سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

مقالات

سرمقاله فرهیختگان/ راهبرد مقاومت فعال

سرمقاله فرهیختگان/ راهبرد مقاومت فعال
پیام آذری - فرهیختگان/ «راهبرد مقاومت فعال» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سید مهدی طالبی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: روز یکشنبه هفته جاری نامه ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان / «راهبرد مقاومت فعال» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سید مهدی طالبی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
روز یکشنبه هفته جاری نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در پاسخ به نامه دبیرکل حزب‌الله و مجاهدان مقاومت اسلامی لبنان منتشر شد.
در فرازی از این نامه باتوجه‌به جنایت‌های کم‌سابقه آمریکا و رژیم صهیونیستی و اقدامشان به نسل‌کشی آمده بود: «امروز که ملت‌های جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیست‌های جنایتکار و نابودکننده‌ حرث و نسل به ستوه آمده‌اند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیش رو نمانده است.»
پیش‌ازاین، مبارزان مقاومت اسلامی در نامه خود با اشاره به مبادرت رژیم صهیونیستی به نسل‌کشی و براندازی ملت‌ها، به تعبیر قرآنی آن را به رژیم فرعونی تشبیه کرده و تأکید کرده بودند: «ما از دل میدان نبردی که در آن، کارزار کربلایی خویش را علیه فرعون‌های زمین پیش می‌بریم، با تمام توان و استواری، دست بیعت به‌سوی شما دراز می‌کنیم و یقین داریم که با این بیعت، در حقیقت با حضرت حجت (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) بیعت می‌کنیم؛ چراکه شما به حق، نایب ایشان و حجت او بر ما در دوران غیبت کبری هستید.» متن نامه مبارزان لبنانی و پاسخ رهبر انقلاب حکایت از آشتی‌ناپذیری شرایط کنونی به دلیل نیات دشمن دارد که غایت آن نابودی کامل برخی ملل و اشغال کامل سرزمین‌هاست.
چرا مقاومت؟
تأکید رهبر انقلاب بر این موضوع که راهی جز مقاومت باقی نمانده، نه ناشی از بن‌بست مقاومت و حصر آن در تفکر مبارزه مسلحانه صرف که بر اثر محاسبات دقیق است. به‌طورکلی محور مقاومت در برابر دشمن سه مسیر دارد؛ نخست مقاومت در برابر خواست دشمن، دوم سازش که بر اساس آن بخشی از خواسته‌های دشمن پذیرفته می‌شود و سوم تسلیم که در آن بدون هیچ قید و شرطی تسلیم صورت می‌گیرد. باید دید دشمن به‌طورکلی و یا در شرایط کنونی چه نیتی دارد و می‌توان کدام مسیر از این سه مورد را در پیش گرفت. برای فهم دشمن کنونی که با مدیریت ترامپ شناخته می‌شود باید نگاهی به پرونده‌هایی انداخت که وی به پیش برده است‌.
1- کانادا مسلمان نیست، شاهد وقوع هیچ‌گونه انقلابی نبوده، مخالف دیدگاه‌های آمریکا نیست و در قالب ناتو، جزئی از امپراتوری نظامی واشنگتن به حساب می‌آید. ازسوی‌دیگر، کانادا گرچه کشور‌ مستقلی است، اما تحت نفوذ انگلیس قرار داشته و پادشاه هر دو کشور چارلز سوم است. ترامپ خواهان الحاق کامل کانادا به خاک آمریکا شده و هرچند در مواقعی نسبت به این خواسته سکوت می‌کند، اما آن را فراموش نکرده و همواره از عزم خود برای تسخیر نهایی این کشور خبر می‌دهد. ولع و توسعه‌طلبی آمریکا نسبت به کانادا جدید نیست و آن‌ها قصد داشتند در همان ابتدای استقلال از انگلیس، کانادا را هم به سرزمین‌های خود ملحق کنند. آخرین تلاش نظامی به نخستین سال‌های قرن نوزدهم باز می‌گردد که در آن تلاش برای الحاق کانادا منجر به محاصره بنادر آمریکا و آتش‌زدن کاخ سفید توسط انگلیس شد. با شکست‌های مکرر، آمریکا به‌جای شمال حرکت به سمت غرب و جنوب را در پیش گرفت و کوشید با ادغام اقتصادی مسئله بغرنج الحاق کانادا را در بلندمدت حل‌وفصل کند.
2- گرینلند یک دولت خودمختار در ساختار دانمارک است. دانمارک خود جزئی از ناتو و اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. ترامپ خواهان الحاق آن است. او در دولت اول پیشنهاد خرید را ارائه کرد و در دور دوم به‌جای خرید متمایل به توجیه امنیتی و اشغال آن شده است. دسترسی به مسیر‌های قطب شمال و منابع محتمل زیرزمینی منطقه موردتوجه آمریکا قرار دارد.
3- ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد. ترامپ رئیس‌جمهور این کشور را در عملیاتی که ۴۵ دقیقه به طول انجامید ربود تا با رعب و وحشت ایجاد شده، طی ۳ الی ۴ ساعت پیام تسلیم از کاراکاس مخابره شود‌. گفته می‌شود ازاین‌پس ۸۰ درصد درآمد نفت ونزوئلا به آمریکا تعلق دارد و ۲۰ درصد باقی مانده به دولت داده می‌شود تا از بروز بی‌ثباتی در کشور جلوگیری کند. اگر دولت ونزوئلا نسبت به این امر معترض باشد در وهله اول همانند دولت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ربوده‌شده محاصره دریایی شده، سپس رهبرانش تهدید می‌شوند و احتمال حمله نیز وجود خواهد داشت.
4- ترامپ خواهان تخلیه غزه از ساکنانش شده بود تا این منطقه به خاک آمریکا ملحق شود و واشنگتن با تکیه بر این منطقه، بر منابع انرژی شرق مدیترانه مسلط گردد. هدف دیگر ترامپ ایجاد کانال کشتیرانی از ایلات به غزه و نابودی کانال سوئز در مصر بود.
راه چاره چیست؟
دولت‌ها در برابر ترامپ مسیر‌های مختلفی در پیش گرفته‌اند که شامل مقاومت می‌شود. انگلیس رئیس بانک مرکزی سابق خود را به مقام نخست‌وزیری کانادا رساند تا به آمریکا بفهماند از این کشور عقب نمی‌کشد. این نخست‌وزیر نیز مواضعی جدی و تند در برابر واشنگتن اتخاذ کرد و از لزوم استقلال مالی و نظامی سخن گفت. دومین اقدام انگلیس، مخالفت علنی از ورود رسمی به جنگ با ایران بود. در این زمینه دیگرانی هم وجود دارند. مخالفت اسپانیا با دخالت در جنگ با ایران و عدم صدور مجوز استفاده از پایگاه‌های این کشور موردی مهم بود. ترامپ برای تهدید در چندین نوبت اعلام کرده روابط تجاری آمریکا با اسپانیا قطع خواهد شد. در آخرین نوبت، پس از این تهدید، دولت اسپانیا اعلام کرد اهمیتی برای اظهارات ترامپ قائل نیست. مقاومت در برابر آمریکا منحصر به رقبای این کشور و یا زمان ترامپ نیست. رویکرد حداکثری واشنگتن به همه گوشزد می‌کند مسیر درست، مقاومت در برابر این کشور است؛ زیرا ولع آن، پایانی ندارد.
ابعاد نامه رهبری
نامه رهبر انقلاب به مبارزان لبنانی دارای ابعاد مختلفی است که در ادامه آمده‌ است.
1- رژیم صهیونیستی پس از حمله به محور مقاومت و ضربه به آن، در جنگ ۱۲ روزه به طور مستقیم به ایران حمله کرد. در آن برهه عده‌ای معتقد بودند بازدارندگی پیرامونی که در آن ایران با حمایت از گروه‌های مقاومت عمق راهبردی خود را افزایش داده و جنگ را از مرز‌های اصلی‌اش دور می‌کرد، دیگر کارآمد نیست و راهی جز تقویت بازدارندگی از مرکز و تقویت قوای نظامی کشور وجود ندارد. این یک نگاه انتخابی بود که در آن ایران با درنظرگرفتن محدودیت‌های مختلف باید یکی را برمی‌گزید، اما چنین امری در واقعیت متفاوت بود. ایران طی دهه‌های اخیر تمام بازدارندگی خود را در بازدارندگی پیرامونی و حمایت از محور مقاومت خلاصه نکرده بود، بلکه قوای نظامی در مرکز نیز بی‌وقفه تقویت شده بودند. دفاع ایران در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه که بیش از سامانه‌های پدافند هوایی بر قابلیت‌های آفندی موشکی و پهپادی استوار بود، این مسئله را نشان داد. بنابراین خبری از شیفت ایران از بازدارندگی پیرامونی به بازدارندگی از مرکز نیست و اساساً اجباری در انتخاب میان این دو وجود ندارد. اصل نگارش نامه رهبر معظم انقلاب در پاسخ به مبارزان لبنانی صحه‌گذاشتن بر تداوم نگاه به بازدارندگی پیرامونی در ایران است.
2- رهبر انقلاب در نامه خود با تمجید از نقش مقاومت لبنان و تأکید بر وظیفه ایران در حمایت از مقاومت و تمامیت ارضی این کشور بر ادامه خط جدیدی که در جنگ طوفان الاقصی شکل گرفت تأکید کرده‌اند. در این سیاست که در قالب سیاسی «وحدت ساحات» یا همان وحدت میادین جنگ ارائه شده، اضلاع محور مقاومت جداگانه عمل نمی‌کنند، بلکه برای پشتیبانی از یکدیگر وارد جنگ می‌شوند. ورود لبنان، یمن و عراق به جنگ طوفان الاقصی در دفاع از غزه، اجرای عملیات وعده صادق-۱ برای ایجاد فشار علیه رژیم صهیونیستی و حرکت به سمت آتش‌بس در غزه، عملیات وعده صادق-۲ در حین جنگ ۶۶ روزه در لبنان و ورود لبنانی‌ها به جنگ ۴۰ روزه در این راستا صورت گرفتند. مهم آنکه ایران به‌عنوان مرکز اصلی و یا «ام‌القری» خود نیز بر این مبنا عمل می‌کند که آخرین مورد آن اجرای عملیات نصر-۱ در پاسخ به حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت بود.
3- در شرایط جدید که رهبر معظم انقلاب باتوجه‌به شدت جنایت‌ورزی دشمن، در شکلی متفاوت و با رعایت بالاترین موازین امنیتی فعالیت می‌کنند، نوع صدور نامه‌ها باعث شکل‌دهی غیرمستقیم به افکار عمومی است. درحالی‌که دشمن قصد دارد این شیوه اداره کشور با رعایت بالاترین موازین امنیتی را زیر سؤال ببرد، نامه‌ها و بیانیه‌های رهبر معظم انقلاب و واکنش‌هایی که برمی‌انگیزد، باعث مدیریت ادراکی جامعه و جوامع شده است. شاید برجسته‌ترین مورد که ارتباط عمیقی با مردم و سیاست‌مداران ایجاد کرد نامه مشهور به «علی‌الاصول» باشد. نامه جدید که لبنان و جامعه مقاومت این کشور را خطاب قرار می‌دهد امری متفاوت با تبلیغ دشمن است که می‌خواهد رهبری جدید را با اتکا به اصول حفاظتی، منزوی و خارج از اداره امور نشان دهد. درحالی‌که دشمن انزوا را تبلیغ می‌کند، نشان دادن ارتباطات فرامرزی در موقعیت جنگی، حکایت از فعالیت بالا و اشراف بر امور است.
4- پیش از جنگ ۴۰ روزه اعتقاد برخی بر ناتوانی مقاومت لبنان از ورود به جنگ منطقه‌ای بود. با این وجود مقاومت، ورودی شگفتی‌ساز داشت و موفق شد گرفتاری بسیاری بر رژیم تحمیل کرده و تمرکزش بر ایران را منحرف سازد. پس از آتش‌بس، رژیم صهیونیستی با ر‌ها شدن از جبهه ایران بر لبنان تمرکز کرده و با به کارگیری حرکت‌های جنایت‌آمیز دست به پیشروی در جنوب زد. سقوط قلعه شقیف، رسیدن به آستانه شهر مهم نبطیه، عملیات در تپه‌های علی‌الطاهر و صحبت از احتمال حمله جولانی به لبنان و قطع محور بقاع به جنوب، بار دیگر دیدگاه‌هایی را فعال کرد که بر پایان قدرت مقاومت لبنان تأکید داشتند. نامه مبارزان و پاسخ رهبری که ابعاد نبرد، دستاورد‌های مقاومت لبنان در نبرد کنونی و حمایت‌های ایران را یادآوری می‌کند، نشان‌دهنده زنده بودن این جریان و برنامه‌ریزی بلندمدت آن برای نبردی طاقت‌فرسا با صهیونیست‌هاست.


نظرات شما