جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

مقالات

توافق با عمان ربطی به آمریکا ندارد

توافق با عمان ربطی به آمریکا ندارد
پیام آذری - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سید مهدی طالبی| خبر‌ها از نزدیک‌شدن توافقی بر سر تنگه هرمز حکایت دارند ...
  بزرگنمايي:

پیام آذری - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| خبر‌ها از نزدیک‌شدن توافقی بر سر تنگه هرمز حکایت دارند که در آن آمریکا حضور ندارد؛ به‌جای آن عمان که یک میانجی بود به طرف اصلی مذاکره تبدیل شده است؛ ارتقای وضعیتی که ناشی از افول موقعیت واشنگتن در منطقه پس از جنگ ۴۰ روزه است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه روز گذشته در این بار گفت: «مختصات جغرافیایی مسیر مدنظر ایران و عمان در تنگه هرمز مورد تفاهم قرار گرفته است.» وی تأکید کرد «چنانچه برخی طرف‌های ثالث در این زمینه کارشکنی نکنند، بیانیه مشترک دو کشور در مرحله بررسی و تدوین نهایی است.» حسن قشقاوی دیپلمات سابق و سخنگوی کنونی نیز اعلام کرد ایران تحت هیچ عنوانی کریدور جنوبی را نمی‌پذیرد و مذاکرات صرفاً باید با عمان انجام شده و هیچ ارتباطی با آمریکا و کشور‌های دیگر ندارد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقه‌ای گزارش کرده پیش‌نویس توافق‌نامه نهایی شده و در انتظار تأیید نهایی رهبران در تهران است. آکسیوس که به طور مستقیم تحت نفوذ رژیم صهیونیستی قرار دارد و در قضایای جنگ به‌شدت فعال بوده، خبر داده است که بر اساس توافق، کشتی‌های ورودی به خلیج‌فارس از مسیر شمالی و در آب‌های ایران حرکت خواهند کرد و کشتی‌های خروجی از مسیر جنوبی و در آب‌های عمان عبور می‌کنند. گرچه طبق این طرح، مدیریت بخش ورودی در اختیار ایران قرار می‌گیرد که برای نخستین‌بار است؛ اما تهران تمایلی به پذیرش یک تقسیم‌بندی جغرافیایی ندارد. یک احتمال پررنگ، متمایل‌شدن ورود و خروج‌ها به سمت شمال است تا تمامی عبور و مرور‌ها تحت اشراف بالای تهران قرار گیرند. آمریکا با ایجاد کریدور جنوبی قصد داشت ضمن جایگزینی ایران در هرمز، ترافیک را به پشت جزایر و عوارض طرف عمانی در تنگه ببرد تا با هدف قرار دادن مواضع راداری و نظارتی جنوب ایران، تهران آگاهی خود در هرمز را از دست بدهد. ایران براین‌اساس مخالف استفاده از محیط کریدور جنوبی در توافق آتی است و ترافیک به سمت شمالی و میانی تنگه هدایت می‌شود؛ ورود از سمت شمال و خروج از بخش میانی.
مختصات توافق
در خصوص توافق احتمالی بر سر تنگه نکات ذیل اهمیت دارند.
1- آمریکا دو خواسته درباره تنگه داشت؛ نخست آنکه بدون هیچ پیش‌شرطی وضعیت آن به قبل از جنگ بازگردد و دوم، در غیر این صورت، آمریکا و ایران درباره سازوکار مدیریت هرمز مذاکره کرده و به طور مشترک آن را اداره کنند. تهران هیچ‌کدام را نپذیرفت. با ناکامی در تحقق این دو مورد، آمریکا خواسته سومی را روی میز گذاشت و آن پذیرش کریدور جنوبی عمان و تبدیل تنگه به دو کریدور مجزا بود. در تهران تقسیم‌بندی تنگه به دو بخش شمالی و جنوبی برخلاف تفاهم‌نامه ۶۰ روزه و منافع کشور ارزیابی شد و حملاتی به کریدور جنوبی صورت گرفت. درنتیجه این خواسته محقق نشد تا تمام سه مسئله موردعلاقه آمریکا ناکام بمانند. مذاکرات با عمان «نه» به همه آن‌هاست.
2- تنگه به دلیل اختلافات میان ایران و عمان بسته نشده تا دو دولت بخواهند مشکلات فی‌مابین را حل کنند، بلکه موضوع اصلی مدنظر تهران، مداخلات واشنگتن و جنگ‌افروزی آن است. ازاین‌رو ایران بازیگر فعال و اصلی میز مذاکره است؛ درحالی‌که تهران می‌تواند بر خطرات امنیتی علیه خود تأکید کند، عمان که طرفی در جنگ نیست، موضع و استدلال‌های مشابهی ندارد.
3- مذاکرات درباره سازوکار اداره تنگه است و حتی با حصول توافق، هرمز به‌سرعت بازگشایی نمی‌شود، زیرا رفع انسداد منوط به مرتفع‌شدن تهدیدات نظامی علیه ایران است.
4- در صورت توافق، سازوکار اداره تنگه احتمال دارد به دو شکل تنظیم شود؛ سازوکار پایه برای شرایط عادی که پس از رفع مشکلات امنیتی مبنا خواهد بود و دوم، سازوکار موقت و فوری برای شرایط کنونی.
5- ایران باید درباره انسداد تنگه در شرایط امنیتی، بند‌های محکمی را در توافق بیاورد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ایران در استفاده از تنگه برای مهار خطر نظامی آمریکا، مشروعیت و استدلال‌های حقوقی بهتری خواهد داشت.
6- اصل توافق با عمان در جمع با تفاهم‌نامه اولیه تثبیت می‌کند که شرایط تنگه به پیش از جنگ باز نمی‌گردد. عدم بازگشت به آن دوره معنایی جز وجود ابزاری کارآمد در دستان ایران برای مهار نظامی دشمن، محل پایدار کسب درآمد‌های خدماتی، اهرمی جهت خنثی‌سازی هرگونه تحریم حقوقی و عملی در قالب‌هایی مانند محاصره دریایی، نخواهد داشت. مواردی که یک شاخص برای تعیین طرف شکست‌خورده جنگ‌اند.
7- نه‌تنها بازگشایی کامل تنگه، بلکه هرگونه عبور محدود بر اساس سازوکار موقت و حتی حصول توافق باید با دریافت چند امتیاز همراه باشد؛ اتمام حملات، کاهش سطح تجهیزات و نفرات و رفع اختلال در کشتیرانی ایران که در قالب محاصره دریایی پیگیری می‌شود.
8- باتوجه‌به آنکه برهم‌خوردن توافق‌نامه اولیه به دلیل تلاش آمریکا برای ایجاد کریدور جنوبی بود و این امر با شکست روبه‌رو شد، توافق بر سر تنگه می‌تواند باعث بازگشت به مفاد تفاهم‌نامه شود.
9- تنگه هرمز از اولین ساعات جنگ در ۹ اسفند مسدود شد و علی‌رغم تمام توافق‌هایی که در این مسیر حاصل شده‌اند هیچگاه عبورومرور از آن به پیش از جنگ نرسید و اغلب نیز به طور کامل مسدود ماند. تقریباً ۵ ماهی از این تحول می‌گذرد و هیچ اتفاق و تهدیدی نتوانسته به غفلت ایران از تنگه منجر گردد. آخرین بار قرار بود با استفاده ابزاری از تفاهم‌نامه اولیه به‌مثابه یک «آب‌نبات»، ایران فریب خورده و در برابر ایجاد کریدور جنوبی سکوت کند تا از مواهب تفاهم‌نامه همچنان بهره‌مند بماند‌. تهران با آگاهی کامل این بازی را برهم زد.
10- مذاکرات با عمان بر سر تنگه در سایه یک جنگ سنگین انجام پذیرفت. ایران پس از ایجاد کریدور جنوبی و دریافت شواهدی مبنی بر احتمال حمله مجدد از جمله تهاجم زمینی، عملیات نصر-۲ را کلید زد. تمرکز حملات بر کویت به‌عنوان مرکز اصلی تهاجم زمینی و اردن به‌عنوان مرکز تهاجم هوایی بود. این حملات چند پیامد در پی داشت؛ در حملات به کویت مراکز و تجهیزات حملات زمینی مانند بالگرد‌ها، آشیانه تعمیرات و انبار نگهداری راکت‌ها و پرتابگر‌های هایمارس هدف قرار گرفتند تا کارت تهاجم زمینی تضعیف شود. به‌موازات آن، حملات همیشگی به اقلیم کردستان تشدید شد تا تروریست‌های حاضر در آن نیز زمین‌گیر شوند. نیرو‌های آمریکایی با مشاهده قدرت ضرب‌شست هوایی و زمینی ایران در اقلیم که با چند عملیات تیپ نوهد همراه شد، تعدادی از کماندو‌های خود را از اربیل خارج کرد و پاتریوت را هم از آن منطقه جمع‌آوری کردند. ازاین‌رو حمله زمینی و دفاع هوایی دشمن در مجاورت مرز‌ها آسیب دید. در حملات به اردن در فاصله تقریباً هزار کیلومتری، آشیانه هواگرد‌ها و سامانه‌های پدافندی هدف اصلی بودند؛ اما هدف ثانویه، آسیب به مسیر زمینی انتقال تدارکات به منطقه بود. دشمن با انسداد هرمز و محروم شدن از خلیج‌فارس به منطقه شام کوچ کرده و تدارکات اصلی خود را از دریای سرخ و بندر عقبه دریافت می‌کرد. مشخص‌شدن آسیب‌پذیری اردن، نشان داد آمریکا نمی‌تواند بر امنیت آن برای تهاجم مجدد به ایران حساب باز کند. هدف قرارگرفتن شدید اردن با وجود دفاع همه‌جانبه دشمن نشان داد سرزمین‌های اشغالی نیز امنیت ندارد؛ چه اینکه با حمله به فرودگاه ملک‌حسین در عقبه، آمریکا فوراً در همان روز سوخت‌رسان‌های خود در فرودگاه رامون را که به عقبه نزدیک بود، به طور موقت تخلیه کرد.
ضرباتی که دشمن در عملیات نصر-۲ دریافت کرد، ضمن کیفیت خود تهاجم، پیشرفت‌های شگرف حملات طی مدت کوتاهی را نشان داد. دشمن دریافت با یک نیروی یادگیرنده و اصلاحگر روبه‌روست که می‌تواند به‌سرعت تاکتیک‌ها، شیوه رزم و ابزار‌های خود شامل تسلیحات را به‌روزرسانی کرده و با وضعیت جدید منطبق کند. هدف قرارگرفتن سوله‌هایی که میزبان تجهیزات جدید اعزام شده به منطقه شده بودند و انهدام چند مرکز به‌شدت سری سازمان سیا، به دشمن اشراف اطلاعاتی و وجود ابزار‌های دقیق و دوربرد در دستان ایران را گوشزد کرد.
11- دشمن بر سر کریدور جنوبی درصدد جنگ با ایران بود که طبق برنامه‌ریزی شامل حملات به زیرساخت‌ها و تهاجم زمینی می‌شد. ایران در مقابل همانند جنگ ۴۰ روزه دو اقدام انجام داد؛ انسداد تنگه و ریختن آتش روی پایگاه‌های آمریکا در منطقه. بااین‌حال دور جدید یک شاخه جدید داشت؛ ورود یمن به عرصه در چهارچوب محاصره دریایی عربستان و انسداد نسبی تنگه باب‌المندب. این اقدام باعث کشیده‌شدن ترمز دشمن برای تشدید جنگ شد، زیرا علاوه بر آنکه نمایش داد درگیری منطقه‌ای بعدی شدیدتر خواهد بود، دورنمایی از فرامنطقه‌ای شدن نبرد را هم ترسیم کرد. دشمن احتمالاً نمی‌خواهد درگیری در باب‌المندب در سایه تحولات هرمز شکلی همانند آن بگیرد. باید توجه داشت باب‌المندب در انسداد بر هرمز سبقت دارد. یمنی‌ها از سال ۲۰۲۳ انسداد نسبی را آغاز کردند؛ اما ایران در سال ۲۰۲۶، ۳ الی ۴ سال بعد آن را شروع کرد. آنچه مانع از حرکت به سمت سازوکار‌های عوارض‌گیری مانند هزینه‌های تأمین امنیت در باب‌المندب شد عواملی مانند عدم انسداد کامل، به رسمیت شناخته نشدن دولت صنعا در جامعه بین‌المللی، وجود تهدید نظامی و نبود دیگر شرایط مهم بود. در مقابل، ایران به عنوان دولتی مورد پذیرش مورد حمله مستقیم قرار گرفت و تنگه را به طور کامل بست. هنگامی که تهران از ضرورت دریافت هزینه تأمین امنیت در تنگه صحبت کرده و تأکید دارد بدون رفع تحریم نمی‌توان عبورومرور را از سر گرفت، قطعاً تنگه باب‌المندب نیز به سمت‌وسوی مشابهی حرکت خواهد کرد. اگر یمنی‌ها پیش‌ازاین باب‌المندب را روی شناور‌های رژیم برای اجبار آن به توقف جنگ در غزه، بسته بودند، حالا آن را بر شناور‌های سعودی برای رفع محاصره خود بسته‌اند. این یک شباهت به الگوی هرمز است. عامل جانبی ولی اصلی انسداد باب‌المندب تحرکات جنگی آمریکا در منطقه است و اگر خطر جنگ رفع شود احتمال بازگشت اوضاع می‌رود. بخشی از جبهه دشمن احتمال دارد بخواهد با توافق بر سر تنگه هرمز، ادامه ماجرا‌ها را که به باب‌المندب کشیده شده، به پایان برساند.


نظرات شما