پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵

مقالات

ترامپ به سیم آخر می‌زند؟

ترامپ به سیم آخر می‌زند؟
پیام آذری - فرارو/متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست چشم‌انداز صلح میان ایران و آمریکا با تداوم جنگ، اختلاف بر سر شروط مذاکره و ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چشم‌انداز صلح میان ایران و آمریکا با تداوم جنگ، اختلاف بر سر شروط مذاکره و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تیره‌تر شده است. ترامپ میان فشار اقتصادی، کاهش محبوبیت و احتمال تشدید نظامی گرفتار است؛ درحالی‌که ایران بر رفع تحریم‌ها و حفظ ذخایر اورانیوم تأکید دارد. هم‌زمان، کشورهای خلیج فارس به دیپلماسی مستقل روی آورده‌اند و تحولات سیاسی اسرائیل می‌تواند مسیر آینده درگیری و موازنه منطقه‌ای را تغییر دهد.
تا زمانی که دونالد ترامپ در کاخ سفید حضور دارد، چشم‌انداز دستیابی به صلحی پایدار میان ایران و ایالات متحده چندان امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد. شمار فزاینده‌ای از بازیگران جدی منطقه نیز ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده‌اند. هشت ماه پس از آغاز جنگ با ایران، واشنگتن نه توانسته اراده تهران را درهم بشکند و نه راه روشنی برای خروج از درگیری پیدا کرده است.
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، اظهارات خود ترامپ نیز از محدودشدن گزینه‌های پیش روی او حکایت دارد. رئیس‌جمهور آمریکا در گفت‌وگو با مجله تایم گفته است که باور ندارد صلح با ایران هیچ‌گاه امکان‌پذیر باشد؛ اعترافی قابل‌توجه از سوی فردی که همچنان انتظار می‌رود برای پایان جنگ مذاکره کند.
تهران نیز شروطی مطرح کرده که می‌داند دولت کنونی آمریکا به‌سختی می‌تواند آنها را بپذیرد. ایران خواهان رفع تحریم‌ها و کنارگذاشتن تهدیدها پیش از ازسرگیری مذاکرات است و تأکید دارد که حتی یک گرم اورانیوم غنی‌شده نیز از کشور خارج نخواهد شد. در چنین شرایطی، هیچ‌یک از طرفین ظاهراً برای رسیدن به توافقی مشترک امتیاز نمی‌دهد. هر طرف منتظر است تا شرایط سیاسی طرف مقابل تغییر کند و موازنه قدرت به سود او دگرگون شود.
اما مشکل ترامپ این است که پیش از آنکه زمین زیر پای تهران بلرزد، پایه‌های سیاسی خود او در واشنگتن در حال سست‌شدن است. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر نزدیک شده، میزان محبوبیت او در حدود ۳۹ درصد قرار دارد و قیمت نفت خام از ۱۱۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، اکنون به عاملی برای افزایش هزینه‌های اقتصادی و تشدید نگرانی‌های انتخاباتی تبدیل شده است.
انتخابات آمریکا؛ انگیزه‌ای برای تشدید جنگ؟
مجلس نمایندگان آمریکا سه بار به محدودکردن اختیارات جنگی ترامپ در قبال ایران رأی داده است. در همین حال، نامزدهای جمهوری‌خواه در حوزه‌های رقابتی آشکارا از پایان جنگ حمایت می‌کنند تا قیمت بنزین کاهش یابد و فشار اقتصادی بر رأی‌دهندگان کمتر شود. ترامپ که با احتمال شکست انتخاباتی روبه‌روست، وعده داده است تا پیش از روز رأی‌گیری حمله‌ای انجام ندهد؛ بااین‌حال، گزارش‌ها حاکی است که فرماندهی مرکزی آمریکا برای ازسرگیری عملیات گسترده رزمی آماده می‌شود.
این تناقض احتمال حمله دوباره را منتفی نمی‌کند. حتی برخی تحلیلگران معتقدند شکست جمهوری‌خواهان ممکن است انگیزه ترامپ برای تشدید درگیری را افزایش دهد؛ زیرا رئیس‌جمهوری که در انتخابات داخلی چیزی برای از دست‌دادن کمتری دارد، ممکن است هزینه سیاسی کمتری برای اتخاذ تصمیم‌های پرخطر احساس کند. بنابراین، احتمال صدور فرمان حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت.
بااین‌حال، تشدید نظامی لزوماً به معنای بهبود موقعیت انتخاباتی ترامپ نیست. نظرسنجی پولیتیکو نشان داده است که ۴۶ درصد رأی‌دهندگان گفته‌اند پایان جنگ پیش از انتخابات هیچ تغییری در تصمیم رأی‌دادن آنها ایجاد نخواهد کرد. از سوی دیگر، ایران تأسیسات هسته‌ای خود را مستحکم‌تر کرده و هشدار داده است که در صورت حملات جدید پایگاه‌های منطقه می‌توانند هدف قرار گیرند. در نتیجه، هر حمله تازه ممکن است به افزایش بیشتر قیمت نفت و تشدید فشار اقتصادی بینجامد؛ وضعیتی که مستقیماً به زیان دولت آمریکا تمام می‌شود.
اطرافیان ترامپ به فکر دوران پس از جنگ هستند
در حلقه نزدیک رئیس‌جمهور نیز نشانه‌هایی از فاصله‌گیری و محاسبه سیاسی دیده می‌شود. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور که بنا بر گزارش‌ها از ابتدا نسبت به جنگ تردید داشت، فاصله خود را حفظ کرده و این هفته از تأیید بنیامین نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل خودداری کرده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه و یکی از رقبای بالقوه ونس برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸، همان هفته به هند سفر کرد؛ سفری که محور اصلی آن تجارت بود. در مقابل، پیت هگست، وزیر دفاع، یک روز پس از حمایت ترامپ از نتانیاهو، سفری اعلام‌نشده به اسرائیل انجام داد و همچنان خود را در مرکز تحولات نگه داشت.
برخی مفسران از ماه آوریل احتمال داده بودند که هگست در صورت پایان ناموفق جنگ به‌عنوان مسئول شکست معرفی شود. حضور پررنگ او در تحولات بعدی نیز این برداشت را تقویت کرده است. به نظر می‌رسد چهره‌های دولت، علاوه بر مدیریت بحران کنونی، به پیامدهای سیاسی آن و نحوه تقسیم مسئولیت شکست احتمالی نیز فکر می‌کنند.
کشورهای خلیج فارس؛ بازگشت به دیپلماسی منطقه‌ای
کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز ظاهراً به نتیجه مشابهی رسیده‌اند: اتکا به سیاست آمریکا دیگر تضمینی برای امنیت بلندمدت آنها نیست. ازاین‌رو، در حال متنوع‌کردن گزینه‌های خود هستند. امارات متحده عربی که در ماه فوریه به کارزار نظامی علیه ایران پیوسته بود، اخیراً کانال ارتباطی غیرعلنی با تهران گشوده است. این تغییر رویکرد نشان می‌دهد ابوظبی به این نتیجه رسیده که گفت‌وگوی مستقیم با ایران می‌تواند از اتکای صرف به واشنگتن مؤثرتر باشد.
امارات همچنین با توجه به حمایت خود از عربستان در پرونده یمن، به دنبال یافتن راهی دیپلماتیک برای کاهش تنش‌هاست. این چرخش در کمتر از هشت ماه قابل‌توجه است. ابوظبی که هزاران موشک و پهپاد ایرانی را تجربه کرده، اکنون ظاهراً تلاش می کند پیش از آغاز دور تازه‌ای از درگیری‌ها، تفاهم‌های مستقلی برای حفاظت از منافع خود ایجاد کند.
پرونده یمن نمونه دیگری از انتقال بار نظامی به متحدان منطقه‌ای است. آمریکا دو بار درخواست عربستان برای حملات هوایی علیه حوثی‌ها را رد کرده و اعلام کرده است که فعلاً قصد انجام عملیات نظامی مستقیم ندارد. در مقابل، گزارش‌ها حاکی است امارات پذیرفته است تأمین مالی نیروهای مخالف حوثی‌ها در جنوب یمن را از سر بگیرد. چنین ترتیبی به واشنگتن اجازه می‌دهد از ورود مستقیم به جنگ پرهیز کند، درحالی‌که یکی از شرکای منطقه‌ای آن بخشی از فشار نظامی را برعهده می‌گیرد.
اسرائیل؛ متغیر تعیین‌کننده مرحله بعد
پرسش مهم این است که اسرائیل، هم در ماه‌های باقی‌مانده از دوره نتانیاهو و هم پس از آن، چگونه به این شرایط واکنش نشان خواهد داد. ترامپ از نتانیاهو حمایت کرده تا به ادعای خودش، امکان «تمام‌کردن کار» علیه ایران فراهم شود. در عین حال، گزارش شده که اسرائیل خواستار آن شده است هرگونه حمله مجدد به ایران تا پس از انتخابات ۲۷ اکتبر این کشور به تعویق بیفتد.
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ائتلاف نتانیاهو ممکن است کمتر از ۵۰ کرسی از ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت را کسب کند. چنین نتیجه‌ای می‌تواند اسرائیل را با دولتی ضعیف و موقت روبه‌رو سازد که انگیزه دارد پرونده ایران را همچنان در مرکز توجه نگه دارد.
حتی اگر گادی آیزنکوت جانشین نتانیاهو شود، بعید است موضع اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران به‌طور اساسی نرم‌تر شود. بااین‌حال، دولت جدید شاید کمتر از نتانیاهو حاضر باشد راهبرد اسرائیل را به سرنوشت سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا گره بزند. اگر واشنگتن از درگیری کنار بکشد و اسرائیل به‌تنهایی به ایران حمله کند، کشورهای خلیج فارس احتمالاً بیش از پیش به‌دنبال موازنه‌سازی خواهند رفت و چشم‌انداز عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل نیز دورتر خواهد شد.


نظرات شما