پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد/ جنگ پس‌ از شکست ترامپیسم

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد/ جنگ پس‌ از شکست ترامپیسم
پیام آذری - دنیای اقتصاد/ «جنگ پس‌ از شکست ترامپیسم» عنوان سرمقاله در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم کوروش احمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: شکست تاریخی نامزدهای ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - دنیای اقتصاد / «جنگ پس‌ از شکست ترامپیسم» عنوان سرمقاله در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم کوروش احمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
شکست تاریخی نامزدهای جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هم‌زمان به معنای شکست شخص دونالد ترامپ و پوپولیسم راست افراطی ترامپی است. این تحول مهم از سه جهت قابل‌توجه است:
۱. شکست ترامپیسم، نه صرفاً جمهوری‌خواهان
پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات را نباید در چارچوب رقابت سنتی میان لیبرال‌ها و محافظه‌کاران آمریکایی دید. در شماری از ایالت‌های جنوبی مانند تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی و... که تقریباً همیشه قلمرو جمهوری‌خواهان بوده‌اند، دموکرات‌ها پیروزی بی‌سابقه‌ای به دست آوردند و در آرای عمومی ۱۳ درصد از جمهوری‌خواهان جلو افتادند؛ اتفاقی که در ۵۳ سال گذشته بی‌سابقه بوده است.
حزب جمهوری‌خواه طی ۱۰ سال گذشته کاملاً تحت هژمونی ترامپ قرار داشت. بنابراین، شخص ترامپ و شیوه خاص حکمرانی اقتدارگرایانه او که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است، در مرکز توجه رأی‌دهندگان قرار داشت. این شکست فاحش جمهوری‌خواهان، که به معنای ازهم‌پاشیدن ائتلافی است که ترامپ را دو سال پیش به کاخ سفید فرستاد، عمدتاً ناشی از واکنشی گسترده علیه پوپولیسم ترامپی و سیاست‌های اوست؛ سیاست‌هایی که موجب شکل‌گیری ائتلافی نانوشته میان دموکرات‌ها، بخشی از محافظه‌کاران، جمهوری‌خواهان میانه‌رو و رأی‌دهندگان مستقل شد.
این یکی از ادوار انتخاباتی در تاریخ آمریکا بود که در آن، پیش از آنکه لیبرالیسم، محافظه‌کاری و نهادهای وابسته به آن‌ها مدنظر رأی‌دهندگان باشد، عملکرد شخص ترامپ اهمیت داشت. اکثر جمهوری‌خواهانی که در این انتخابات عملکرد بهتری داشتند، کسانی بودند که شروع به فاصله گرفتن از ترامپ کرده بودند.
راست‌گرایی ترامپی تفاوتی اساسی با محافظه‌کاری سنتی آمریکایی از نوع ریگانی، بوشی و... دارد. این مدل سیاسی تاکنون با ناسیونالیسم ضدلیبرال و توسعه‌طلب، اقتدارگرایی، سیاست‌های غیرانسانی مهاجرتی، حمله به نهادهای مستقل در دموکراسی‌ها، ضدیت با روزنامه‌نگاری مستقل، تضعیف حکومت قانون، فساد در خانواده ترامپ، دشمنی با تجارت آزاد جهانی و مخالفت آشکار و علنی با حقوق بین‌الملل همراه بوده است.
آنچه در این انتخابات شکست خورد، این نوع از پوپولیسم بود و در صورت حذف آن از سیاست آمریکا در دو سال آینده، رقابت مجدداً به چرخه لیبرال‌ها و محافظه‌کاران بازخواهد گشت و احتمالاً حزب جمهوری‌خواه برخی عرصه‌هایی را که از دست داده است، پس خواهد گرفت. اکنون نه‌تنها کنترل ترامپ بر ائتلافی که او را به قدرت رساند، در حال از دست رفتن است، بلکه هژمونی او بر حزب جمهوری‌خواه نیز در دو سال پیش رو تحلیل خواهد رفت.
۲. عقب‌گرد جهانی پوپولیسم راست‌گرا
در سطح بین‌المللی نیز از قبل شاهد عقب‌گرد راست‌گرایی افراطی در اروپا و دیگر مناطق جهان بوده‌ایم. پیروزی اخیر لولا در برزیل، در ادامه روندی بود که موجب آغاز عقب‌گرد ترامپیسم و جنبش‌های پوپولیست راست‌گرا در سراسر جهان شده بود.
پیش از این، در آوریل گذشته، شاهد شکست ویکتور اوربان در مجارستان و پیروزی بزرگ رقیب او با کسب دوسوم کرسی‌های پارلمان بودیم. شکست اوربان تنها شکست او نبود، بلکه مستقیماً شکست ترامپ نیز محسوب می‌شد؛ چراکه ترامپ علناً از اوربان حمایت کرده بود و حتی معاون خود را برای تبلیغ به نفع او به مجارستان فرستاده بود.
پیش از آن نیز پیروزی لیبرال‌ها و چپ‌های میانه در کانادا و استرالیا اهمیت داشت. سیاست غیرعادی ترامپ در قبال کانادا و واکنش منفی مردم به آن، موجب نجات حزب لیبرال از شکست شد؛ حزبی که از حزب محافظه‌کار عقب بود.
این شکست‌ها می‌تواند به معنای آغاز پایان دوره رونق جهانی نوعی از پوپولیسم و راست افراطی باشد که ترامپ مبلغ و مظهر آن است. این تحولات همچنین بر شاخه ایرانی راست افراطی طرفدار ترامپ نیز بی‌تأثیر نخواهد بود.
۳. تأثیر شکست ترامپ بر جنگ‌طلبی او علیه ایران
آنچه برای ما در ایران مهم‌تر است، این است که شکست ترامپ چه تأثیری بر جنگ‌طلبی او علیه ایران خواهد داشت. ترامپ اذعان کرده است که ایران یکی از دلایل شکست او بوده است. جنگ او علیه ایران در آمریکا بسیار نامحبوب بود و تورم ناشی از جنگ نیز یکی از موضوعات محوری در مبارزات انتخاباتی بود.
اگرچه کنگره در زنجیره فرماندهی ارتش قرار ندارد، اما کنگره دموکرات از جهات حقوقی و سیاسی می‌تواند آثار و پیامدهایی به شرح زیر داشته باشد:
از نظر حقوقی، بعید است پیروزی دموکرات‌ها بتواند تأثیری بر سیاست ترامپ در قبال ایران داشته باشد. مطابق قانون اساسی، سیاست خارجی به‌طور کامل در اختیار رئیس‌جمهور است و اختیارات کنگره در موضوع جنگ و صلح نیز همواره مورد مناقشه بوده است.
دموکرات‌ها پس از آغاز به کار کنگره جدید در سوم ژانویه می‌توانند طرح محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور را مجدداً به جریان بیندازند. طرح آن‌ها در سپتامبر گذشته در سنا با اختلاف یک رأی شکست خورد و در مجلس نمایندگان با ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی مخالف به تصویب رسید. اما حتی اگر این طرح در کنگره جدید تصویب شود، ترامپ قادر به وتوی آن خواهد بود و دموکرات‌ها نیز اکثریت دوسوم لازم برای خنثی کردن وتوی او را در اختیار ندارند.
بااین‌حال، کنگره ابزارهای بودجه‌ای، احضار مقامات، نظارت، تحقیق و استیضاح را نیز در اختیار دارد که می‌تواند با استفاده از آن‌ها زندگی را بر ترامپ و دولت او تلخ کند. اگرچه دولت راه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌های بودجه‌ای مرتبط با جنگ دارد، اما سایر ابزارها می‌توانند مؤثر باشند. یکی از احتمالات این است که دموکرات‌ها قصد استیضاح پیت هگست، وزیر جنگ، را داشته باشند و از این طریق، فعالیت وزارت جنگ و مدیریت او را مختل کنند.
از نظر سیاسی، شکست ترامپ ممکن است تأثیر بیشتری بر مقاصد جنگ‌طلبانه او داشته باشد و دست جناح‌هایی را در دولتش که به سناریوهای جایگزین نظر دارند، تقویت کند.
گفته می‌شود وزیر خزانه‌داری معتقد است باید برای اثربخشی محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر ایران منتظر ماند. جی‌دی ونس نیز که با شکست انتخاباتی ترامپ شانس بیشتری برای نامزدی در انتخابات ۲۰۲۸ یافته، همواره تمایل بیشتری به اجتناب از جنگ داشته است. رئیس سیا و ویتکاف نیز از جمله افرادی معرفی می‌شوند که طرفدار اجتناب از جنگ و ادامه مذاکره و فشار اقتصادی هستند.
اکنون نتیجه انتخابات، که حاکی از تأیید مخالفت مردم آمریکا با جنگ است، ممکن است دست جناح طرفدار مذاکره و اعمال هم‌زمان فشار اقتصادی را تقویت کند و جنگ‌طلبان را در موقعیت ضعیف‌تری قرار دهد.
ترامپ اکنون در فاصله دو ماه مانده به آغاز به کار کنگره جدید باید تصمیم بگیرد که کدام مسیر را انتخاب کند.


نظرات شما