پیام آذری - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
صادق زیباکلام| من فکر میکنم از معدود کسانی باشم که از افزایش قیمت بنزین بهشدت دفاع کردهام و دلایل آن را در پستی که در صفحه اینستاگرامم گذاشتم نیز ذکر کردهام. اما بهرغم ذکر دلایل، افراد زیادی به شدت و با تندترین الفاظ به من تاخته بودند که چرا از افزایش قیمت بنزین دفاع میکنید. البته تعداد خیلی کمی هم موافقت کرده بودند. جالب اینکه تقریباً تمام کسانی که حمله کرده بودند، یا مدافعین نظام بودند و مخالف آقای پزشکیان یعنی تندروها و یا براندازها و اپوزیسیون و سلطنتطلبها بودند با این استدلال که چرا از چیزی که به نفع مردم نیست، یعنی افزایش قیمت بنزین، دفاع میکنید. البته که معتقدم تندروهای خودمان هر چیزی که علیه دولت پزشکیان باشد به آن استناد میکنند. اپوزیسیون هم مشخص است که چرا به افزایش قیمت بنزین حمله میکند.
بازار ![]()
اما بیایید برای یک لحظه مسئله را از منظر غیرسیاسی نگاه کنیم، از منظر ایران و آینده ایران. سوالی که مطرح میشود این است که آیا فروش بنزین لیتری 5 هزار تومان، حتی از نیمه آذر که شروع میشود، هزینه هنگفتی برای کشور دارد یا نه؟ من نشان داده بودم و الان هم در این یادداشت نشان خواهم داد که چرا حتی فروش بنزین 5 هزار تومان هم تیشه به ریشه منافع ملی ایران میزند. اگر قیمت نفت خام را در نظر نگیریم، هزینه تولید و حمل یک لیتر بنزین 10 هزار تومان است. وقتی دولت این را 5 هزار تومان میفروشد، یعنی در ازای هر لیتر بنزینی که میفروشد 5 هزار تومان از مصرفکننده دریافت نمیکند. مصرف روزانه بنزین حدود 137 میلیون لیتر در روز است که 114 میلیون لیتر آن توسط پالایشگاههای داخلی تولید و 23 میلیون لیتر از خارج کشور وارد میشود.
بگذارید اول نگاهی به آن 114 میلیون لیتر داخلی بیندازیم. اگر هزینه روزانه 114 میلیون و 5000 تومان را در نظر بگیریم و آن را در 365 روز ضرب کنیم، هزینه سالانه در واقع حدود 200 هزار میلیارد تومان میشود. البته دولت این مبلغ را دریافت نمیکند. بنزینی که از خارج وارد میشود به قیمت حدود 0.8 دلار (80 سنت) است که معادل تقریبی 13 هزار تومان میشود؛ یعنی هزینه واردات این بنزین حدود 90 هزار تومان برای هر واحد است. دولت این بنزین وارداتی را با قیمت 5 هزار تومان میفروشد بنابراین از هر لیتر بنزین وارداتی حدود 85 هزار تومان را دریافت نمیکند. اگر این مبلغ را در 23 میلیون لیتر در روز سپس در 365 روز سال ضرب کنیم، رقم سالانه حدود 700 هزار میلیارد تومان میشود که جمع این ارقام با سهم داخلی حدود 900 همت خواهد بود. 900 همت یعنی چه؟ وقتی ارقام زیاد میشوند، انسان درک درستی از آن ندارد. به همین دلیل به مقایسه متوسل میشوم. کل بودجه سازمان محیطزیست کشور 8 همت است. کل بودجه دانشگاه تهران، بزرگترین دانشگاه کشور با بیش از 30 هزار دانشجو، بیش از 200 هیات علمی و هزاران کارمند، آن هم امسال که مقداری افزایش داشته، حدود 6.5 همت است.
به عبارت دیگر، پول بنزینی که دولت دریافت نمیکند حدوداً بیش از 112 برابر بودجه سازمان محیطزیست و 138 برابر دانشگاه تهران است. درواقع، فاجعه این است که دولت صدها برابر بودجه محیطزیست، پول یارانه بنزین را دریافت نمیکند.
بخش غمانگیز ماجرا نیز این است که بخش عمدهای از این 900 همت بهجای عموم مردم به لایههای مرفه جامعه میرسد چراکه خانوادههای مرفه معمولاً دو یا سه اتومبیل دارند اما بسیاری از خانوارها، بهخصوص در شهرستانها و روستاها، اصلاً اتومبیل ندارند و هیچ بهرهای از این یارانه نمیبرند. همچنین بنزین ارزان باعث شده که تولیدکنندگان داخلی اتومبیل به فکر پیشرفت تکنولوژی نباشند چون میدانند که هر اتومبیلی که تولید کنند، هر چقدر هم بنجل باشد یا عقب به دلیل محدودیت واردات و نفوذ بالای صنعت خودروسازی داخلی و جلوگیری از ورود خودروهای خارجی همچنین بهخاطر ارزان بودن بنزین، بسیاری از خودروها، خودروهای اسقاطی یا قدیمی با مدل پایین هستند یا مصرف بنزین بالایی دارند اما به دلیل ارزان بودن سوخت همچنان از آنها استفاده میشود.