يکشنبه ۲۱ تير ۱۴۰۵

مقالات

هرمز راهی جز سوئز شدن ندارد

هرمز راهی جز سوئز شدن ندارد
پیام آذری - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست برخی می‌پرسند چرا در تنگه با کشتی‌های متخلف برخورد می‌کنیم؟ قبل از پاسخ ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
برخی می‌پرسند چرا در تنگه با کشتی‌های متخلف برخورد می‌کنیم؟ قبل از پاسخ به این سؤال، کمی باید به عقب بازگردیم و سؤال بهتری بپرسیم: چرا طی دهه‌ها، ما هزینه‌های هنگفت امنیت، پاکسازی دریایی و حفاظت از محیط‌زیست خلیج‌فارس را از جیب خودمان پرداخت می‌کردیم تا دیگران در امنیت مطلق ثروت‌اندوزی و آتش‌افروزی کنند؟ واقعیت این است که آمریکا سلب حاکمیت کامل ما بر این آبراه را می‌خواهد تا هرمز را به اتوبان سابق تبدیل کند و ذخایر استراتژیک نفت خود را که در ماه‌های اخیر به‌شدت تخلیه شده دوباره پر کند. بدیهی است که در این جنگ وجودی، تهران نباید اجازه این تصور را به دشمن بدهد که می‌تواند این کارت مهم بازی را از دست ایران خارج کند. اما چرا نباید دفاع از این سلاح طبیعی را به یک ماجراجویی یا لجبازی سیاسی-نظامی تقلیل داد؟ پاسخ این است که ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک هرمز چنان با امنیت ملی ما گره خورده که هرگونه کوتاهی در این نقطه، خوشامدگویی به شروع یک جنگ بزرگ با هدف تجزیه کشور خواهد بود. نبرد امروز در خط ساحلی جنوب کشور بر سر ربودن این سلاح از دست ایران است؛ چراکه اگر این اهرم بازدارنده بی‌جایگزین را از دست بدهیم، دشمن برای تکه‌تکه کردن تمامیت ارضی ایران دیگر هیچ مانعی پیش روی خود نخواهد دید.
نقطه شروع
داستان از جایی شروع شد که پس از سال‌ها تنش، یک جنگ واقعی اتفاق افتاد. ایران که دید موجودیت و امنیتش در خطر است، از «سلاح طلایی» خود استفاده کرد و این گذرگاه را بست. این کار دنیا را تکان داد، چون بخش بزرگی از انرژی و کالا‌های اساسی جهان از همین باریکه ۳۰ و چند کیلومتری می‌گذرد. پس از مدتی، توافقی موقت میان ایران و آمریکا شکل گرفت تا دوباره کشتی‌ها راه بیفتند، اما مشکل همچنان ادامه داشت.طی این مدت، برخی اخبار منتشر شد مبنی بر حمله ایران به برخی کشتی‌ها در این تنگه. هم‌زمان برخی می‌پرسند چرا ایران با کشتی‌ها در این منطقه برخورد می‌کند؟ پاسخ ساده است: ایران می‌گوید بعد از جنگ همه‌جانبه علیه من و درحالی‌که رهبر کشور ترور شده و هزاران نفر شهید و مجروح شده‌اند و حجم عظیمی از خسارات به زیرساخت‌های اقتصادی کشور وارد شده، دیگر «عبور بی‌قیدوشرط» چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این درست مثل وضعیتی است که سال‌ها پیش برای «کانال سوئز» در مصر رخ داد. وقتی جمال عبدالناصر تصمیم گرفت کانال را ملی کند، قدرت‌های جهان برآشفتند و حتی جنگ راه انداختند، اما در نهایت دنیا فهمید که آن آبراه بخشی از خاک و قدرت یک ملت است و نمی‌شود بدون در نظر گرفتن صاحبخانه از آن استفاده کرد؛ حالا هم به‌ازای عبور کشتی‌هایشان از آن کانال، هزینه می‌دهند. داستان امروز «ماجراجویی» نیست؛ تلاش برای پس‌گرفتن یک حق است. ایران اکنون به این نتیجه رسیده که اگر بر مدیریت این تنگه پافشاری نکند، دشمن یک‌قدم جلوتر می‌آید. در طول تاریخ، پرتغالی‌ها هم از همین‌جا برای کنترل تجارت جهان استفاده می‌کردند و قلعه‌هایشان هنوز در جزایر ما باقی ‌مانده است. آن‌ها می‌دانستند هر کسی کلید این دروازه را داشته باشد، حرف اول را در اقتصاد و امنیت دنیا می‌زند. ایران اما طی دهه‌ها از حق مسلم خود گذشت و اجازه داد هر کشتی با هر نوع باری حتی علیه امنیت خود، از این آبراهه عبور کند، اما حالا می‌خواهد لطف دیگری در حق جهان انجام دهد و نظم امنیتی جدیدی در محدوده سرزمینی خود حاکم سازد. هرمز در واقع سد دفاعی محکمی است که مانع از اجرای نقشه‌های بزرگ‌تر علیه تمامیت ارضی کشور می‌شود. در ادامه، ابعاد مختلف این موضوع بررسی شده تا مشخص شود چرا ایستادگی در این نقطه، مانع از فروپاشی و تجزیه ایران می‌شود.
1- از حق عبور به حق حاکمیت
در حقوق بین‌الملل، دهه‌هاست که هرمز را یک آبراه بین‌المللی با حق عبور بی‌ضرر می‌شناسند، اما ایران اکنون در حال تغییر این قاعده بازی است. برخورد با کشتی‌های متخلف، در واقع پیامی به نظم جهانی است که حالا ایران در خلیج‌فارس «ناهار مجانی» نمی‌دهد. این دقیقاً همان مسیری است که جمال عبدالناصر در مصر طی کرد. او با ملی کردن کانال سوئز، از یک مسیر آبی به‌عنوان سلاحی برای تثبیت قدرت ملی استفاده کرد. ایران نیز امروز می‌خواهد ثابت کند که هرمز، «حیاط‌خلوت» قدرت‌ها نیست، بلکه بخشی از قلمرو حاکمیتی است که مدیریت و نظم آن باید توسط صاحبخانه (ایران) تعیین شود. پذیرش این نظم جدید از سوی دنیا، یعنی به‌رسمیت‌شناختن ایران به‌عنوان «قدرت برتر منطقه».بزرگ‌ترین بهانه‌ای که قدرت‌های جهانی برای محکوم‌کردن ایران می‌تراشند، یک مرزبندی کاغذی است. آن‌ها می‌گویند چون کانال سوئز و کانال پاناما «مصنوعی» هستند و بشر آن‌ها را کنده و ساخته، پس صاحبانشان (مصر و پاناما) حق دارند برای جبران هزینه‌های ساخت و نگهداری، عوارض بگیرند ولی تنگه هرمز یک «موهبت طبیعی» است و هیچ‌کس نباید برای عبور از آن پولی بگیرد. اما چرا این یک فریب است؟ واقعیت این است که ایران سال‌هاست هزینه‌های سنگین «نگهداری» این مسیر را پرداخت می‌کند؛ از پاکسازی مین‌های دریایی باقی‌‌مانده‌ از جنگ‌های گذشته و حضور پرتغالی‌ها گرفته تا تأمین امنیت در برابر دزدان دریایی و حفاظت از محیط‌زیست در برابر نشت نفت تانکر‌های غول‌پیکر. ایران می‌گوید اگر قرار است امنیت حیاتی‌ترین رگ انرژی جهان را من تأمین کنم، چرا دنیا نباید هزینه این «خدمات ناوبری و امنیتی» را بپردازد؟ در واقع بحث خدمات عبورومرور یک بازی لفظی برای دورزدن کلمه «عوارض» نیست و واقعاً مربوط به خدماتی است که ایران طی سال‌ها به‌صورت رایگان برای دنیا انجام داده و حالا با وجود جنایت‌های صورت گرفته، دیگر نیازی به پرداخت این هزینه‌ها از جیب خود نمی‌بیند.
2- نقدترین سلاح بازدارندگی
تحلیلگران بین‌المللی از زمان بسته‌شدن تنگه هرمز، عنوان کرده‌اند که ایران اهمیت کنترل بر این آبراهه را حتی بالاتر از برنامه هسته‌ای قرار داده است. آن‌ها می‌گویند بمب اتم یا توان هسته‌ای یک قدرت «انتزاعی» برای روز مبادا است، اما بستن یا مدیریت تنگه هرمز، قدرتی است که همین امروز می‌تواند اقتصاد غرب را فلج کند. این «سلاح طلایی» تنها کارتی بود که آمریکا را وادار کرد جنگ را ر‌ها کرده و پای میز مذاکره بیاید. ایران به این درک رسید که اگر مدیریت این تنگه را به دست نگیرد، تمام دستاورد‌های دیگرش از جمله انسجام ملی به‌راحتی توسط دشمن خنثی خواهد شد. هرمز، نقدترین دارایی دفاعی ایران است.
3- سد نهایی در برابر پروژه تجزیه
اما مهم‌ترین پاسخ به این سؤال که چرا نباید کوتاه آمد، «تجربه» است. تجربه تاریخی نشان داده وقتی بازدارندگی یک کشور مستقل در هم می‌شکند، دشمن به عقب‌نشینی‌های کوچک راضی نمی‌شود. اگر کارت هرمز از دست ایران خارج شود، آخرین ابزار مهار دشمن از بین رفته است. در آن صورت، وقوع یک جنگ بزرگ با هدف نهایی «تجزیه ایران» قطعی خواهد بود. دشمن می‌داند تا وقتی ایران دستش روی گلوگاه اقتصاد جهان است، نمی‌تواند با خیال راحت پروژه‌هایش را پیاده‌سازی کند چون هزینه آن، نابودی ثبات کل جهان است. بنابراین، زدن کشتی‌های متخلف، در واقع زدن دست‌هایی است که قصد دارند بازدارندگی ما را آزمایش کنند تا مسیر برای تجزیه باز شود.
4- فراتر از بازی نفت
دنیا تصور می‌کند با خط لوله‌های جایگزین در عربستان یا امارات می‌تواند هرمز را دور بزند، اما تحلیلگران این محاسبه را غلط می‌دانند. آن‌ها می‌گویند شاید بتوان نفت را دور زد، اما «امنیت غذایی» و «انرژی‌های نوین» دنیا همچنان در گروی این آبراهه است. بخش عظیمی از کود‌های شیمیایی جهان و «گوگرد» که عنصر مهمی در تولید باتری‌های جدید است، از این مسیر عبور می‌کند. شاید نفت را بتوان از لوله‌های جایگزین به‌صورت محدود عبور داد، اما این روش برای کود و دیگر محموله‌ها چطور عمل می‌کند؟ واقعیت این است که هیچ خط لوله‌ای برای جابه‌جایی میلیون‌ها تن کود شیمیایی وجود ندارد. ایران با اشراف بر این موضوع، می‌داند که نبض سفره‌های جهانی در دست اوست. بنابراین ایستادگی بر سر هرمز، یعنی حفظ این اهرم بی‌جایگزین که دنیا را مجبور به احترام به منافع ایران می‌کند.
5- تثبیت مدیریت پولی و امنیتی
ایران به‌هیچ‌عنوان با انسداد کامل تنگه هرمز موافق نیست و موضع علنی مسئولان رده‌بالای نظام هم این است که تنگه زمانی برای ایران سودآور خواهد بود که عبورومرور در آن جریان داشته باشد و الا راکد بودنش در بلندمدت آورده‌ای برای کشور ندارد. بنابراین ایران به دنبال این است که نظم جدید خلیج‌فارس را عاری از تهدید نظامی کرده و فرمت آن را مانند خیلی از آبراهه‌های دیگر، به شکل اداری و اقتصادی تنظیم کند. بنابراین صحبت از تعیین پروتکل‌های جدید، دریافت هزینه‌های خدمات دریایی و تأمین امنیت، به معنای آن است که تهران می‌خواهد حضور حاکمیتی خود را تثبیت کند. این کار باعث می‌شود حاکمیت ایران بر این آبراه، به یک واقعیت قانونی و روزمره برای دنیا تبدیل شود.
6- کارت ضمانت جدید ایران
خلاصه ماجرا این است که ایران در هرمز در حال انجام یک «جراحی استراتژیک» است. ماجراجویی در کار نیست؛ هر شلیکی به سمت یک کشتی متخلف، در واقع شلیکی برای دفاع از مرز‌های کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان و خراسان است. حفظ «کارت هرمز» یعنی حفظ یکپارچگی نقشه ایران. اگر این کارت بسوزد، دیگر هیچ مانعی برای تجزیه‌طلبان و حامیان جهانی‌شان باقی نخواهد ماند. هرمز، ضامن بقای ایران واحد است.


نظرات شما