سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

مقالات

انتقادات تند کرباسچی از صدا و سیما: به شخصیت‌های فرهیخته فرصت بیان و اظهارنظر نمی دهد

انتقادات تند کرباسچی از صدا و سیما: به شخصیت‌های فرهیخته فرصت بیان و اظهارنظر نمی دهد
پیام آذری - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و مدیرمسئول روزنامه هم‌میهن، در گفت‌وگو با ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و مدیرمسئول روزنامه هم‌میهن، در گفت‌وگو با «شرق» تأکید بر وضعیت بحرانی رسانه ملی، عملکرد صداوسیما را در دهه‌های اخیر نقد کرده و به کاهش اعتماد عمومی به این سازمان اشاره کرد. او با مقایسه وضعیت کنونی با دوران ابتدایی انقلاب، از کم‌توجهی به اندیشمندان و توجه‌نکردن به نیازهای فکری و فرهنگی جامعه امروز انتقاد کرد و بر لزوم بازتعریف نقشی درست و مؤثر برای رسانه ملی تأکید کرد.
غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با اشاره به عملکرد صدا‌و‌سیما در دهه‌های اخیر، وضعیت فعلی این سازمان را «فاصله‌گرفته از نقش تاریخی و مرجعیت رسانه‌ای خود» توصیف ‌و تأکید کرد که اعتماد عمومی به رسانه ملی به‌شدت کاهش یافته است. او با یادآوری تجربه فعالیت خود در صدا‌و‌سیما از ابتدای انقلاب و سال‌های جنگ، گفت: اگر آرشیو برنامه‌های دهه اول انقلاب امروز در دسترس باشد، می‌توان دید که تلویزیون در آن دوره چگونه به رشد فکری جامعه، افزایش آگاهی عمومی و حتی حفظ آبروی نیروهای مذهبی و سیاسی کشور کمک می‌کرد. مثلا در آن سال‌ها، شخصیت‌هایی همچون شهید بهشتی در مناظره‌های زنده چند‌ساعته تلویزیونی با چهره‌هایی از جریان‌های مختلف سیاسی و فکری، از‌جمله رهبران حزب توده و سازمان چریک‌های فدایی خلق، درباره اساسی‌ترین مباحث ایدئولوژیک کشور گفت‌وگو می‌کردند و مهم‌ترین مسائل عقیدتی و فکری را خیلی شفاف و بی‌پرده به بحث می‌گذاشتند.
به گفته او، این مناظره‌ها نه‌تنها با استقبال گسترده مخاطبان همراه بود و جاذبه بسیار بالایی برای اقشار مختلف داشت، بلکه همین نوع برنامه‌ها موجب افزایش ضریب نفوذ و اعتماد عمومی به صداوسیما می‌شد. مردم رسانه ملی را مرجع خبری صادقی می‌دانستند که تا وقتی خبری از رادیو و تلویزیون اعلام نمی‌شد، برای بسیاری از مردم باورپذیر نبود. مقایسه کنید با امروز، وضعیت به جایی رسیده که «هر خبری که از تلویزیون اعلام می‌شود، بخش بزرگی از جامعه آن را خلاف واقع یا غیرقابل اعتماد تلقی می‌کند و برای دستیابی به واقعیت مسائل و اخبار درست، فورا سراغ مراجع دیگر خبری و با کمال تأسف رسانه‌های برون‌مرزی می‌روند. او با انتقاد از افزایش کمّی شبکه‌های تلویزیونی بدون خروجی مؤثر محتوایی افزود: با وجود بودجه‌های کلان، تعدد شبکه‌ها و امکانات فنی فراوان، حتی یک شبکه وجود ندارد که بتواند برای اقشار آگاه و تحصیل‌کرده جاذبه ایجاد کند. به اعتقاد او، تمرکز برنامه‌ها بیشتر بر سرگرمی‌های سطحی، شوخی‌های مبتذل و گفت‌وگوهایی است که نه عمق فکری دارند و نه توان اقناع مخاطب.
کرباسچی با اشاره به وضعیت برنامه‌های مذهبی و فرهنگی نیز گفت: صدا‌و‌‌سیما حتی در حوزه دین نیز کمتر از اندیشمندان و متفکرانی استفاده می‌کند که توان بیان مسائل مذهبی با ادبیات فاخر و متناسب با شرایط اجتماعی امروز را داشته باشند. در حوزه سیاسی نیز غالبا افرادی به میدان می‌آیند که یا سواد رسانه‌ای‌ ندارند یا صرفا به دلیل همسویی سیاسی انتخاب شده‌اند. او تأکید کرد: جامعه امروز ایران، جامعه‌ای با سطح بالای تحصیلات است. بیش از نیمی از جمعیت کشور و درصد بالایی از جوانان دارای تحصیلات دانشگاهی‌ هستند و نمی‌توان این مخاطبان را با شعارهای توخالی، تحلیل‌های سطحی و ادبیات نازل اقناع کرد. همین مسئله باعث شده بخش درخور توجهی از مردم برای دریافت خبر و تحلیل به رسانه‌های خارجی روی بیاورند.
به گفته وی، گرایش مردم به رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال، بیش از آنکه ناشی از اعتماد کامل به آن رسانه‌ها باشد، نتیجه خلأ مرجعیت خبری در داخل کشور است. وقتی رسانه داخلی نتواند خبر قابل اعتماد، تحلیل منسجم و گفت‌وگوی اقناع‌کننده ارائه دهد، مخاطب ناچار به جست‌وجو در بیرون از مرزها می‌شود؛ هرچند کار بسیاری از آن رسانه‌ها نیز به اغراق، جهت‌گیری‌های سیاسی و خلاف‌گویی‌های فراوان است.
این فعال اصلاح‌طلب با مقایسه وضعیت امروز با گذشته افزود: در سال‌های ابتدایی انقلاب، حتی رهبران جریان‌های مارکسیستی و کمونیستی که اساسا اعتقادی به دین نداشتند، در تلویزیون رسمی کشور مجال مناظره می‌یافتند. اما امروز، صداوسیما حاضر نیست به مقامات سابق و حتی فعلی کشور، از‌جمله رؤسای‌ جمهور پیشین یا وزرای باسابقه، فرصت بیان دیدگاه‌ها و انتقال تجربیات‌شان را بدهد. آن روز با هدف تنویر افکار و آزادی بیان به حزب توده، مارکسیست‌ها، سازمان‌های چریکی مخالف نظام و اسلام فرصت بحث و تحلیل و بیان افکار خود را می‌دادند، ولی امروز این دستگاه عریض و طویل حاضر نیست به شخصیت‌های فرهیخته که عمر خود را در خدمت به این نظام صرف کرده‌اند، فرصت بیان و اظهارنظر بدهد، حتی به کسانی که سال‌ها با آرای 20 و 30 میلیونی مردم رئیس‌جمهور یا نماینده مردم بوده‌اند. به کسانی مثل آقای خاتمی و روحانی یا فضلا و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی مثلا آقای محقق‌داماد فرصت بیان بدهد. این در حالی است که این افراد می‌توانند در جهت تبیین شرایط کشور، تقویت روحیه عمومی و تحکیم مبانی سیاسی نظام نقش‌آفرین باشند.
او در بخش دیگری از این مصاحبه، به توقیف روزنامه «هم‌میهن» و خلأ «نگاه سوم» در فضای رسانه‌ای کشور اشاره کرد: در شرایطی که ده‌ها رسانه داخلی و خارجی به‌صورت شبانه‌روزی در حال پخش برنامه‌ و خبرهایی هستند که تاروپود همه را به باد می‌دهند، یک تیتر یا تحلیل در یک روزنامه با تیراژ محدود، ناگهان به‌عنوان تهدید علیه منافع ملی تلقی می‌شود. متأسفانه قانون مطبوعات نیز قانونی ناقص و وصله‌پینه‌شده است که بستر برخوردهای سلیقه‌ای و سیاسی را فراهم کرده است.
او افزود: بارها دیده‌ایم که تفسیر نیت نویسنده یا رسانه، جایگزین متن واقعی شده و همین برداشت‌های سلیقه‌ای، منجر به توقیف رسانه‌ها و برخورد با روزنامه‌نگاران شده است. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف رسانه‌های داخلی، گسترش بی‌اعتمادی عمومی و تشدید شکاف میان مردم و رسانه‌های رسمی است.
بازار


نظرات شما