد و هزینه آن را فقط به ایران تحمیل کند. اگر جنگی باهدف براندازی آغاز شود، پیامد‌هایش باید در یک‌سو از شعاع قابل‌انتظار دشمن فراتر برود و ازسوی‌دیگر، این احتمال باید در ارزیابی سیاسی و امنیتی دشمن باشد. بحران منطقه‌ای ممکن است جبهه‌ها و بازیگران متعددی را درگیر کند و کنترل آن از اختیار آغازکنندگان خارج شود. این واقعیت، هزینه شروع جنگ را بالا می‌برد و تصور حمله‌ای کم‌هزینه و قابل‌مدیریت را زیر سؤال می‌برد.
طرف مقابل باید هزینه هدف اعلام‌شده را بپذیرد
وقتی رهبران یک کشور از تغییر حکومت در ایران سخن می‌گویند، باید بدانند این هدف، پاسخ سیاسی و امنیتی را از سطح یک بحران محدود فراتر می‌برد. نمی‌توان از یک‌سو براندازی را هدف اعلام کرد و ازسوی‌دیگر انتظار داشت ایران طوری رفتار کند که گویی تنها با اختلافی فنی روبه‌روست. هدف حداکثری، هزینه و ریسک حداکثری ایجاد می‌کند. این پیام باید در تحلیل ایران صریح باشد؛ اگر جنگ برای تحمیل تغییر حکومت آغاز شود، نمی‌توان از ایران انتظار داشت که نتیجه را از پیش بپذیرد یا جنگ را در چهارچوب زمانی و جغرافیایی مورد پسند مهاجم نگه دارد. طرف آغازکننده باید بداند اقدامش به واکنش‌های زنجیره‌ای و پیامد‌های منطقه‌ای منجر می‌شود. همین نامطمئن بودن نتیجه و دشواری کنترل دامنه درگیری، بخش مهمی از بازدارندگی است. این موضع همچنین به معنای ساده‌انگاری نیست. جنگ برای ایران هم هزینه‌های سنگینی دارد و هیچ تحلیل جدی‌ای نباید این هزینه‌ها را پنهان کند. اما هزینه داشتن دفاع، دلیل پذیرش هدف اعلام‌شده دشمن نیست. وقتی موضوع بقای سیاسی کشور مطرح است، انتخاب میان «هزینه دادن» و «بی‌هزینه ماندن» نیست؛ انتخاب میان مقاومت برای حفظ اختیار کشور و پذیرش فشار برای واگذاری آن اختیار است.
تاب‌آوری ملی؛ بخش تعیین‌کننده ماجرا
جنگی که باهدف فروپاشی سیاسی تعریف می‌شود، فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود. توان جامعه برای حفظ انسجام، ادامه زندگی روزمره، دسترسی به خدمات ضروری و اعتماد به اطلاع‌رسانی، بر نتیجه سیاسی بحران اثر می‌گذارد. اگر دشمن بر این حساب کند که فشار نظامی و اقتصادی مردم را از حکومت و کشور جدا می‌کند، حفظ انسجام اجتماعی بخشی از پاسخ به همان محاسبه خواهد بود. به همین دلیل، تاب‌آوری ملی باید جدی گرفته شود؛ حفاظت از غیرنظامیان، تداوم خدمات حیاتی، پشتیبانی از آسیب‌دیدگان و مقابله با شایعه‌ها و بی‌اعتمادی، کار‌های حاشیه‌ای نیستند. آن‌ها بخشی از توان کشور برای مقاومت در برابر هدفی هستند که فروپاشی را دنبال می‌کند. دولت و نهاد‌های مسئول باید در بحران، شفاف و قابل‌اعتماد اطلاع‌رسانی کنند؛ زیرا خلأ اطلاعاتی می‌تواند ترس و آشفتگی را تشدید کند و به زیان جامعه تمام شود. هدف از طرح این موارد، تمایل به طولانی‌شدن جنگ نیست. هدف، به‌کارگیری ابزار‌ها و لوازمی است که دشمن را حداقل یک گام دیگر به عقب براند. اگر دشمن جنگ را برای نابودی ساختار سیاسی ایران انتخاب کند، باید بداند که نمی‌تواند هم هدفی حداکثری داشته باشد و هم جنگی کوتاه، محدود و کم‌هزینه در پی‌اش بیاید. پس تهدید وجودی را باید با بازدارندگی جدی پاسخ داد، زمان و پایان جنگ را نباید یک‌جانبه واگذار کرد و مقاومت کشور باید در کنار حفاظت از اراده ملی حفظ شود.


نظرات شما