سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

مقالات

سرمقاله اعتماد/ نقد منصفانه آری؛ تفرقه‌افکنی ممنوع

سرمقاله اعتماد/ نقد منصفانه آری؛ تفرقه‌افکنی ممنوع
پیام آذری - اعتماد/ «نقد منصفانه آری؛ تفرقه‌افکنی ممنوع» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتمادبه قلم احمد مازنی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: از نگاه بنیانگذار نه ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - اعتماد / «نقد منصفانه آری؛ تفرقه‌افکنی ممنوع» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتمادبه قلم احمد مازنی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
از نگاه بنیانگذار نه تنها تکثر آرا و انظار به رسمیت شناخته شد و انتقاد آزاد است، بلکه فراتر از انتقاد «تخطئه» هدیه الهی بوده و کسی حق ندارد از نقد منصفانه جلوگیری کند: «نباید ما‌ها گمان کنیم که هر چه می‌گوییم و می‌کنیم، کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسان‌ها.» (صحیفه نور، ج170/20) و در نقد رویکردها و عملکرد دستگاه‌های مختلف، از جمله وزارت امور خارجه نیز نقد را توصیه می‌کند و می‌فرماید: «شما و دوستانمان در وزارت امور خارجه، باید تحمل انتقاد را - چه حق و چه ناحق - داشته باشیم.» (همان، 201/) و پذیرش نقد از سطوح مختلف جامعه را نشانه خودساختگی می‌داند و می‌فرماید: «اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی‌آمد که یک رعیتی هم به او اشکال کند و از انتقاد بدش نمی‌آمد.» (همان، ج74/13) اصلاح رویه‌های غلط گذشته از جمله تغییر فتوا و به صورت ویژه اصلاح تصمیمات شورای نگهبان را وظیفه دینی می‌داند و می‌فرماید: «آنچه مهم است این است که ما می‌خواهیم مطابق شرع اسلام، مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم، باید صریحا بگوییم که اشتباه نموده‌ایم و عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر، درست همین معنی را دارد… فقهای شورای نگهبان... هم باید این طور باشند که اگر در مساله‌ای اشتباه کردند، صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند... این معنی ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام، باید روی همان حرف باقی بمانم.» (صحیفه نور، ج178/18) و بر نگاه تنقید به هر سخنی به ویژه سخنان بزرگان تاکید می‌کند و می‌فرماید: «هر سخنی گفته می‌شود، به نظر تنقید بنگرید، هر چه صاحب سخن هم بزرگ باشد، انسان نباید فورا حرف او را بپذیرد، بلکه باید دقت و بررسی کند.» (سرگذشت‌های ویژه از زندگی امام خمینی، ج۲، ص ۱۴۹ پیام آزادی)، البته ملاک نقد منصفانه از غیر آن را در سازنده بودن و نتیجه آن را رشد جریان‌های مختلف می‌داند و می‌فرماید: «انتقاد بجا و سازنده، باعث رشد جامعه می‌شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان می‌شود. هیچ کس نباید خود را مبرّای از انتقاد ببیند...» (صحیفه نور، ج48/21)
از دیدگاه امام خمینی(ره) هر فردی حق استیضاح زمامداران را دارد: «هر فردی حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمانان را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع‌کننده دهد.» (همان، ج190/4) اما توصیه و تقاضای امام این است که «تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال‌تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها و جهل توده‌ها، امروز طفلی تازه پا و ولیده‌ای محفوف به دشمن‌های خارج و داخل، رحم کنید.» (صحیفه نور، ج180/21) و توجه داشته باشند که بین زبان نقد با زبان چماق تفاوت جدی وجود دارد: «آنهایی که می‌خواهند صحبت کنند... بنشینند و با خودشان فکر کنند، ببینند این زبان چماق است و می‌خواهد بر سر یک دسته دیگر کوبیده شود یا اینکه زبان، زبان رحمت است و برای وحدت.
چنانچه مالک نفس خودشان هستند و این امر مهم را که مالکیت شخص بر نفس خودش است... و می‌توانند ادعایی را که حضرت موسی پیغمبر بزرگ کرد، آنها هم بکنند که (لا املک الاّ نفسی واخی) [سخن بگویند و انتقاد بکنند] اما کسی که به این مقام نرسیده باید بگوید: (انی لااملک نفسی ولا اخی)» (صحیفه نور، ج97/14)، چراکه «در باطن ذات همه هست که آنکه با من خوب است، خوب است و آنکه با من بد است، بد. نه آنکه به حسب حکم خدا خوب است و به حسب واقع خوب است. نخیر، آنی که با من خوب است آن میزان است... و آنکه برای من نباشد، فاسد است.» (همان، 244) و همگان توجه داشته باشند که حق را برای حق بخواهند نه برای منافع جناحی: «باید اشخاصی که می‌خواهند صحبت کنند، ببینند که آیا حق را می‌خواهند برای حق، بزرگ‌ترین چیزی که انسان اگر آن را داشته باشد، کمال بزرگ دارد این است که حق را برای حق بخواهد. از حق خوشش بیاید برای اینکه حق است و از باطل متنفر باشد, برای اینکه باطل است.» (صحیفه نور، ج۱۴،ص۹۷) و تاکید می‌کنند که «حق را اگر کسی برای حق بخواهد، چنانچه در ضد خودش هم هست، آن را باید بخواهد و دوست داشته باشد و اظهار کند و باطل را اگر از خودش هم صادر شده باشد، باید مبغوض او باشد و فرار کند.» (همان، 99) و از نگاه دوقطبی برحذر می‌دارد: «هر کاری از من صادر بشود، چون من میزان هستم، خوب است و هر کاری از رقیب من حاصل بشود، بد است برای اینکه رقیب من است. هر چه هم خوب باشد کار خوب رقیب بد است و کار بد من خوب. این یک مساله و یک بیماری است در انسان که معالجه او را با زحمت می‌شود کرد... انسان یک همچون موجودی است که حاضر است سرش را ببرد که رقیبش از بین برود... » (صحیفه نور، ج۱۴، ص۹۹)


نظرات شما