پیام آذری - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«دنیای اقتصاد» تاثیر تعرفه ۲۵درصدی آمریکا بر شرکای ایران را بررسی کرد
بازار ![]()
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در راستای تداوم فشار اقتصادی، با صدور یک فرمان اجرایی، چارچوب اعمال تعرفه بر شرکای تجاری ایران را مشخص کرد. طبق اطلاعیه کاخ سفید، این فرمان بستری را فراهم میکند تا آمریکا بتواند بر واردات از هر کشوری که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات خریداری میکند، تعرفه مازادی را اعمال کند. ترامپ پیشتر رقم این تعرفه را ۲۵درصد اعلام کرده بود؛ هرچند جزئیات اجرایی این سیاست مشخص نشده است. «دنیایاقتصاد» در مجموع گزارشهایی ضمن بررسی مکانیسم اثرگذاری این سیاست، عواقب آن را در گفتوگو با فعالان اقتصادی مورد بررسی قرار داده است. کارشناسان هشدار میدهند این سیاست، در صورت اجرا، هزینه مبادلاتی را بالا میبرد و تجارت غیررسمی و غیرشفاف را گسترش خواهد داد. بیشترین اثر این تصمیم از مسیر فشار بر شرکای اصلی ایران یعنی چین، امارات، ترکیه و عراق ظاهر خواهد شد. در میان ۴شریک بزرگ تجاری ایران، چین بیشترین میزان صادرات را به آمریکا دارد و در صورت اعمال تعرفه بیشترین آسیب را میبیند.
حانیه سراج| در شرایطی که تجارت خارجی ایران طی سالهای اخیر زیر فشار همزمان تحریمها، محدودیتهای مالی و نوسان نرخ ارز قرار داشته، اعمال تعرفه 25 درصدی ایالات متحده بر شرکای تجاری ایران میتواند لایه تازهای از پیچیدگی را به این فضا اضافه کند. اعمال تعرفههای گسترده از سوی آمریکا علیه شرکای تجاری کشورهای مختلف، صرفا یک تصمیم دوجانبه نیست، بلکه بخشی از راهبردی بزرگتر برای بازآرایی روابط تجاری در سطح جهانی به شمار میرود. راهبردی که پیامدهای آن متوجه اقتصادهایی مانند ایران نیز میشود.
در چنین فضایی، کشورهایی که میان حفظ روابط تجاری گسترده با آمریکا و ادامه همکاری با اقتصادهای تحت فشار قرار میگیرند، ناچار به انتخابهای محتاطانهتری خواهند بود. این وضعیت میتواند به کاهش سطح همکاری مستقیم با ایران یا انتقال مبادلات به مسیرهای غیرشفافتر و پرهزینهتر منجر شود. مسیری که در نهایت هزینه تجارت خارجی را برای فعالان اقتصادی ایرانی افزایش میدهد. همزمان، سختتر شدن نظارت بر تراکنشها، محدود شدن شیوههای دور زدن تحریمها و افزایش ریسک همکاری با ایران، چشمانداز صادرات و تامین مالی تجارت را مبهمتر کرده است. در این میان، نقش سیاستهای داخلی در کاهش یا تشدید این فشارها نیز بیش از گذشته مورد توجه فعالان بخش خصوصی قرار گرفته است.
استفاده آمریکا از ابزار تعرفه برای فشار بر ایران
مرتضی حاجیآقامیری، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، درباره تاثیر اعمال تعرفههای ۲۵درصدی آمریکا بر شرکای تجاری ایران و پیامدهای آن بر وضعیت تجارت کشور، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» توضیح داد: برای ارزیابی میزان اثرگذاری این شرایط بر تجارت خارجی ایران، باید بررسی کرد که حجم مبادلات کدام کشورها با ایران بیش از مبادلات آنها با ایالات متحده است. در عمل، تقریبا هیچ کشوری در چنین موقعیتی قرار ندارد. بنابراین، منافع اغلب کشورها ایجاب میکند در مسیری حرکت کنند که روابط تجاری گستردهتری با آن دارند. بر همین اساس، این احتمال وجود دارد که بسیاری از کشورها سطح مبادلات تجاری خود با ایران را کاهش دهند یا تجارت با ایران از مسیرهای غیرمستقیم و پرهزینهتری انجام شود. هر دو حالت نیز به کاهش حجم تجارت خارجی ایران منجر خواهد شد. در حال حاضر، رئیسجمهوری آمریکا از ابزارهای مختلف برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند. این رویکرد تنها محدود به ایران نیست و در قبال روسیه نیز دنبال میشود. برای مثال، زمانی که تلاش برای متقاعد کردن هند به توقف خرید نفت از روسیه از طریق تهدید به تعرفههای سنگین موفق نبود، آمریکا با عرضه نفت ونزوئلا در پی تاثیرگذاری بر این تصمیم برآمد.
او در ادامه گفت: در مجموع، سیاستی که ترامپ در پیش گرفته، شاید تجارت خارجی ایران را به صفر نرساند، اما میتواند آن را بهشدت کاهش دهد. حتی اکنون نیز نشانههایی از تلاش برای کاهش سطح حمایت چین از ایران دیده میشود. هرچند روابط اقتصادی ایران و چین یکسویه و تا حد زیادی به نفع چین است. به نظر میرسد این مسیر آغاز شده و دولت آمریکا در پی افزایش فشار اقتصادی بر ایران است.
این فعال بخش خصوصی با اشاره به مسیرهای پرهزینه برای تجارت ایران با سایر کشورها عنوان کرد: اشکال مختلفی از دور زدن تحریمها در گذشته وجود داشت، اما در شرایط کنونی، این شیوهها هزینههای تجارت خارجی را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. در این دوره، رهگیری مبادلات، حتی تراکنشهای مرتبط با رمزارزها، با سختگیری بیشتری از سوی آمریکا دنبال میشود. در نتیجه، روشهای دور زدن تحریم نیز ناگزیر باید پیچیدهتر و چندلایهتر شود و هرچه این روشها پیچیدهتر باشند، هزینههای تحمیلی بر ایران، بهعنوان طرفی که در معرض محدودیتهای غیرعادی تجاری قرار دارد، افزایش مییابد. بر این اساس، به نظر میرسد شیوههای گذشته برای دور زدن تحریمها دیگر کارآیی سابق را ندارند و استفاده از روشهای جدید و پیچیدهتر با هزینههای سنگینتری برای تجارت خارجی ایران همراه خواهد بود. او افزود: در بحث استفاده از رمزارزها برای تجارت خارجی، یکی از مزیتها این بود که صاحب ولت مشخص نمیشد، اما اتفاقات اخیر نشان داد که اکنون این روشها هم توسط آمریکا رصد میشود. بنابراین، ممکن است در بعضی موارد سختگیریها اعمال شود.
اهرم فشار بر فروش نفت ایران
این عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران با اشاره به خرید نفت ایران توسط چین اظهار کرد: در حال حاضر، حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران توسط چین خریداری میشود. بنابراین، حتی در صورتی که چین میزان خرید نفت از ایران را کاهش ندهد، این کشور میتواند از شرایط موجود بهعنوان اهرمی برای دریافت تخفیفهای بیشتر استفاده کند. موضوعی که منافع ملی ایران را بیش از پیش در معرض تهدید قرار میدهد.
حتی بر اساس برخی آمارها، ایران نسبت به سال گذشته حجم بیشتری نفت به چین فروخته، اما درآمد کمتری کسب کرده است و به نظر میرسد این روند با شدت بیشتری ادامه یابد. چین همکاری با ایران را بر پایه منافع خود تنظیم میکند، مگر آنکه آمریکا سیاستهای محدودکننده شدیدتری اعمال کند یا مشوقهایی ارائه دهد که منافع همکاری با آمریکا را برای پکن بیش از همکاری با ایران کند. باید دید دولت آمریکا در قبال این موضوع خاص، یعنی نقش چین در تجارت نفت ایران، چه رویکردی در پیش خواهد گرفت. در مجموع، به نظر میرسد تجارت ایران با بسیاری از کشورها کاهش یابد و حتی در مورد چین نیز با وجود تداوم خرید نفت، درآمد حاصل شده برای ایران روندی کاهشی داشته باشد.
حاجیآقامیری درباره تاثیر این شرایط بر صرفه اقتصادی تجارت خارجی برای تجار ایرانی اظهار کرد: حتی در شرایط کنونی نیز بسیاری از فعالیتهای اقتصادی در ایران توجیهپذیری لازم را ندارند و با تداوم فشارهای موجود، این وضعیت رو به تشدید است. روندها به سمتی حرکت میکند که هزینهها و پیچیدگیهای تجارت خارجی آنقدر افزایش یابد که حضور در بازارهای بینالمللی بیش از پیش دشوار شود. بازار جهانی، عرصه رقابت فشرده است و امکان حضور در آن به هر قیمتی وجود ندارد.
اگر تولیدکنندگان ناچار شوند هزینههای تحمیلی را به قیمت نهایی کالا و خدمات خود در بازارهای جهانی اضافه کنند، قدرت رقابتپذیری خود را در برابر سایر کشورها از دست میدهند. در نتیجه، حتی در حوزههایی که ایران دارای مزیت نسبی شناختهشدهای مانند فرش و صنایعدستی است نیز این فشار هزینهای میتواند جایگاه کشور را تضعیف کند. در بسیاری از بازارهای دیگر هم رقبای قدرتمند و توانمندی حضور دارند که در آنجا قیمت حرف اول را میزند. بنابراین با افزایش هزینههای تولید و تجارت، اگر قیمت کالاهای ایرانی افزایش پیدا نکند، فعالیت اقتصادی صرفه خود را از دست میدهد و اگر هم قیمتها بالا برود، کالاها از رقابت بازمیمانند. پیامد این چرخه، کاهش توان صادراتی و بروز چالشهای جدی برای حضور پایدار در بازارهای جهانی خواهد بود.
او با اشاره به نقش سیاستهای داخلی در افزایش هزینههای تجارت خارجی عنوان کرد: از زمان اجرای سیاست موسوم به ارز تکنرخی، این تصور وجود داشت که این اقدام عملا به یکسانسازی نرخ ارز منجر نشده است. در عمل، با جهش نرخ ارز، نرخ تالار از بازار عقب میماند و تا زمانی که این فاصله جبران شود، احتمال بروز جهش جدید وجود داشت. حتی میزان اجرای این سیاست از سوی دولت نیز بیش از آنکه مبتنی بر یک برنامه پایدار باشد، ناشی از یک اجبار بوده است. از همین رو، نمیتوان آن را مبنایی قابل اتکا برای فعالان اقتصادی دانست. در کنار این موضوع، سیاستهایی مانند تعهد ارزی نیز محدودیتهای قابلتوجهی برای صادرکنندگان ایجاد کرده و انعطافپذیری آنها را در فعالیتهای تجاری کاهش داده است. در نتیجه، بخشی از افزایش هزینهها و دشواریهای تجارت خارجی نهتنها ناشی از عوامل بیرونی، بلکه حاصل سیاستهای داخلی نیز هست. به بیان دیگر، این شرایط به نوعی بازی در زمینی است که دولت آمریکا طراحی کرده است. زمینی که هدف آن افزایش محدودیت بر فعالیتهای اقتصادی و مبادلات تجاری ایران است.
در مجموع، برآیند فشارهای خارجی و محدودیتهای داخلی، تجارت خارجی ایران را در موقعیتی قرار داده که ادامه مسیر پیشین را دشوارتر از همیشه کرده است. افزایش هزینه مبادلات، کاهش حاشیه سود، محدود شدن شرکای تجاری و تضعیف قدرت رقابتپذیری، همگی نشانههایی از فشردهتر شدن فضای فعالیت برای صادرکنندگان و واردکنندگان ایرانی است. در چنین شرایطی، اگر اصلاحات موثر در سیاستهای داخلی، کاهش موانع تجاری و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی در دستور کار قرار نگیرد، کاهش تدریجی سهم ایران از بازارهای جهانی میتواند به یک واقعیت پایدار تبدیل شود.