سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵

مقالات

انتقاد «روزنامه اصولگرا» از معاون پزشکیان و مشاور قالیباف

انتقاد «روزنامه اصولگرا» از معاون پزشکیان و مشاور قالیباف
پیام آذری - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست کبری آسوپار| «سخنان ناامیدکننده» همان تیری است که چند هدف را با هم ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
کبری آسوپار| «سخنان ناامیدکننده» همان تیری است که چند هدف را با هم می‌زند؛ البته چند هدف در جبهه خودی را! هم می‌تواند مردم را در ادامه مسیر و مقاومت برابر دشمن سست کند، هم اعتمادبه‌نفس مسئولان برای اداره کشور در دوران سخت جنگ را تضعیف می‌کند و جرئت را از آنان ‌بگیرد، هم به دشمن پیام دهد که ما ضعیف شده‌ایم و حمله‌ای دیگر می‌تواند ما را از پا درآورد و این‌گونه به دشمن جرئت و جسارت می‌دهد. البته همه هدف‌هایی که این تیر چند شعبه می‌تواند در جبهه خودی تخریب کند، همین نیست؛ پایه‌های اعتقادی مردم را هم سست می‌کند. یک نفر کل غنی‌سازی را زیر سؤال می‌برد، در حدی که حفظ جان رهبر را - رهبری را که پای غنی‌سازی ایستاده بود - منوط به توقف غنی‌سازی می‌داند و این‌گونه تکه مهمی از پازل دشمن برای بی‌فایده و پرهزینه بودن انرژی هسته‌ای را کامل می‌کند. ساده‌لوحی از این حرف می‌بارد، نه ساده‌لوحی یک فرد عادی، ساده‌لوحی کسی در جایگاه معاون رئیس‌جمهور! یک‌سو مردمی خشمگین از این موضع‌گیری که به نام دفاع از رهبر شهید است و در اصل برخلاف اصول استقلال و عزتی که او برای کشور باور داشت؛ یک‌سو مردمی که شبهه بر جانشان می‌نشیند که آیا بهتر نبود از غنی‌سازی دست برمی‌داشتیم؟ این فقط یک موضوع از هزاران موضوعی است که با یک جمله چند نقطه را در جبهه خودی هدف قرار می‌دهد و باز یکی دیگر از مهم‌ترین هدف‌هایی که می‌تواند بزند، وحدت و انسجام کشور است. همین جمله، بر محور دو موضوع بسیار مهم جان رهبر و حفظ غنی‌سازی، چنان صدای مشاجره‌ها حول درستی و نادرستی آن را بالا می‌برد که به‌تنهایی می‌تواند بخشی از دیواره وحدت جامعه را فرو ریزد. یک نفر دیگر میان خون‌خواهی رهبر شهید و وضعیت اقتصادی، آن هم با مثالی نازل دوقطبی می‌سازد و هم‌زمان خشم و شبهه را به جان مردم می‌ریزد. باز هم نه یک فرد عادی، کسی در قامت مشاور رئیس مجلس! چونان آتشی بر خرمن، این تیرها امید و وحدت و قدرت یک جامعه را هدف می‌گیرند.
وحدت و انسجام قدرت‌ساز است؛ مردم هر کشوری وقتی با همدیگر یکی هستند، قدرت بیشتری خواهند داشت و بیگانه نیز این قدرت ناشی از وحدت را به‌خوبی فهم می‌کند. روایت قدرت وحدت‌آفرین است؛ قوی‌بودن قدرت جذب دارد و می‌تواند افراد بیشتری را با خود همراه کند. از سویی مردم حول توانمندی‌های کشور و در واقع توانایی‌های خود جمع می‌شوند. در واقع وحدت و روایت قدرت هر یک تقویت‌کننده یکدیگرند.
در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت، ایشان باصراحت و قاطعیت نسبت به «سخنان ناامیدکننده» موضع‌گیری کرده و آن را نه یک اشتباه رسانه‌ای؛ بلکه یک آسیب راهبردی دانسته‌اند که می‌تواند امنیت روانی و انسجام ملی را به خطر اندازد. برای درک بهتر نظر ایشان می‌توان این بررسی را در چند مورد انجام داد:
اول؛ تفکیک «بیان صادقانه» از «سخن ناامیدکننده»
ایشان به ظرافت بین گفتن حقیقت برای اصلاح و گفتن حقیقت برای تخریب تفاوت قائل می‌شوند. به اعتقاد رهبری، بیان کاستی‌ها در محافل کارشناسی و درون‌سازمانی نه‌تنها ایرادی ندارد؛ بلکه ضروری است. اما وقتی این سخنان در فضای عمومی و بدون توجه به موقعیت حساس کشور مطرح شود، دیگر «بیان صادقانه» نیست؛ بلکه «سخن ناامیدکننده» می‌شود، چون شنونده‌ این سخنان فقط مردم و دلسوزان نیستند؛ دشمن نیز شنونده است و از همین عبارات برای القای ناتوانی نظام بهره‌برداری می‌کند.
دوم؛ ناامیدی؛ هدیه‌ رایگان به دشمن
رهبر معظم انقلاب صراحتاً می‌فرمایند: «گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.» این جمله، کلید فهم نظر ایشان است. در شرایط جنگ ترکیبی و تحریم‌های همه‌جانبه، دشمن تشنه‌ هرگونه خبری است که بتواند روحیه‌ جبهه‌ ما را تضعیف کند. سخن ناامیدکننده، مهمات روانی رایگان در اختیار دشمن قرار می‌دهد و او را در تشدید فشارها جسورتر می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، هر جمله‌ یأس‌آور، یک سنگر روانی را بدون درگیری به دست دشمن می‌دهد.
سوم؛ تأثیر بر «انگیزه‌های ملی و عمومی»
ایشان «سخن ناامیدکننده» را برابر با «تضعیف‌کننده‌ انگیزه‌های ملی و عمومی» معرفی می‌کنند. انگیزه‌ ملی، موتور محرکه‌ پیشرفت در شرایط سخت است. وقتی مردم مرتباً با روایت‌هایی مواجه شوند که می‌گوید «کار از کار گذشته» یا «راه به جایی نمی‌بریم»، به‌تدریج از مشارکت در صحنه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست می‌کشند. این کاهش مشارکت، چرخه‌ تولید، جهاد علمی و حضور در انتخابات را مختل می‌کند و در نهایت، کشور را در برابر دشمن آسیب‌پذیرتر می‌سازد.
چهارم؛ هم‌خانواده با دوگانه‌سازی‌های موهوم
نکته‌ ظریف دیگر اینکه رهبری، «سخنان ناامیدکننده» را در کنار «دوگانه‌سازی‌های موهوم» مانند «جنگ یا مذاکره» و «وفاق یا تندروی» قرار می‌دهند. از نگاه ایشان، این سخنان نه‌تنها امید را می‌میرانند؛ بلکه جامعه را از ملتی متحد، به دسته‌های متخاصم تقسیم می‌کنند. وقتی فضای یأس حاکم شود، هر گروهی به دنبال مقصر می‌گردد و به‌جای همدلی، تقابل شکل می‌گیرد. این دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد؛ جامعه‌ای ازهم‌گسیخته که انرژی خود را به‌جای پیشرفت کشور یا ایستادن مقابل دشمن متجاوز، صرف کشمکش‌های داخلی کند.
پنجم؛ ناامیدی، ضد قرآنی «حدیث نعمت»
ایشان با استناد به آیه‌ «و امّا بنعمَه ربِّکَ فَحَدِّث»، روایت قدرت را یک تکلیف شرعی و عقلی می‌دانند. در مقابل، سخن ناامیدکننده نوعی ناسپاسی عملی نسبت به نعمت‌های الهی و توانمندی‌های ملی است. از نظر ایشان، وظیفه‌ ما در برابر نعمت‌های بزرگ انقلاب، امنیت، استقلال و پیشرفت‌های علمی، این است که آن‌ها را روایت و برجسته کنیم، نه اینکه با بزرگ‌نمایی مشکلات، آن نعمت‌ها را پنهان سازیم.
ششم؛ ممنوعیت قاطع و بدون‌استثنا
نکته‌ پایانی لحن قاطع و صریح ایشان است: «قاطعانه اعلام می‌کنم؛ ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» این جمله، «سخن ناامیدکننده» را از حوزه‌ توصیه‌های اخلاقی خارج کرده و به خط قرمز ملی تبدیل می‌کند، یعنی هر مسئول دولتی، رسانه‌ای یا نخبه‌ای که با بزرگ‌نمایی مشکلات، به دامن زدن به یأس کمک کند، مرتکب عملی ممنوع و ضد منافع ملی شده است.
از نگاه رهبر معظم انقلاب، «سخن ناامیدکننده» صرفاً یک لغزش زبانی نیست؛ بلکه عملی خلاف مصلحت کشور است که در بستر جنگ ترکیبی، به دشمن خدمت می‌کند، از کشور روایت ضعف ارائه می‌دهد، انگیزه‌های ملی را می‌میراند، انسجام را برهم می‌زند و با آموزه‌های دینی سپاسگزاری از نعمت در تضاد است. به همین دلیل، ایشان با قاطعیت تمام، آن را تحریم کرده و از همه می‌خواهند که به «روایت قدرت و قوت ایران» بپردازند؛ همین روایت قدرت در واقع محور وحدت ماست.


نظرات شما