پیام آذری - فرهیختگان / «نسبت ما و پیام تاریخی آیتالله خامنهای» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مسعود فروغی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای درباره تفاهمنامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا، شاید مهمتر از امضای آن متن و حتی مهمتر از آغاز و لحظه آتشبس جنگ باشد. پیامی کوتاه اما بسیار معنابخش که از لحظه انتشار، محل بحثهای زیادی قرار گرفت و احتمالاً در تاریخ سیاسی ایران به نقطه عطف مهمی تبدیل خواهد شد.
برای توضیح و تبیین اهمیت این پیام و اینکه اثر آن بر صحنه سیاست داخلی و خارجی ما چه خواهد بود، نکات قابل توجهی وجود دارد که در این متن بهصورت اجمالی مرور میکنیم:
بازار ![]()
یکم.
با وجود اینکه دولت و نهادهای قانونی مسیر و سازوکار تعبیهشده برای امضای تفاهمنامه را طی کرده بودند، بدنه اجتماعی نیاز داشت نظر نفر اول حاکمیت درباره یکی از مهمترین تحولات سیاسی تاریخ ایران را بداند و تحلیلها و اخبار مختلف را که به شایعات دامن میزد کنار بگذارد.
پیام رهبری در قدم اول روشنکننده و شاخصی مهم در فهم نظر نفر اول حاکمیت بود و نشان داد مجوز امضای تفاهمنامه بهصورت «مشروط» داده شده است.
زیر سایه تبلیغات سهمگین دشمن از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که میخواستند القا کنند با ایرانی جدید از حیث فقدان رهبری در صحنه اداره کشور مواجه هستیم، پیام اخیر تسلط ایشان بر اوضاع را نشان داد، حتی میزان صراحت و صداقت بالای پیام که خبر از تفاوت نظری ایشان درباره تفاهمنامه میدهد، وابسته به «اعتمادبهنفس» رهبریِ مسلط به امور است و مجوز «مشروط» و درمیانگذاشتن آن با آحاد ملت نیز متکی به این امر است.
دوم .
نمیتوان پیام رهبر انقلاب درباره تفاوت نظر درباره تفاهمنامه را دست گرفت و از آن برای وحدتشکنی استفاده کرد، چون رهبر انقلاب پیش از این نه بهصورت مشروط، بلکه قطعی، تبدیل «اختلافات موجه به تفرقه و شکاف» را مردود کردند.
به همین واسطه، آیتالله خامنهای واسطهها را برای اعلام نظر ایشان حذف و اعلام کردند خودشان به تعهد رئیسجمهور و اعضای شعام اعتماد کردند.
بیاعتمادی اگر هست که هست، به طرف دوم این تفاهمنامه یعنی آمریکاست، بنابراین باید با قبول همه ابعاد نظر رهبری، پرچم دفاع از ایشان را برداریم و همانقدر که از رئیسجمهور و رئیس مجلس بهعنوان دو مسئول مستقیم مذاکرات، توقع مسئولیتپذیری داریم خودمان در مقام مطالبه، مسئولیتپذیر باشیم و اختلافِ حتی موجه را به تفرقه و شکاف تبدیل نکنیم.
همانطور که رهبری «مسئولین امر» را دارای «حسن نظر» معرفی میکنند تا به روشنی به بدنه اجتماعی نسبت رهبری انقلاب با مسئولان را معلوم کنند. این روشنگری صادقانه نعمتی در اختیار مدافعان و منتقدان تفاهم است.
سوم.
پیام رهبری مردود کردن علنی دوگانهای خطرناک بود که یک طرف آن متن تفاهم را «عین نظر رهبری» و طرف دیگر آن را «تحمیل به رهبری» معرفی میکردند.
طرف اول با عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» رد شد و طرف دوم با عبارت «از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
در بخش دوم رهبری خبر از «مجوز مشروط» به امضای تفاهمنامه میدهند که قاعدتاً باید در چهارچوب مورد قبول ایشان بوده باشد. ضمن اینکه فردی با قدرت آیتالله خامنهای هیچگاه زیر بار تحمیل نمیرود؛ در همین پیام به ملت ایران خبر دادند در صورت عبور دشمن از شروط تعیینشده، مجوز قبلی از بین میرود وگرنه نیازی به درمیان گذاشتن آن با ملت نبود.
چهارم.
از موضع عقل انقلابی که در نهاد ولیفقیه ظهور پیدا میکند، آیتالله سیدمجتبی خامنهای ابزار فشار به مذاکرهکننده ایرانی را از دشمن آمریکایی گرفت، چون دولت آمریکا طی چند دهه اخیر نشان داده اگر طرف مقابل را محتاج و تشنه یک توافق تصور کند، آن را دور از دسترس قرار خواهد داد و بازیِ بدونانتهایی ترتیب میدهد. حالا با موضع اصولی رهبری ایران آمریکاییها میدانند مذاکرهکننده ایرانی نهتنها نمیخواهد به هر نوعی توافق کند که اگر «توافق خوب» از حیث منافع ملی ایران ممکن نباشد، تعهد به توقف مسیر داده است.
در این نقطه از زاویه سیاست داخلی اگر منتقدان میخواهند تحولات پیشِ رو منطبق با نظر رهبری پیش برود، باید معیارهای یک «توافق خوب» شدنی را تکرار و مطالبه کنند، نه اینکه هرگونه «توافق نکردن» را معیار قرار دهیم.
نکته اخیر برآمده از این پیشفرض مهم است که چه مدافعان و چه منتقدان، ایران را در فرامتن جنگ پیروز میدان میدانند و باید تلاش شود در «متن نهایی» این پیروزی ثبت شود. به عبارتی اتصال پیروزی ایران در میدان به میز مذاکره میتواند در یک «توافق خوب» بروز پیدا کند، توافق خوب هم در شروط رهبری روشن است.