پیام آذری - وطن امروز / «ضربه به چشم امپراتوری!» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم علیرضا حقیقت که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
قرار است جمعه در سوییس، تفاهمنامه پایان جنگ ایران و ایالات متحده امضا شود. 111 روز پس از اینکه دونالد ترامپ جنگی را به امید تسلیم و فروپاشی ایران، علیه کشورمان آغاز کرد، حالا در پی یک شکست مفتضحانه، پای میز مذاکره خواهد آمد؛ برای پایان جنگی که بزرگترین شکست نظامی را به آمریکا در تاریخ 250 ساله آن کشور تحمیل کرد. این ادعای پرطمطراقی نیست و مروری بر تولیدات فکری و رسانهای در ایالات متحده گویای اثبات این گزاره است.
با امضای تفاهم توسط دولت ترامپ، در فضای جهانی و متحدان آمریکا امید است این اتفاق به جنگی پرهزینه و کاملاً بیحاصل پایان دهد. عملیات موسوم به «خشم حماسی» از همان اول با استراتژی نامشخص و ارزیابیهای نادرست آغاز شد. تمام فشاری که دونالد ترامپ تحمل میکند به این برمیگردد که او همه اعتبار آمریکا را پای جاهطلبی سیاسی نتانیاهو و برآورد اشتباه بیبی، موساد و کابینه صهیونی از جنگ علیه ایران، ذبح کرد.
جنگ 40 روزه، در نتیجه پرانتز بازی که پس از جنگ 12 روزه ایجاد شده بود، شکل گرفت که خودِ همان جنگ هم یک اشتباه مهلک بود که با وجود ضربات وارده به ایران اما برنامهریزی 3 دههای اسرائیل برای ایران را در 12 روز سوزاند، همچنین ضرباتی بیسابقه به رژیم صهیونیستی وارد آورد که نتایج آن هنوز ادامه دارد و با گذشت یک سال از جنگ 12 روزه، تلآویو هنوز نتوانسته ذخایر رهگیر خود را بازیابی کند. جنگ تابستان گذشته با ادعای نابودی برنامه هستهای ایران شروع شد و زوج ترامپ - نتانیاهو تا ماهها بعد از آتشبس ادعا میکردند برنامه هستهای ایران از بین رفته اما آنها 9 اسفند جنگ رمضان را دوباره با همین ادعا آغاز کردند. قرار بود در این جنگ آنچنان که ترامپ به برخی رهبران منطقه گفته بود، طی ۳ روز نظام ایران سقوط کند. نیویورک تایمز بعداً در گزارش مشهور خود نوشت در جلسه بریفینگ شروع عملیات در اتاق وضعیت کاخ سفید، ژنرال دن کین به ترامپ میگوید اگر ایران تنگه هرمز را ببندد چه؟ رئیسجمهور در جواب میگوید کار به آنجا نمیکشد!
همچنین قرار بود در این جنگ، توان نظامی ایران از بین برود و ایران موشکی برای شلیک نداشته باشد، همزمان عملیاتی برای خروج ذخایر اورانیوم 60 درصد ایران انجام شود و یک جبهه جدید زمینی هم از غرب ایران باز شود و تجزیهطلبان مسلح از اقلیم کردستان عراق وارد ایران شوند.
کار تا جایی پیش رفت که در روزهای ابتدای جنگ، رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد پایان این جنگ با تغییر نقشه ایران همراه خواهد بود! اما پس از 40 روز جنگ، هیچکدام از این اتفاقات رخ نداد.
در سیاست بینالملل وقتی آتشبس رخ میدهد، اینگونه ترجمه میشود که طرفین درگیری محدودیت قدرتهایشان را درک کرده و به این جمعبندی رسیدهاند که امکان پیروزی قاطع و کامل وجود ندارد. جنگ رمضان هم از این قاعده مستثنا نیست.
در نتیجه نهتنها جنگ ترامپ - نتانیاهو به هیچیک از اهداف اعلامی نرسید، بلکه باعث شد ایران از یک مؤلفه جدید قدرت رونمایی کند: بستن تنگه هرمز. در چنین شرایطی، واشنگتن حالا به جای حل 3 مشکل، با 4 مشکل مواجه شده است. در چنین فضایی است که «آمریکای شکستخورده» تصویر رایج و تصویر غالب رسانهها و «تینک تنکها» در ایالات متحده و غرب است.
نیویورک تایمز در تازهترین تحلیل خود که شورای سردبیری این روزنامه آمریکایی آن را به رشته تحریر درآورده، تحلیل کرده است: توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ ۴ ماهه ترامپ علیه ایران، هرچند اقدامی مثبت و قابل استقبال است اما واقعیتهای تلخی را نیز آشکار میکند. ترامپ با آغاز این جنگ مرتکب اشتباهی بزرگ شد. او این جنگ را با بیاحتیاطی و در تضاد آشکار با قانون پیش برد. اکنون ایالات متحده از نظر نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی ضعیفتر از گذشته از این بحران خارج میشود و تا سالها هزینههای راهبردی آن را خواهد پرداخت.
به نوشته نیویورک تایمز، چارچوب اعلامشده توافق نشان میدهد ترامپ به تعداد اندکی از شروطی که بر آنها اصرار داشت، دست یافته است. این موضوع شکستی تحقیرآمیز برای او و کشوری است که ریاست آن را بر عهده دارد. از زمان آغاز جنگ، ترامپ بارها گفته بود آمریکا به «پیروزی کامل و مطلق» دست خواهد یافت و ایران باید «بدون هیچ قید و شرطی تسلیم شود». او همچنین از احتمال تغییر نظام در ایران سخن گفته بود و تأکید میکرد ایران «هیچگونه غنیسازی اورانیوم» نخواهد داشت و آمریکا با همکاری ایران، تمام مواد هستهای نزدیک به درجه تسلیحاتی را که در تأسیسات عمیق زیرزمینی نگهداری میشود، خارج خواهد کرد.
شورای سردبیری این روزنامه آمریکایی ادامه داد: اما به نظر میرسد هیچیک از این اهداف محقق نشده است. حکومت ایران همچنان بر سر کار است و قرار است درباره جزئیات توافق هستهای طی ۲ ماه آینده مذاکره شود اما به نظر میرسد مفاد آن شباهت زیادی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ داشته باشد؛ توافقی که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما منعقد و ترامپ سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. ترامپ آن توافق را «بدترین توافق تاریخ» خوانده و مدعی شده بود ایران را «در مسیر دستیابی به سلاح هستهای» قرار میدهد. او همچنین از این توافق به دلیل کاهش تحریمهای اقتصادی انتقاد کرده بود. با این حال، به نظر میرسد جنگی که او آغاز کرد، در نهایت او را به توافقی بسیار مشابه همان توافق رسانده است.
اندیشکده استیمسون نیز در همین فضا با انتشار یادداشتی نوشت: ایالات متحده در جنگ علیه ایران میلیاردها دلار صرف مهمات کرد، بحران اقتصادی ایجاد کرد و تلفات انسانی متحمل شد، بدون اینکه به هیچیک از اهداف دولت مبنی بر روی کار آوردن یک حکومت جدید در تهران، پایان دادن به استفاده ایران از متحدان در منطقه، از بین بردن زرادخانه پهپادی و موشکی آن یا از همه مهمتر، ایمنسازی مواد هستهای آن دست یابد.
این اندیشکده تحلیل کرد: با برقراری آتشبس ۶۰ روزه، واشنگتن به نقطه شروع خود بازگشته است. دولت ترامپ باید بپذیرد قدرت تحمیل خواستههای حداکثری خود را بر ایران ندارد و اگر انتظارات خود را با آنچه میتواند محقق شود، هماهنگ نکند، آتشبس احتمالاً چیزی بیش از یک وقفه قبل از دور بعد جنگ نخواهد بود.
نویسندگان استیمسون ادامه میدهند: ایران اکنون از این دور جدید جنگ، همچنان با کنترل مواد هستهای خود، در حالی که حکومتش پابرجاست و با یک برگ برنده جدید و قدرتمند یعنی توانایی توقف حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، خارج میشود. در همین حال، ترامپ در داخل آمریکا با حسابرسی از یک جنگ بهشدت نامحبوب روبهرو است که دستاوری برای وی ندارد. ترامپ خواهان توافقی است که بتواند آن را به عنوان یک محدودیت قابل توجه بر برنامه هستهای ایران بفروشد اما اکنون به دلیل توانایی اثباتشده ایران در مقاومت در برابر حملات آمریکا، همچنین تحمیل هزینههای جدی، اهرم فشار کمتری برای انجام این کار دارد. بنابراین نشانه خوبی است که در مصاحبهای در ۱۴ ژوئن، ترامپ از درخواست قبل خود مبنی بر پایان دادن به غنیسازی توسط ایران عقبنشینی کرد و در عوض پیشنهاد داد تهران پس از تعلیق غنیسازی برای مدت نامشخصی، مجاز به غنیسازی در سطوح پایین باشد.
تام نیکولز، استاد کالج جنگ نیروی دریایی ایالات متحده نیز روز یکشنبه در آتلانتیک نوشت: حتی پیش از روشن شدن جزئیات توافق هم مشخص است ترامپ در دستیابی به هیچیک از اهدافی که برای این جنگ اختیاری مطرح کرده بود، موفق نشده و اکنون مصمم است هرچه سریعتر تسلیم شدن آمریکا را رسمی و نهایی کند. اگر واژه «شکست» بیش از حد تند به نظر میرسد، کافی است به آنچه تاکنون درباره پایان این جنگ میدانیم توجه کنیم. واقعیت آن است که این جنگ در حالی پایان خواهد یافت که حکومت تهران همچنان پابرجا خواهد بود، تنگه هرمز همچنان در اختیار ایران خواهد بود، ایران همچنان ذخایر قابل توجهی از پهپادها و موشکها در اختیار خواهد داشت و توانایی خود را برای حمایت از متحدانش در منطقه حفظ خواهد کرد. به بیان دیگر، ایران به مهمترین اهداف راهبردی خود دست یافته، در حالی که آمریکا به هیچیک از اهداف اصلی خود نرسیده است.
این مقام نظامی آمریکایی ادامه میدهد: در واقع، ایالات متحده شاید حتی بدتر از «هیچ دستاوردی نداشتن» عمل کرده باشد. ایران اکنون به بازیگر سیاسی قدرتمندتری تبدیل شده است. تهران در برابر حمله گسترده آمریکا ایستادگی کرد، از آن جان سالم به در برد و سپس به عنوان تنبیه، به چند کشور منطقه خلیج فارس که از جنگ ترامپ حمایت کرده بودند آسیب وارد کرد. در مورد اسرائیلیها نیز آنها عملاً کنار گذاشته شدهاند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که به طور غیرعاقلانه ترامپ را به حمله به ایران تشویق کرد نیز اکنون طعم تحقیر را میچشد. ایرانیها هوشمندانه جنگ نتانیاهو علیه حزبالله در لبنان را به جنگ ترامپ در خلیج فارس مرتبط کردند.
تحلیلهای ارائهشده تنها چند نمونه مؤخر از آنچه در ایالات متحده جریان دارد است. اینها نتیجه یک شکست آشکار برای واشنگتن است. آمریکایی که برای اولینبار از زمان جنگ دوم جهانی، با مشارکت اسرائیل به یک کشور حمله کرد و ایران توانست 2 شکست سنگین به بزرگترین امپراتوری تاریخ تحمیل کند؛ شکستی که حتی شاید بعدا در تاریخ به عنوان نقطه آغاز سقوط امپراتوری آمریکا به کتاب مشهور پل کندی «ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ» اضافه شود.
بازار ![]()