يکشنبه ۲۱ تير ۱۴۰۵

سیاسی

این چند ده میلیون نفر سانسورنشدنی

این چند ده میلیون نفر سانسورنشدنی
پیام آذری - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست زهرا طیبی| برآورد‌ها می‌گویند تعداد کل شرکت‌کنندگان در تشییع رهبر شهید ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
زهرا طیبی| برآورد‌ها می‌گویند تعداد کل شرکت‌کنندگان در تشییع رهبر شهید ایران (تهران، قم، مشهد و عراق) به 41 میلیون نفر می‌رسد. این آمار تنها یک عدد نیست، بلکه نمایش قدرتی است در مواجهه با دشمنی که کمر همت به نابودی گفتمان انقلاب اسلامی و به تبع آن نابودی ایران بسته است.
خبرنگاران و کارشناسان غربی حضور میلیونی مردم در تشییع پیکر رهبر انقلاب را در راستای پیام مردم ایران به آمریکا تفسیر می‌کردند. این جمع‌بندی چندان دور از واقعیت نیست. ایرانیان در تشییع مردی حاضر شدند که رسانه‌های قدرت‌های جهان، مدعی بودند بین حکومت و مردمش شکاف عمیقی است اما تشییع تاریخی امام شهید نشان داد که او در نگاه مردم، رهبر و مقتدایی بی‌مانند است که رهبران کاریزماتیک جهان نیز با چنین وداع باشکوهی روبه‌رو نشدند؛ شهادت او به تداوم ایده و گفتمان او کمک کرد و جامعه و ملتش را منسجم‌تر و همبسته‌تر کرد.
محبوبیتی تخریب‌نشدنی
تحلیلگران و جامعه‌شناسان برای فهم جمعیت عظیم حاضر در تشییع رهبر شهید، از اتفاق کم‌نظیری مثل تشییع شهید سلیمانی استفاده می‌کنند، اما واقعیت آن است که آنچه در تشییع حاج‌قاسم اتفاق افتاد تفاوتی ماهوی با ماجرای شهادت رهبر انقلاب دارد. این بار دشمن با این هدف دست به ترور رهبر انقلاب زد که نه‌فقط یک چهره یا شخصیت اثرگذار را حذف کند که به طور کامل شیرازه نظام سیاسی ایران را از هم بپاشد. به همین منظور پیش از ترور، دست به تخریب گسترده رهبر شهید و به تبع آن، چهره انقلاب زد و این تلاش را نه از دی‌ماه که از تحولات آبان 1401 شروع کرد. تصور این بود که با تخریب نظام سیاسی ایران، سرمایه اجتماعی آن فروریخته و نظام در وضعیتی شکننده قرار می‌گیرد؛ هدفی که تبدیل به ضد خود شد.
وجه اشتراکی که در تشییع شهید سلیمانی و رهبر شهید انقلاب قابل‌ذکر است، خطای محاسباتی دشمن در تشخیص میزان محبوبیت این چهر‌ه‌های کلیدی در ایران و جهان بود. دشمنان ایران روی تخریب این چهره‌ها در جامعه ایران حساب ویژه باز کرده بودند تا جامعه را نسبت به ترور و حذف این چهره‌ها سرد و بی‌تفاوت کنند، اما حضور میلیونی مردم در تشییع شهدای ایران، نمایش شکست این ایده و طراحی و لحظه آشکار‌سازی خطای محاسباتی دشمن بود.
مشروعیت‌زدایی ملی از یک پروپاگانداسازی پوچ
پیش از ترور رهبر شهید ایران، تخریب‌های رسانه‌های غربی و فارسی‌زبان، علیه ملت ایران و رهبر شهید، گستردگی قابل‌توجهی داشت تا آنجا که این بار نه‌فقط رسانه‌های فارسی‌زبان که رسانه‌های بزرگ آمریکایی نیز به میدان آمدند. مجله تایم از همان جلدی استفاده کرد که پیش از ورود آمریکا به عراق و حذف صدام استفاده کرد تا همه‌چیز را تمام شده نشان دهد، اما در میدان واقعیت، آمریکا این بار هم از همان نقطه‌ای ضربه خورد که در بهمن 57 آن را تجربه کرده بود. او رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران را شهید کرد و فرماندهان کلیدی را به شهادت رساند، اما نه‌تنها نظام سیاسی ایران از هم نپاشید که این بار لایه سخت قدرت ایران، یعنی مردمش با مختصاتی متفاوت از سال‌های انقلاب به خیابان آمدند و قریب به چهار ماه نیز در خیابان‌ها ماندند.این حضور مردمی پیامی روشن برای آنانی داشت که تصور می‌کردند می‌توانند با استفاده از استراتژی‌های فریب رسانه‌ای؛ افکار عمومی را به سمت بی‌حسی نسبت به ایده انقلاب سوق دهند. حضور خیابانی مردم، اعلام موضعی خطاب به متجاوزان بود؛ مردم ایران اجازه نخواهند داد ایران تبدیل به لیبی، عراق یا هر کشور دیگری در خاورمیانه شود که حضور و سلطه در آن کشور‌ها سال‌ها در اختیار آن‌ها بود. این سد ابتدایی بود که ایالات متحده با آن مواجه شد. ضربه دوم و اساسی زمانی متوجه آنان شد که جمعیت عظیم میلیونی برای تشییع امام شهیدشان به خیابان آمدند؛ لحظه‌ای که برساخت بودن ادعا‌های ایالات متحده را اثبات و روشن می‌کرد، خامنه‌ای شهید برای مردمش شبیه هیچ کدام از رهبران غرب آسیا و شمال آفریقا نبود. او تنها به یک نفر شبیه بود و آن امام خمینی(ره) بود. این شباهت در وداع باشکوه هر دو به خوبی خودنمایی کرد. حضور میلیونی مردم نشان داد او رهبری کاریزماتیک است که محبوبیتی چشمگیر در ایران و منطقه دارد. این همان نقطه ابطال ادعای غیرواقعی آمریکا مبنی بر آن بود که با ادعای کمک! به ایرانیان، رهبر ایران را ترور کرد. بر این مبنا اولین دستاورد حضور مردم ایران در خیابان، لورفتن پروپاگانداسازی بود که ایالات متحده برای مشروعیت‌سازی حمله به ایران و ترور رهبر انقلاب از آن استفاده کرد. اجتماع ملی ایرانیان، مشروعیت حمله به ایران را نفی کرد و به ضد خود تبدیل و منجر شد، مشروعیت و محبوبیت نظام سیاسی ایران در نگاه مردم ایران پررنگ شود.
حضور ملی، یک ضلع قدرت ایران
حضور مردم در تشییع رهبر شهید انقلاب نیز در ادامه مواجهه ملی، به‌مثابه یک ضلع قدرت ایران در کنار توان نظامی و دیپلماتیک عمل کرد؛ همان‌طور که ایستادگی مردم و جنگیدن، عقب‌نشینی دشمن را ممکن کرد، حالا حضور ایرانیان در تشییع رهبری شهید را می‌توان استحکام‌بخش مسیری دانست که ایران با توان نظامی و برنامه‌ریزی هوشمندانه آن را آغاز کرده و موجبات رقم‌خوردن نظم جدید منطقه را فراهم خواهد کرد. پس در نگاهی کلان، تشییع میلیونی رهبر شهید، معنایی فراتر از بدرقه او به همراه خواهد داشت؛ قدرتی خلق خواهد کرد و توانی به حکمرانی خواهد داد که در هم شکستنش را به‌سادگی ممکن نخواهد کرد. وجه حائز اهمیت در این حضور، کیفیت حاضران است. برخلاف تصوری که رسانه‌های فارسی‌زبان درصدد پمپاژ آن به جامعه ایران هستند، بدرقه رهبر شهید ایران با طیف خاصی از جامعه همراه نشد و به تعبیری این حضور یکدست نبود. بدون حضور مستقیم در تشییع و حتی با مشاهده تصاویر نیز می‌توان به این واقعیت اذعان کرد که جمعیت حاضر در تشییع امام شهید همانند تشییع حاج‌قاسم سلیمانی تکثری قابل‌ملاحظه داشت. در این جمعیت متکثر از پیروان ادیان و مذاهب دیگر، تا جوانان، زنان و مردانی که از حیث باور، اعتقاد، جایگاه اجتماعی و شغل و پیشه با یکدیگر متفاوت بودند، به چشم می‌آمد. در امتداد آن حتی حضور متمایز افرادی به چشم می‌خورد که یکی از اعضای خانواده‌شان را در اتفاقات دی‌ماه از دست داده بودند. اتفاقی که نقطه اوج تلاش دشمن برای ایجاد شکاف میان حکمرانی و مردم بود. کثرت حاضران تصویری را منتقل می‌کرد مبنی بر آنکه چیزی در جامعه ایران در حال تغییر است و اتفاقی متمایز در حال رقم‌خوردن است. جامعه ایران جدای از ایستادگی مقابل دشمن، در درون خود نیز دستخوش تحولاتی شده بود که آگاهانه و خواسته آن را رقم زده است. ازاین‌حیث است که این حضور میلیونی را نمی‌توان یک اتفاق صرف برآمده از احساس دانست که به‌مرور آتش آن فروکش خواهد کرد و به شرایط پیش از جنگ باز خواهد گشت؛ چراکه این جامعه نیز همپای نیروی نظامی از دل نبردی وجودی بیرون آمده و به آگاهی و بلوغی از نبرد با دشمن رسیده و درعین‌حال بر جنگ شناختی که دشمن علیه جامعه اعمال کرده، غلبه کرده است.
شهادتی که میزان محبوبیت جهانی امام شهید را نمایان کرد
حضور میلیونی مردم در تشییع، علاوه بر ایران، سرمایه‌ای اجتماعی در سطح جهان اسلام به وجود آورد. ابراز ارادت به رهبر ایران پس از شهادت ایشان، تنها در ایران متوقف نماند و در سطحی کلان‌تر و در کشور‌های منطقه نیز جمعیتی از طرفداران رهبر شهید را به جهان نشان داد. تشییع میلیونی رهبر انقلاب در عراق، برگزاری تشییع‌های نمادین در کشور‌هایی مثل نیجریه، بحرین، پاکستان و تایلند، توسط شیعیان این کشور‌ها، واقعیتی را روشن کرد که برخلاف تلاش‌ها، نظام سیاسی شیعی که در ایران پایه‌گذاری شده از حمایت مردمی شیعیان جهان برخوردار است و رهبر شیعیان که در جایگاه ولایت‌فقیه در ایران نشسته از محبوبیت بالایی برخوردار است. این تصویر اثبات می‌کند ازمیان‌بردن نظام سیاسی ایران که مبتنی بر فقه شیعه است از طریق تخریب چهر‌ه‌ها و شخصیت‌های محوری شیعیان بعید و غیرممکن است.
قوه قدرتمند ایران
بدرقه میلیونی رهبر شهید توسط ملت ایران، به‌مثابه تصویری تکمیلی برای حضور خیابانی ملت ایران عمل کرد، سرمایه اجتماعی نظام را تثبیت کرد، تصویر قدرتی برای ایران در حال نبرد خلق کرد و بازوی قدرت ملی و دست برتر ایران در نبرد نظامی را به شکلی منسجم برای همیشه در تاریخ ثبت کرد؛ سندی تاریخی که فرصت قضاوت به افکار عمومی جهان را می‌دهد که آیا ترور رهبر شهید برای حمایت از مردم ایران صورت گرفت یا در راستای اهداف و مطامع ایالات متحده. ازسوی‌دیگر به حکمرانان کشور دست برتری داد تا در حین مواجهه با دشمنان، این پیام را منتقل کنند که نظام حکمرانی ایران، سرمایه اجتماعی پای کاری دارد که فعلیت دارد، هوشمند است، بر مبنای عواطف و احساسات عمل نمی‌کند و حتی جنس سوگش نیز آگاهانه است و از آن حماسه می‌سازد برای مقاومت در مقابل دشمن. این رفتار هوشمندانه برای حکمرانان طرح وظیفه‌ای می‌کند بر این مبنا که می‌بایست بدنه اجتماعی را به سمت فعلیت و نقش‌آفرینی در تصمیم‌گیری‌های کشور سوق دهند و اجازه ندهند دشمنان ایران مجدداً بهانه‌ای برای ایجاد شکاف و چنددستگی در جامعه ایران، میان حکمرانان و مردم پیدا کنند.


نظرات شما