پیام آذری - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
کبری آسوپار| آیا شلیک به سه کشتی در 16 تیر که از مسیر غیرقانونی در حال حرکت بودند، توسط گروهی «خودسر» انجام گرفته است؟ و این اقدام خارج از چهارچوب تصمیمگیری قانونی و مرسوم نظام بوده است یا آنکه موضوع در هماهنگی با نهادهای مربوطه بوده است؟ آیا این سه شلیک بهانه برهمخوردن تفاهمنامه اسلامآباد شد و تا پیش از آن، تفاهمنامه نعل بالنعل در حال اجرا از سوی آمریکا بود؟ پاسخ پرسش اخیر که روشنتر از روشن است؛ قبل از 16 تیر بارها تفاهمنامه نقض شده بود، توسط آمریکا و نه ایران؛ و اینکه گفته شود این سه شلیک موجب نقض تفاهمنامه شد، بیشتر از آنکه ناشی از بیاطلاعی باشد، انگیزه تحریف وقایع و تطهیر پیمانشکنی آمریکا را به ذهن متبادر میکند.
و اما طرح خودسرانه بودن این شلیکها؛ سؤالی مهم و جنجالبرانگیز که فراتر از آنکه بازگشایی یک موضوع سیاسی یا نظامی باشد، یک مسئله رسانهای و ادراکی است که خروجی آن، اختلاف مسئولان، نبود مدیریت واحد در کشور و رها بودن عرصه حکمرانی در ایران پس از خامنهای شهید است. لذا اهمیت اصلی در نحوه روایت این اتفاق است که بیش از خود واقعه، میتواند یک تصویر «گسیختگی مدیریتی» در کشور بسازد.
وقتی با چنین چهارچوبی به موضوع شلیک به سه کشتی در تنگه هرمز، آن هم در میانه تشییع رهبری نگاه شود، عمق هدفی را که ادعای خودسرانه بودن این شلیک هدف قرار میدهد، میتوانیم دریابیم. هدف ابتدایی و سطح پایین چنین ادعایی همان است که بگوید این شلیکها باعث نقض تفاهمنامه و حملات آمریکا به مناطقی در جنوب ایران شد. هدف عمیقتر اما نمایش «بیسروسامانی اداره کشور» و «عمقیافتن اختلافات» در سطح کلان مدیریتی، حتی در نحوه مواجهه نظامی با دشمن است. سکانس پایانی چنین نمایشی اثبات خلأ مدیریتی در ایران است؛ یعنی همان چیزی که رسانههای غربی – اعم از فارسیزبان و غیرفارسیزبان- تلاش میکنند به وضعیت حکمرانی در ایران دوران آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله) نسبت دهند و عدم حضور ایشان در فضای عمومی و علنی کشور را که ناشی از فضایی است که تروریسم دولتی آمریکا و اسرائیل در ایران ایجاد کرده، معادل غیبت ایشان در تصمیمگیریهای کلان کشور معرفی کنند.
منتهای چنین هدفی، ناامیدی مردم، ایجاد تشتت و اختلاف در کشور و نشان دادن تصویر بههمریخته از ساختار سیاسی ایران است. بههمریختن ساختار حکمرانی و سیاسی در ایران همان هدفی است که میخواستند با ترورهای متعدد مسئولان نظامی و امنیتی، تهدید آنان به ترور خانوادهها و ترغیبشان به ترک کشور و استعفا رقم بزنند و وقتی آن مسیرها به بنبست خورد، حالا تیر دیگری رها کردهاند تا با نشان دادن خودسری یک عملیات نظامی در ایران، ساختار بههمنخورده سیاسی در ایران را بههمخورده و بیسروسامان نشان دهند. عجیب هم نیست. ترور رهبر از نگاه آنها قرار بود همه امور ایران را بههم بریزد، اما نریخت؛ پس آنچه را که در میدان به دست نیاوردند، تلاش میکنند در فضای رسانه بسازند.
بخش فارسی شبکه العربیه در همان آغاز گزارش خود از این موضوع، بحث «اختلاف در سطوح بالای حاکمیت» را مطرح میکند و اصلاً نمیخواهد این هدف اصلی را حداقل در لفافه بیان کند. گزارش اصلی و مهم در این مورد البته گزارش نیویورکتایمز است که از همان آغاز روی «تشدید اختلافها در ساختار قدرت ایران بر سر نحوه جنگ با ایالات متحده» تأکید میکند و خطوربط گزارش عیان میشود. نیویورکتایمز برای باورپذیرتر کردن گزارش خود، از حسین طائب -رئیس جدید سازمان بسیج مستضعفین- هم نام میبرد و قصه اختلاف او و رهبری را میسازد که باتوجهبه جایگاه افراد و با کمی شناخت ساختار سیاسی کشور غیرواقعی بودن آن هویداست.
سخنگوی سپاه شاید کمی دیر اما در روزهای گذشته اعلام کرد «حمله به کشتیهای متخلف پاسخی به سومین نقض عهد آمریکا بود. آمریکا دو بار حین مذاکرات نقض عهد و حمله کرد و بار سوم بعد از امضای تفاهمنامه، نقض عهد کرد.»
تکلیف العربیه و نیویورکتایمز که روشن است؛ اینجا در داخل چه خبر است که برخی همان صدای بازوهای رسانهای سیا و موساد را در کشور تکرار میکنند؟ وقتی خروجی کوبیدن بر طبل خودسرانه بودن شلیکها، نمایش یک حکمرانی بههمریخته و پراختلاف در ایران است، دیگر فرقی نمیکند که مدعی این خودسری مرعشی و کرباسچی باشند که از پی این ادعای خودسری، نیروهای مسلح کشور را به تصمیمگیری فردی و بدون هماهنگی و برهمزننده تفاهمنامه متهم کنند، یا مدعی آن حسین اللهکرم باشد که از سر این ادعا میکوشد شعام و دولت را به سازش با آمریکا و مخالفت با دفاع از کشور در برابر متجاوز معرفی کند؛ چه آنکه نتیجه همه این ادعاها، از مرعشی و کرباسچی گرفته تا اللهکرم، تأیید همان ادعای نیویورکتایمز و العربیه و اینترنشنال و امثال اینهاست که کشور دارای حکمرانی واحد و مقتدر نیست.
آنچه برخی داخلیها بر آن اصرار دارند، همان حرف ترامپ است که بارها در میانه پیغامرسانیهای مربوط به تفاهمنامه، در یک عملیات روانی تأکید میکرد که ما نمیدانیم در ایران با چه کسانی سروکار داریم و در ایران صدای دوگانه وجود دارد و... روشن است که کسی در میان اهالی سیاست در ایران نمیخواهد با موجودی مثل ترامپ همصدا و هممسیر باشد و نمیخواهد در نقطهای بایستد که در عمل ضدملی تفسیر میشود، اما ناخودآگاه وسط پروژهای ضدایرانی هستند که ماههاست سیا و موساد پیش میبرند و برای اجرای آن حتی رئیسجمهور آمریکا را به خط کردهاند.
موشک خودسر در ایران نداریم؛ نه خودسر شلیک میشود و نه خودسر از شلیک سر باز میزند. نه اکنون کسی خودسرانه میتواند شلیک کند و نه زمان رهبر شهید و پس از ترور شهید هنیه، اگر اراده نظام بر حمله به سرزمینهای اشغالی بود، کسی میتوانست نه بگوید؛ این عدم خودسری شلیککردنها و شلیکنکردنها گرچه فضایی است که ساختار سیاسی پیوسته و متحد ایران آن را به وجود آورده است، اما بیش از آن، به روحیه سربازان ملت در نیروهای مسلح برمیگردد که بیاذن ولیفقیه و خارج از چهارچوب قانون نظام، نه شلیک میکنند و نه از شلیک سر باز میزنند. قصه خودسری هر جایی در این کشور بتواند پا بگیرد که آن هم نمیگیرد، در نیروهای مسلح به طریق اولی پا نخواهد گرفت.